eitaa logo
خانواده بهشتی
5.3هزار دنبال‌کننده
27هزار عکس
16.1هزار ویدیو
152 فایل
مدیریت؛ @mosafer_110_2 تبلیغ بانوان؛ eitaa.com/joinchat/638124382Cd9f65b52cc تبلیغ مذهبی،خبری،بانوان؛ eitaa.com/joinchat/2836856857C847106613b
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ ‍ ⚠️ 👌🏻 ‼️لباسهای شیک وگران تن بچه های زیر۱۰سال (به ویژه پسران)نکنید! همه ما والدین دوستان داریم که فرزندان برازنده وشیکی درجامعه داشته باشیم تاهم انهاموفق به گرفتن تاییداجتماعی شوندوهم خودمان حس مناسبی ازوالدین آنهابودن پیداکنیم. ✅اماازیک چیزغافلیم وآن هم این است که دنیای درونی وارزشهای بچه هاباماتفاوتهای بنیادی دارد. زمانیکه شماتن پسر بچه ای تن پوش گران قیمت وشیکی میکنیدکه هر لحظه میتواند دچارلک و کثیفی گرددوآنوقت شمابه شدت به هم ریخته وعصبانی میشوید، ❇️این برای فرزند شمانه تنهاهیچ جنبه لذت وغرور ندارد،بلکه هر لحظه بودن با آن لباس برای وی لحظه نکبت وتحقیر است، چون مدام شمامراقبش هستید وتذکرات پی درپی برای مواظبت به اومیدهید! وخدانکندکه لک شود😨 خوب این بچه،خداخدامیکند تازودتر این یونیفورم نکبت را ازتن به درکندوآزادشود. چرا که این لباس تمام لذتها راممنوع کرده وتمام تحقیرهارابه سمتش‌سرازیرمیکند.😔 کمی دقیقتر نگاه کنیم این لباس شیک به مثابه لباس زندانی است که زندانی به ابعاد تن فرزند شما ساخته است وهر لذتی را از قبیل غذا و همراهی با همسالان را به اضطرابی کشنده تبدیل نموده است. حالا زمانی این فشار چندبرابرمیشود که قرار است به رستوران ومجلسی خیلی رسمی و باکلاس هم برویم.😡 کم کم می فهمیم چرابچه هاهرچقدر بزرگتر میشوند ترجیح میدهند دیگرهمراه مابیرون نیایند. 💎این راپدری مینویسد که هم پدری را تجربه کرده است وهم قریب۲۰سال است که درباره روانشناسی وخودشناسی سخنرانی میکند. وازهمه مهمترخودپسری بوده عاشق زندگی ✨امیدوارم‌این‌نوشته‌باعث‌آزادشدن‌روح‌‌کودک‌شود
♥️🍃🍃♥️ بعد از خیانت یا هر رفتار ناشایست همسر بخشیدن یا نبخشیدن یا فرصت دادن یا ندادن تصمیم بسیار سخت و حساسی در زندگی شماست.برای گرفتن بهترین تصمیم در این موقعیت بهتر است این سوالات را از خود بپرسید: آیا این اولین خطای همسرم بوده است؟ یا این چندمین لغزش او در رابطه می باشد؟ تا بحال چند بار او را بخشیده ام؟ آیا در این رابطه هر بار ارزش ها ی فردی و عزت نفس خود را از دست می دهم؟ آیا او مدام رفتار های نامناسب گذشته را تکرار می کند؟ آیا او مدام به من دروغ می گوید؟ آیا می‌خواهم همچنان با همسرم زندگی کنم و او را ببخشم؟ یا فقط می توانم او را ببخشم و حاضر به ادامه زندگی با او نیستم. آیا می‌توانم باز هم اعتماد از دست رفته چند باره ام را به دست آورم؟ آیا او واقعا پشیمان است؟ برای جبران خطاهای گذشته و جبران اعتماد از دست رفته تلاش می کند؟ ‌‌↶به مابپـــ💕ــــیوندید↷ @zendegiasheghaneh 👆
سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیم آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم😔😔 @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
🍃🌺 ✨اشتباهاتم را دوست دارم.. آن ها همان تصمیماتی هستند که خودم گرفته ام و نتیجه اش را هر چه باشد می پذیرم 💫اشتباهاتم را گردن کسی نمی اندازم می پذیرم که انسانم و اشتباه می کنم نه فرشته ام و نه شیطان و نه انسان کامل تا زنده ام برای انتخاب راه درست فرصت است.. 💫وقتی زمین میخورم ،بلند میشوم خود را می تکانم و ادامه می دهم اشتباهاتم را دوست دارم…. آنها حباب شیشه ای غرورم را می شکنند هر زمان به اشتباهاتم پی بردم بزرگتر شده ام 💫اشتباهاتم را دوست دارم….. آنها گران ترین تجربه هایم هستند ، چرا که برایشان هزینه گزافی پرداختم.💝 @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👫☝️☝️ 📌 چند اشتباه رایج در تربیت کودک❗️ ⚠️ آینده کودکان را به دست خود خراب نکنیم‼️ @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
💎درویشی بود که در کوچه و محله راه می‌رفت و می‌خواند: "هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی" اتفاقاً زنی این درویش را دید و خوب گوش داد که ببیند چه می‌گوید وقتی شعرش را شنید گفت: من پدر این درویش را در می‌آورم که هر روز مزاحم آسایش ما میشود. زن به خانه رفت و خمیر درست کرد و یک فتیر شیرین پخت و کمی زهر هم لای فتیر ریخت و آورد و به درویش داد و رفت به خانه‌اش و به همسایه‌ها گفت: من به این درویش ثابت می‌کنم که هرچه کنی به خود نمی‌کنی. کمی دورتر پسری که در کوچه بازی میکرد نزد درویش آمد و گفت: من بازی کرده و خسته و گرسنه‌ام کمی نان به من بده. درویش هم همان فتیر شیرین را به او داد و گفت: "زنی برای ثواب این فتیر را برای من پخته، بگیر و بخور فرزندم ! پسر فتیر را خورد و حالش به هم خورد و به درویش گفت: درویش! این چه بود که سوختم؟ درویش فوری رفت و زن را خبر کرد. زن دوان‌دوان آمد و دید پسر خودش است! همانطور که توی سرش می‌زد و شیون می‌کرد، گفت: پسرم را با فتیر زهر آلودم مسموم کردم . آنچه را که امروز به اختیار می‌کاریم فردا به اجبار درو می‌کنیم. پس در حد اختیار، در نحوه‌ی افکار و کردار و گفتارمون بیشتر تامل کنیم!🌹 @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
💢 👈مسائل خصوصی شما فقط به خودتون مربوطه...🙂 👈با هیچ کس از احساسات و خلوت هاتون صحبت نکنید...⛔ ✌️زیرا که این مسائل مختص شما و همسرتونه نه کسی دیگه...👌 ✍ ➺『@zendegiasheghaneh
⚠️ 👌🏻 🌻موبايل ِ قفل نشده؛ پرچم ِ اعتماد دیروز در حال خوردن غذا در یک رستوران بودم. یک زن و مرد که به نظر دوست یا همسران تازه نفس میرسیدند، روی میز کناری نشسته بودند. دیدم که زن برای شستشوی دستهایش بلند شد. مرد با نگاههای مهربان و لبخند محبت آمیزش، زن را تا درب دستشویی بدرقه کرد. بلافاصله پس از بسته شدن درب، مرد به سمت موبایل زن هجوم آورد و مشغول جستجو در موبایل شد. چهره اش مانند آیینه ای بود که میتوانستی نوشته های داخل موبایل را در آن بخوانی. گاهی شاد، گاهی غمگین، گاهی کنجکاو، گاهی بی حوصله. 🌱🌱 @zendegiasheghaneh1 به سرعت موبایل را در جای خود گذاشت و زمانی که زن برگشت، با همان لبخند همیشگی، با زن صحبت کرد. این بار در چهره اش نشانه ای از غرور و زیرکی نیز دیده میشد. میتوانم فکر کنم که در آن لحظه با خودش چه می اندیشیده است… شاید خودش را با شرلوک هولمز هم رده می دانسته، یا پوارو یا هر کدام از این شخصیت هایی که احساس «تسلط، تجسس و هوشمندی»، تصویر آنها را در ذهن ما تداعی میکند. 🌱 🌱 یاد یکی از مدیرانم در سالهای دور افتادم. که پس از همه ی ما، شرکت را ترک میکرد. به تک تک اتاقها میرفت. میزها را بازبینی میکرد. دستگاه شنود در اتاقها میگذاشت و از شنیدن آنها لذت میبرد. صدای مکالمات تلفنی را ضبط میکرد و در یک کلام، شرکت برای او، نه محلی برای کسب و کار، که یک لابراتوار انسان شناسی (یا کارمندشناسی) بود. آمار دقیقی وجود ندارد. اما اگر کمی در فضای آنلاین،‌ گشت و گذار داشته باشید و با دوستانتان در این باره، گفتگو کنید میتوانید برآورد کنید که چه حجم زیادی از زمان، در جامعه ی ما، صرف جستجوی پسورد دیگران (فیس بوک، ایمیل یاهو، جیمیل و…) می شود. هر کس کارآگاهی است که میکوشد اطلاعات شخصی دیگران را جستجو، طبقه بندی و تحلیل کند… 🌱 🌱 خانمی از میان دانشجویانم به من میگفت: «این حق طبیعی من است. میخواهم بدانم که همسرم به من وفادار است یا نه. میخواهم بدانم که به زندگی با او ادامه بدهم یا طلاق بگیرم و زندگی بهتری را آغاز کنم…» تنها حرفی که توانستم به او بزنم این بود که: «از همان لحظه ای که برای ارزیابی وضعیت رابطه، مجبور شده ای دزدانه وارد حریم شخصی همسرت شوی، پیداست که دیگر رابطه ای بین شما وجود ندارد و طلاق گرفته اید. هر چند که شاید سالهای سال، نامتان در شناسنامه ی یکدیگر بماند…» 🌱 🌱 @zendegiasheghaneh1 آیا من، قبل از آنکه این سرزمین شگفت انگیز نابسامان سرشار از تعارض و تضاد را ترک کنم،‌ مردمی را خواهم دید که: از دین یکدیگر نپرسند؟ درباره ی اینکه چه کسی در خانه اش چه حیوانی یا چه نوشیدنی نگهداری میکند، تجسس نکنند؟ بدانند که موبایل قفل نشده ی روی میز، «ابزار جاسوسی» نیست، بلکه «پرچم اعتماد» است و این پرچم را با نگاههای خیانت آمیز، به آتش نکشند؟ سلیقه ی خود را به دیگری تحمیل نکنند؟ «عقده» های خود را به عنوان «عقیده»، به قانون تبدیل نکنند؟ و بپذیرند که هر کس – دوست، همسر، مدیر یا کارمند – حریمی دارد: شخصی، برای خودش. میتوانی در کنار او باشی یا نباشی. اما تا روزی که بودی، باید به حریم شخصیش احترام بگذاری. آیا روزی جامعه ام را خواهم دید که در آن، «حریم شخصی» اگر نه بیشتر، لااقل به اندازه ی «حوله و مسواک شخصی» اهمیت داشته باشد؟ 🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱 کانالی ویژه متأهلین عاشق همسر🔰 🆔 @zendegiasheghaneh💞
9.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃🌺🍃 ❓ چطور والدین، با نمایش فرزندشان در فضای مجازی، آینده‌ی او‌ را تهدید می‌کنند؟ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh 🍃🌺🍃
٢٠ سال دیگه، نه تو خیابون قراره شماره بگیری، نه کسی توی اینستا مختو بزنه، نه قراره از کافه رفتنت استوری بگیری یا با کسی برنامه کنی! ۲۰ سال دیگه، وارد دوران میانسالی و پیری می‌شی؛ اون موقع یه پسر خوشتیپ یا یه دختر جذاب نیستی، اون موقع چیزی به جز اینکه چقدر برای خودت تلاش کردی، چقدر به خودت رسیدی و چقدر پیشرفت کردی چقدر دوستای مثبت و عاقل یا یه پارتنر درست و خوب پیدا کردی به چشمت نمیاد. پس یکیو پیدا کن که تو دوران میانسالیت، بتونی کنارش لبخند بزنی و با آرامش یه قهوه ی گرم دو نفره بخورید؛ یکی که بری تعطیلات کنارش خوش بگذرونی، یکی که مطمئن باشی توی هر شرایطی کنارت می‌مونه و امنه. دنیارو قرار نیست تا همیشه اینجوری بگذرونی؛ پس اینم یه تا بیشتر به فکر خودت باشی. ‌‌↶به مابپـــ💕ــــیوندید↷ @zendegiasheghaneh 👆
موضوع انشاء: يلداى خود را چگونه گذرانديد؟ با سلام خدمت آموزگار خوب و دوستان عزيزم ديشب يلدا به ما خيلى خوش گذشت .دور هم بوديم و تا تونستيم خورديم و خنديديم ،فال هم گرفتيم.البته پدرم ميگفت شايعه شده كه هندوانه ها را یه كسايى ارزون خريدن و انبار كردن كه گرون بفروشن،به همين دليل من نخريدم تا با مفاسد اقتصادى مبارزه كنم. مادرم هم گفت: خوب كارى كردى و به من گفت عكس يك هندوانه بكش بگذاريم تو سفره يلدا، منم كشيدم خوشگل شد.مامان گفت: تو روزنامه خوندم كه دونه هاى انار دل درد مياره، براى همين نخريدم. مادر من خيلى به سلامتى خانواده اهميت ميدهد. خواهرم عكس يه انار رو از تو روزنامه كند گذاشت تو سفره، يه انار بزرگ که دونه هاش سياه بود. مامان گفت: شب نميشه آجيل خورد سر دلتون سنگين ميشه و خوابهاى بد ميبينيد براى همين فقط نخود چى و كشمش خريدم كه خيلى هم خاصيت دارد .مادرم خيلى مهربان است. مادرم گفت: رفتم ميوه فروشى كه ميوه بخرم خيلى شلوغ بود منصرف شدم .مامان پرتقال و سيبى رو كه داشتيم مثل گل درست كرده بود و توى بشقاب چيده بود خيلى قشنگ شده بود دلمون نميامد بخوريم ولى مامان گفت: بخورين كه نمونه ميكروب ميگيره، مامانم خيلى با سليقه هست. بابا آخر شب فال حافظ گرفت، همش يادم نيست ولى اولش ميگفت: مژده اى دل كه مسيحا نفسى ميايد. خلاصه يلداى خوبى بود ،چون ما دل درد نگرفتيم، خوابهاى بد هم نديديم، تازه با مفاسد اقتصادى هم مبارزه كرديم . اين بود انشاى من اميدوارم خوشتان آمده باشد. معلم گفت: آفرين پسرم خوب بود اينم يه نمره ۲۰ دانش آموزى از ته كلاس گفت: آقا اجازه سرما خوردين؟ معلم گفت: چطور ؟ شاگرد گفت آخه آقا اجازه... از چشمتون داره اشك مياد. معلم گفت: آره يادم نبود كه سرما خوردم... 🙏 @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
🌱•••• دیروز به پدرم زنگ زدم، هر روز زنگ میزنم و حالش را میپرسم، موقع خداحافظی حرفی زد که حسابی بغضی شدم گفت؛ بنده نوازی کردی زنگ زدی، وقتی که گوشی را قطع کردم هق هق زدم زیر گریه که چقدر پدر خوب و مهربان است، دیشب خواهرم به خانه‌ام آمده بود، شب ماند، صبح بیدار شدم و دیدم حمام و دستشویی را برق انداخته ‌است، گاز را شسته‌، قاشق و چنگالها و ظرفها را مرتب چیده‌ است، وقتی توی خیابان ماشینم خاموش شد اولین کسی که به دادم رسید برادرم بود و منو از نگاه ها و کمکهای با توقع رها کرد، امروز عصر با مادرم حرف میزدم، برایش عکس بستنی فرستادم، مادرم عاشق بستنی است گفتم بستنی را که دیدم یادت افتادم، برایم نوشت؛ من همیشه به یادتم، چه با بستنی، چه بی بستنی، و من نشسته‌ام و به کلمه‌ی خانواده فکر میکنم، که در کنار تمام نارفاقتی‌ها، پلیدیها و دورویی‌های آدم‌ها و روزگار، تنها یک کلمه نیست، بلکه یک دنیا آرامش و امنیت است...🤍🫂 ♥️😍👇 @zendegiasheghaneh 🔺به مابپـــ💕ــــیوندید🔺