eitaa logo
💕زندگی عاشقانه💕
25.9هزار دنبال‌کننده
12.1هزار عکس
2.6هزار ویدیو
86 فایل
ازحسین بن علی هرچه بخواهی بدهد توزرنگ باش وازونسل علی دوست بخواه👪 مباحث و دوره های #رایگان تخصصی #همسرداری، #تربیت_فرزند، و.. ادمین تبلیغ @yamahdi85 📛استفاده ازمطالب فقط با #لینک_کانال جایزست❎ 👈رزرو تبلیغات↙ @tab_zendegiashghane
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
#هردوبخوانیم همسرم،عشق زیبای من🌸 🍃 هر گاه عیبی در من دیدی به خودم خبر بده نه کسی دیگر 👈چون تغییر آن دست من است... کار اولت باعث پیشرفت و بهبودم میشود اما گزینه دوم 👈غیبت است و مرا در تاریکی نگه میدارد 💞 @zendegiasheghane_ma
برداشت هایی از کتاب #مفاتیح_الحیاة #قسمت۱۰ #عوامل_سلامت 🔰🔰🔰 امیرالمومنین علی علیه السلام به امام حسن علیه السلام فرمودند؛ می خواهی چهار خصلت به تو بیاموزم تا از زحمت درمان بی نیاز گردی؟ عرض کرد: آری. فرمود: بر سر سفره منشین مگر آنگاه که گرسنه ای از کنار سفره برنخیزد مگر وقتی که هنوز اشتها داری و جویدن غذا را به نیکی انجام ده و پیش از خوابیدن به دستشویی برو در جایی دیگر، غذای پاکیزه خوردن و هنگام تخلی خودداری نکردن را هم قید کردند. @jalasaaat
برداشت هایی از کتاب ۱۰ 🔰🔰🔰 امیرالمومنین علی علیه السلام به امام حسن علیه السلام فرمودند؛ می خواهی چهار خصلت به تو بیاموزم تا از زحمت درمان بی نیاز گردی؟ عرض کرد: آری. فرمود: بر سر سفره منشین مگر آنگاه که گرسنه ای از کنار سفره برنخیزد مگر وقتی که هنوز اشتها داری و جویدن غذا را به نیکی انجام ده و پیش از خوابیدن به دستشویی برو در جایی دیگر، غذای پاکیزه خوردن و هنگام تخلی خودداری نکردن را هم قید کردند. 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 دوست خوبم😍 💡 ؛ برای سلامتی، پیش از اینکه دنبال این باشیم که چی بخوریم تا سالم بمونیم باید حواسمان باشه که کمتر بخوریم، با شکم سیر غذا نخوریم، در گرسنگی بخوریم و قبل از سیری دست بکشیم. یعنی نخوردن مهمتر از چی خوردن است. البته چه چیز خوردن هم مهم است. یعنی خودش عامل بیشتر بیماریهاست 💡 ؛ درسته خوراکی های طیب متاسفانه گران است ولی بهتره کم بخوریم ولی طیب و سالم بخوریم؛ روغن های طیب، نمک طیب، گوشت طیب ، نان طیب و ... 💡 ؛ طبق روایت تمام مریضی ها از سردی هاست، تا می تونیم گرمی بخوریم، مثلاً صبح ها پنیر نخوریم، به جاش ارده شیره یا عسل بخوریم و ... ❤️خانوم و خونه❤️ دشمن، کمر همت بسته که از طریق دستکاری تغذیه ، مواد تراریخته و فرهنگ فست فود و شکم سیری، ما رو هلاک کنه 👌 شما الان توی آشپزخونه نقش یه مجاهد فی سبیل الله رو داری که باید تمام تلاشت رو در کسب اطلاعات در مورد طیبات و خبیثات و آداب خوردن داشته باشی و در زندگی پیاده کنی 👈 تا بتونی خانواده تو از این هلاکت نجات بدهی. ✅ سنگرت رو دریاب @jalasaaat
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃 💚‌‌پیامبر اکرم (ص) :‌ لبخند های زن و شوهر به روی هم به‌ هنگام برخورد با یکدیگر ‌و یا خداحافظی صدقه است‌ و به اندازه انفاق فی سبیل الله ارزش‌ دارد‌‌👌😍 📚کافی جلد ۵ صفحه ۵۶۹‌ 💞 @zendegiasheghane_ma
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
5-khotbehgadir78355.mp3
1.93M
(ع) دانلود کنید دوستان و یکبار خطبه غدیر و تفسیرش رو بشنوید 💞 @zendegiasheghane_ma
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 💕زندگی عاشقانه💕
#سرگذشت_ارواح_در_عالم_برزخ با داستان گونه سرگذشت ارواح در عالم برزخ با ما همراه باشید 💞 @zendegiasheghane_ma
💕زندگی عاشقانه💕
💞🍃💞🍃💞🍃💞🍃 #سرگذشت_ارواح_در_عالم_برزخ #قسمت12 نیک همچنان به پیش می‌رفت و من مشتاقانه، اما با دلهره
💕💫💕💫💕💫💕💫💕 من از آغاز سفر تا اینجا سایه به سایه دنبالت آمدم، در پرتگاه ارتداد تلاش بسیار کردم که خود را به تو برسانم، اما موفق نشدم. با عجله گفتم: مگر آنجا از من چه می‌خواستی: گفت: می‌خواستم از آن دره عبورت دهم. با ناراحتی تمام فریاد کشیدم: یعنی می‌خواستی تا قیامت مرا زمین گیر کنی؟ بدین سان قدم به مسیر چپ نهادم. پس از مدت‌ها راهپیمایی به غار بزرگی رسیدیم. بدون اینکه صورتم را برگردانم به گناه گفتم: چه کنم؟ گفت: می‌بینی که راه دیگری نیست و باید از داخل غار عبور کنیم. وارد غار شدم. اما تاریکی بیش از اندازه آن مرا به وحشت افکند. صدای گناه را شنیدم که می‌گفت: چرا ایستادی؟ این راه بسیارهموار و بی خطر است. با خیالی آسوده به راه خویش ادامه ده. چند قدمی جلوتر رفتم و باز ایستادم و اطراف را نگریستم. حالا دیگر دهانه ابتدای غار هم پیدا نبود. تاریکی و ظلمت بر همه جا حاکم شد. ترس عجیبی در وجودم رخنه کرده بود. گناه را صدا زدم، اما هیچ جوابی نشنیدم. با وحشت برای مرتبه‌ای دیگر صدایش زدم، اما جز انعکاس صدای خود، هیچ صدایی به گوشم نرسید. وحشت و اضطراب لحظه‌ای راحتم نمی‌نهاد. در اطراف خود چرخی زدم تا شاید راه گریزی بیابم، اما دیگر نه ابتدای دهانه غار را می‌دانستم کجاست نه انتهای آنرا. بی اختیار نشستم و مبهوتانه سر به گریبان ندامت فرو بردم. غم و اندوه در دلم لبریز شد، و از دوری و فراق دوست با وفا و مهربانم نیک بسیار گرسیتم. هنوز چیزی نگذشته بود که صدای پای عابری مرا به خود آورد. گوش‌هایم را تیز کردم شاید بفهمم صدای پا از کدام سو است. عطر دل نواز نیک قلبم را روشن کرد. و این بار اشک شوق در چشمانم حلقه زد. آغوش گشودم و با خوشحالی تمام او را در آغوش فشردم و تمام ماجرا را به رایش بازگو کردم، تا مبادا از من رنجیده خاطر گردیده باشد. نیک گفت: من نیز چون تو را در عقب خود نیافتم، از همان راه بازگشتم، به واسطه بوی بدی که در سمت چپ، بر جای مانده بود، از جریان آگاه شدم و در آن مسیر حرکت کردم. اما هر چه گشتم تو را ندیدم. تا اینکه به نزدیک غار رسیدم. گناه را دیدم که از غار بیرون می‌آمد و چون مرا دید به سرعت دور شد ( سوره هود ، آیه114 و میزان الحکمه/ ج3 ص476 )، دانستم که تو را گرفتار کرده است، و چون داخل غار شدم صدای ناله را از دور شنیدم، خوشحال شدم و به سرعت به سمت تو آمدم. ادامه دارد.... 💞 @zendegiasheghane_ma