eitaa logo
یادداشت‌💌✍
384 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
107 ویدیو
14 فایل
📚۱عملکرد بانوان راوی‌شیعه عصر ابناء الرضا(ع) ۲روش‌های آموزش صید مروارید علم ۳زمزمه‌ قلب من ۴بر دین‌حسین علیه‌السلام ۵ره‌آورد پژوهش۲ ۶تاریخگذاری روایات وحی ✍️نجمه‌صالحی: مدرس‌حوزه و دانشگاه @salehi6 سایت شخصی 🌐https://zemzemh.ir/
مشاهده در ایتا
دانلود
فراق این روزها حال ‌و هوای دلم غرق در دریای دلتنگی است،اندیشیدن به حال و هوای زیارت و نفس کشیدن در فضای بین‌الحرمین وجودم را مالامال از شادی و شعف می‌کند‌ و آسمان دلم را ابری و رویم را بارانی. حال و هوای پیاده روی اربعین به سرم زده، جادهٔ عشق که گویی به جای گام نهادن روی زمین، چند متری از آن بالاتر بودم و سر‌مست از رایحهٔ جانفزای حرم آن هم شبانه در کنج ضریح. همیشه با آمدن محرم، بغض، گریبان دل را تنگ در آغوش می‌کشد و هق‌هق ناله‌ها تا دامان ستاره‌ها پر می‌کشد. دو سال است که محرم و عاشورا به مانند هر سال مهمان خیابان‌ها و محله های قدیمی نمی‌شود. با آمدن محرم، صدای مویهٔ عرشیان به گوش می‌رسد اما با هجوم ویروس ناخوانده، صدای ندبه‌های دسته جمعی به بغض در خلوت خانه تبدیل شده است . دل‌های زلال عاشقان مکتب سیدالشهدا علیه السلام چون آب ریخته از مَشک تیر خوردهٔ قمر منیر بنی هاشم علیه السلام بی‌تاب آل الله علیهم السلام است لکن ضجه‌ها در گلو فرو کشته شده. دریغ و افسوسِ نعمت‌های از دست رفته بر وجودم سنگینی می‌کند، روزهایی که بی‌دغدغه در کنار هم می‌نشستیم و بر مصائب سیدالشهدا علیه السلام می‌گریستیم. روزهایی که شانه به شانهٔ دلدادگان حسینی در طریق عشق قدم می‌گذاشتیم و چای عراقی را همچو داروی شفابخش به جان تزریق می‌کردیم و علاج پیکر ناخوش را نفس کشیدن در این طریق می دانستیم و از بُن‌جان از گام نهادن در این طریق خرسند بودیم. اکنون رسیدن به آن‌ روزها آرزو شده و لمس ضریح شش گوشه حسرتِ مانده بر دل؛کاش این فراق به پایان رسد! ✍ نجمه صالحی ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ @javal60
🔰کتاب زمزمه قلب من(مجموعه یادداشت‌)☝️ ✳️مجموعه یادداشت‌های علمی و خاطرات سفر کربلا و پیاده روی اربعین سرکار خانم نجمه صالحی در کتاب «زمزمه قلب من» به چاپ رسید. 🆔https://eitaa.com/jz2602
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ @javal60
یادداشت‌💌✍
#یاابا_الفضل_العباس ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ @javal60
غریبانه‌ترین وداع امام او را در آغوش گرفت.تن عباس بوی رمضان بیست سال پیش را می‌داد؛ شبی که پدر دستان برادر نوجوان را در دست او گذارده بود. هنوز طنین صدای پدر در خاطرش زنده بود:«ای عباس! در کنار برادرت حسين بمان که مظلوم تر از مظلومیت او نیست.*» پدر از آن دو خواسته بود مثل همیشه در کنار هم باشند و چه خوب همراهی کرد. اگر او نبود چگونه دریای طوفانی غم فراق برادرش حسن علیه السلام به آرامش می‌رسید؟! جان و دلش به غیرت و شجاعت او گرم‌تر می‌شد. نخستین آرایه‌های شجاعت، در زندگی پسر ارشد علی و ام‌البنین علیهماالسلام لحظه‌ای جان گرفت که پدر او را«عباس»نامید. شیر بیشه‌ای که شیران از او بگریزند، او در خانه‌ای پرورش یافت که از نور ایمان سرشار بود؛ در کنار پدری رشد نمود که در کرانه‌های تاریخ و در مقابل سیلاب‌های زمانه، محکم ایستاده بود. آشکار است که عباس، خلق و خوی حیدری خواهد گرفت. از زمان پرکشیدن پدر، بیست سال می‌گذشت. دستان عباس قوی‌تر و شجاعتش بیشتر شده بود. بازوانش را محکم گرفت. باچشمانش با او حرف زد، باید حرکت می‌کردند؛ روی به شریعهٔ فرات نهادند. شیران حیدر، چشم از عالم پوشیده و لشگر گرگ‌های درنده را می‌شکافتند و متفرق می‌کردند. بین دو برادر فاصله افتاد، صاحب لوا و فحل‌الفحول حیدر، به شریعه نزدیک‌تر شد. سیل تیر و سنگ از هر طرف به سویش روان بود، شبل مرتضی، دشمنان آل الله علیهم السلام را همچون ملخانی به این و آن سو پراکنده و رجز خوانی می‌کرد: وَاللّه ِ إن قَطَعتُمُ يَميني إنّي اُحامي أبَداً عَن ديني* چشم و سر و دستش فدایی برادر شد، بر زمین افتاد، باچشم خون‌بار نظر به برادر انداخت، حسین علیه السلام به سختی خود را به او رسانده بود. زانوانش سست شد، کمرش خم شد، بر زمین نشست، بانگ ای برادر، ای نوردیده برداشت، چه لحظه دردناکی وداع دو برادر... «وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ»آیه 227 /سوره شعراء *پيشگویی‌های اميرالمومنين(ع): سيد محمد نجفی يزدی *المناقب لابن شهرآشوب: ج ٤ ص ١٠٨، بحار الأنوار: ج ٤٥ ص ٤٠. ✍️نجمه صالحی http://salehi60.blogfa.com/ ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ @javal60
پرواز دیدید وقتی پرنده‌ها رو می‌گیرند می‌گذارند تو قفس چقدر دست و پا می‌زنند تا از قفس بیرون بزنند و پرواز کنند، بعد از یک مدت که می‌فهمند چاره ای ندارند، کِز می کنند یک گوشه و تماشا می‌کنند... وضع زندگی ما تو دنیای کنونی اینطور شده، بعد از یک عالمه دست و پازدن تو قفس دنیا باید بشینیم ببینیم دیگه می‌خواد چی به سرمون بیاد، ببینیم کِی در قفس باز میشه و کِی وقت پر کشیدن ماست😔 انگار قبلنا در قفس دیر به دیر باز می‌شده، اما حالا تندتند دارند پر می‌کشند... نمی دونم کِی نوبت ما میشه... ✍️نجمه صالحی http://salehi60.blogfa.com/ ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ @javal60
خاص‌ترین پازل همه‌ی ما قطعا یک‌بار با پازل یا جورچین مواجه شده‌ایم، قطعات را با دقت و آرامش کنار هم می چینیم تا تصویر واقعی و اصلی نمایان شود. به نظر من مراحل زندگی هم مثل پازل است، قطعات پازل به‌تدریج کنارهم چیده می‌شود و از یک جایی به بعد تصویر کم‌کم واضح می‌شود. پازل‌های زندگی من نیز فراوان بوده‌اند بعد از تکمیل بخشی از آن، یک شکل دیگر نقش می‌بندد، قطعه‌های پازل جدیدم سه سال پیش روی زمین ریخته شد. نوزاد تازه‌ متولد شده که حتی نام نداشت، جلسات پشت جلسات، همفکری، مشورت و آزمون و خطا؛ همه در کنار هم تلاش می‌کردند تا قدمی بردارند یا کمکی برای بهتر شدن شرایط پژوهش تاریخ دوست‌ها انجام دهند، همه در کنارهم با یک هدف. تلاش‌ها ادامه داشت و یکی یکی افراد به جمع ما پیوستند، یکی پر انرژی ‌و فعال بود، دیگری را باید هول می‌دادیم، بخش اول پازل چیده شد و قاب تصویر دوستان همراه کامل شد، در کنار هم خدمت کردیم. هر چقدر بیشتر تلاش می‌کردیم و رضایت را در چهره افراد می دیدیم، انگار انرژی دوپینگ کرده بودیم و نیروهایمان دوبرابر می‌شد، گام بعدی شکل گرفتن کانال گذرگاه بود، بعد هم نشریه گذرگاه. حالا این پازل به شکل یک کودک نوپا درآمده، کودکی که اسم دارد ولی مراقبت‌های ویژه می‌طلبد، کودک ما سه ساله شده و در آستانهٔ تولد سه سالگی‌اش هستیم. در این مدت در اثر خدمتگزاری‌ و مراقبت از این کودک، پیشرفت‌هایی دیده‌ام که فقط و فقط از دعای خیر دوستانم بوده، من اسمش را گذاشته‌ام معجزه، مگر نه این است که معجزه رویداد یا اتفاقی است که نمی‌توان آن را به روش علمی بررسی و اثبات کرد؟ خب من این معجزات را دیده‌ام و کاملا لمس کرده‌ام. چه خوب گفت سعدی شیرازی «طریقت جز خدمت خلق نیست»، هرکسی در حد‌خود؛ اصلا از او بهتر خدای مهربان در قرآن به پیامبرش دستور می‌دهد که در راه خدمتگزاریِ خلق متواضعانه رفتار کند* و معصومین علیهم السلام در پناه آموزه‌های الهی می‌فرمایند: «کسی که هر روز به امور مسلمانان همت نگمارد، مسلمان نیست.*» به نظرم پازل خدمت به خلق، خاص‌ترین پازلی است که هر کسی تا پایان عمر باید در تکمیل آن کوشا باشد. 🍃ومن الله توفیق🍃 ✍️نجمه صالحی ______________________ *وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنْ اتَّبَعَکَ مِنْ الْمُؤْمِنِینَ (شعرا/ 215) پر و بال خود را برای مؤمنانی که پیرو تو هستند، بگستران. *ر.ک:  اصول کافی، ج 2، ص 163، ح 1 http://salehi60.blogfa.com/ ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ @javal60
یادداشت‌💌✍
آرامش دل امروزه نوشتاردرمانی یکی از شیوه‌های مفید و قابل استفاده است که روانشناسان به مراجعین خود پ
نوشتن:رسانه فکر و تفکر ✍️نجمه صالحی نویسندگی دنیای عجیبی دارد، گاهی می‌نویسی برای مخاطبی که نمی‌شناسی‌اش یا اصلا وجود ندارد یا شخصیت او را در ذهنت می‌سازی و روی کاغذ می‌آوری، گاهی طنز و گاه تراژدی غمناک می‌نویسی. نویسنده‌ معمولا انسان درونگرایی است که به جای سخن گفتن می‌نویسند، واژه‌ها برای او حکم تریبون همگانی دارد، می‌نویسد تا آنچه در خاطرش می‌گذرد و طرحی که به ذهنش خطور کرده بر روی کاغذ بیاورد، گاهی در مسائل حقیقی و به روز می‌نویسد و گاه در مورد فانتزی‌های تخیلی‌. اگر نویسنده نگرید، خواننده اشک نخواهد ریخت؛ اگر متحیر نشود، خواننده شگفت‌زده نخواهد شد؛ نویسنده‌ها خالق نوشته‌ها و کتاب‌های خود هستند. نوشتن، نوعی تفکر و استخدام واژه‌ها برای آرایش کلام است و کلام، تنها رسانه‌ی فکر. نوشتن، نوعی از برقراری ارتباط با انسان‌ها و جهان پیرامون است با بهره‌گیری از واژه‌هایی که حاکی از تجربیات، حقایق و ایده‌ها است. نوشتن، می‌تواند به ما کمک کند تا به این درک برسیم که چگونه به آنچه که در اطرافمان اتفاق می‌افتد پاسخ درست دهیم و یا حتی احساسات خود را کنترل کنیم. از فواید نوشتن نباید غافل شد حتی در سخت‌ترین شرایط، بهترین مرهم زخم است. امام صادق علیه‌السلام :«دل با نوشتن آرام می‌گیرد.» میزان الحکمه،ج۱۰،ص۴۱ http://salehi60.blogfa.com/ ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ https://eitaa.com/zemzemh60
حال دل حال دلت که خوب باشد،گرمی هوا برایت کلافه کننده نیست. حال دلت که خوب باشد، سروصدای خیابان برایت ساز کوک و گوش‌نواز می‌شود. حال دلت که خوب باشد، شلوغی خیابان برایت نویدبخش حیات و طراوت است. حال دلت که خوب باشد، ایستادن در یک ادارهٔ شلوغ‌ برایت توقف در زیباترین تصویر زندگی می‌شود. حال دلت که خوب باشد، حتی مکث پشت چراغ‌ قرمز، توقفی دلپذیر می‌شود. حال دلت که خوب باشد، با انتظار در صف نانوایی فقط بوی خوش زندگی را می‌توانی استشمام کنی. حال دلت که خوب‌ باشد، دنیا برایت رنگارنگ می‌شود، حتی تیره شدن آسمان برایت بشارت باران می‌دهد. حال دلت که خوب باشد، همهٔ انسان‌ها دوست‌داشتنی می‌شوند. حال دلت که خوب باشد، برای بهتر شدن حال دیگران نیز تلاش می‌کنی. اصلا حال دلت که خوب باشد، نفوذ تیرگی‌ها و کژی‌ها به دلت غیرممکن می‌شود،خودت کوه استقامت و راستی خواهی شد. هیچ کس مثل خودت نمی‌تواند به خوب شدن حال دلت کمک کند، فقط کافیست که اراده کنی؛ با دور شدن از غم و چیزهای آزاردهنده، حال دلت را خوب کن! فقط بخواه همین!! ✍️نجمه صالحی http://salehi60.blogfa.com/ ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ @javal60
خداحافظ محرم اربابم حسین من را ببخش اینقدر دل‌مشغولی‌های دنیا زیاد بود که نفهمیدم چطور آمدی و چطور داری می روی! امشب شب فراق از توست!شب جدایی شد و هجران از تو! باچشم بر هم زدنی سفره عزای اربابت جمع شد. یا حسین! تازه چشمان خشک از اشک‌مان به گریه‌ات رسید، تازه با حرارت عشقت وجودمان گرم شد. یاحسین! محرم بهار گریه‌ات بود، می‌گریم اما بوی جدایی می‌دهد این گریه هایم یاحسین! من را ببخش بخاطر کم‌کاری‌هایم..‌. ✍️نجمه صالحی http://salehi60.blogfa.com/ ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ @javal60
به تو می‌اندیشم، تویی ‌که انیسی در تنهاترین لحظه‌هایم! تویی که در نبود همه بودی، در نبود همه هستی، در نبود همه تو تنها تکیه‌گاهی، جان پناهی، آرام جانی . اصلا وقتی تو را دارم دلم قرص است، نمی‌ترسم، تو را دارم چه غم دارم؟! ✍️نجمه صالحی http://salehi60.blogfa.com/ ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ @javal60
چه به سرشان آمد، که سه بار گفت:«الشّام الشّام الشّام» گویی همین روضه در ماه صفر کافیست😔 ✍️نجمه صالحی ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ @javal60
شمارش معکوس بعد از وداع با حضرت پدر، ابوالائمه علیه السلام، حرکت به سوی دانشگاه انسانیت را از وادی السلام شروع کردیم. بوی عطر و گلاب‌، تصویر مه آلود دود آتش، صدای روضه های عربی و صدای فریاد «کِراج کِراج» راننده‌ها که مسافرها را به گاراژ می بردند، توجهم را چند لحظه‌ای به خود جلب کرد و حرکتم را کُند. بعد از گذر از وادی‌السلام به جاده اصلی رسیدیم. سربازی طناب به‌دست روی مانع‌های پلاستیک نارنجی رنگ ایستاده بود تا مردم به وسط جاده نیایند. هر وقت طناب را پایین می‌انداخت، مردم حرکت می‌کردند. در هنگام بالا بودن طناب مردم منتظر می‌ایستادند. گویی سرباز چراغ راهنما شده بود و طناب نشان چراغ قرمز! به هنگام انتظار، سرباز شعار «لبیک یا حسین» سر می‌داد و مردم، شعار را تکرار می‌کردند... دلدادگان حسینی از همان ابتدای راه همچو پرندگان، سبکبال خود را وارد حریم یار کرده بودند و برای رسیدن به معشوق‌‌ عمودشماری می‌کردند... عده‌ای از همان ابتدای کار با شمارش معکوس عمودهای نجف تا کربلا را می‌شمردند تا به عمود ۱۴۵۲ برسند.... 🖋نجمه صالحی_بخش‌هایی از کتاب «زمزمه قلب من» شمارش معکوس | پایگاه خبری تحلیلی صدای حوزه https://v-o-h.ir/socialservice/24678/%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%85%D8%B9%DA%A9%D9%88%D8%B3/ http://salehi60.blogfa.com/ ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ @javal60