eitaa logo
زنده.
33 دنبال‌کننده
37 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
من هنوز یاد نگرفتم که همه‌چیز گذراست و میگذره و هیچ‌چیز موندگار نیست.من زندگی رو هنوز در جریان نمی‌بینم.هنوز دلم می‌خواد رودخونه ی زندگی یه جاهایی جریانش متوقف شه وچیزهایی که دوست دارم نگذرن و تموم نشن.گذشتن‌ها خیلی وقت‌ها باب میل من نبود.تجربه‌های جدید،مکان‌های جدید،آدم‌های جدید جالبن.اما دلتنگی برای قدیم،برای روز قبل،برای سال قبل،برای آدم‌هایی که من رو بلد بودن،جالب نیست.توضیح دادنِ خودم برای آدم‌های جدید جالب نیست.راستش هر چقدر گذشت،آدم‌های خوبی هم اومدن.شاید حتی آدم‌های بهتر؛اما دیگه هیچ رابطه و دوستی‌ای،" عمیق و معنادار" نشد.همه ی ما فقط خسته بودیم؛خسته‌ی گذشته.می‌خواستیم که دوباره شروع کنیم،اما خسته بودیم.از همیشه خسته‌تر.
ما که اول تابستون افسرده بودیم وسطش هم که گرم بود برای شهریور میخوام باکت‌لیست درست کنم.
هدایت شده از  ࣪ ˖ آبیِ مه‌آلود ☽
خوشحالم که یه جهان دیگه تو مغزم هست که هروقت حال نکردم اینور برم اونور.
کاش زندگیم یه سریال تموم شده بود که برای اینکه حتی یکم بفهمم تهش چی میشه،میرفتم کامنتای قسمت آخرو می‌خوندم:(.
بنظرم آدما هنوز به یه درک مشخص و دقیق از تراپی نرسیدن.یعنی چی به جای تراپی فلان کن بهمان کن؟هنوز نمی‌تونی تشخیص بدی که یه آدم به چه حدی و یا حتی چه مشکلاتی می‌تونه رسیده باشه که تراپی رفتن رو انتخاب کرده باشه.تراپی رفتن صرفا روند درمانی و بهبودی با یک چیز نیست !تراپی یعنی صحبت با یک آدم درست و تحصیل کرده و کسی که درسش رو خونده باشه و "حل مشکل".اره اهنگ گوش دادن نقاشی کردن رفتن به طبیعت و هزاران هزار تا کار "جالب انگیز" و "حال خوب کن" و "روحیه عوض کن"هستند اما نمی‌تونی اون‌هارو تراپی در نظر بگیری.ساده تر بخوام بگم،نمی‌تونی به اشخاصی که مجبورن برن تراپی توهین بکنی و تراپی رفتنشون رو کوچیک و بی فایده بشمری.
منم بلد بودم اهنگ گوش بدم و برقصم،اما مشکلم با اهنگ گوش دادن و رقصیدن حل می‌شد؟
"مشکل" "مشکل" "یک چیزی که نیاز به حل شدن" داره.
اصلا هم خجالت نداره. ما مریض جسمی میشیم خجالت میکشیم؟میریم دکتر تا درمان بشیم مشکلات روحی و یا حتی مشکلاتی که نیاز به یک تصمیم گیری درست دارن و در توان ما نیست هم چاره‌ش تراپی رفتنه.
تازه شم تراپی رفتن با حس نقاشی کردن و یا توی طبیعت رفتن زمین تا اسمون فرق میکنه😅صد در صد صحبت راجع به مشکلات و سعی در حل کردنشون،انجام یه سری تکنیک ها به جالبیِ طبیعت و اهنگ و رقص نیست و نمیدونم چجوری می‌تونن اینهارو باهم مقایسه کنن.جلسات تراپی من همیشه سخت بوده چون مشکلم سخت بوده و صد در صد بودن توی طبیعت اسون تر و جالب‌تر بوده اما مشکلی ازم حل نمیکرده.
این وسط اضافه بکنم که من هیچ صحبتی با ادمایی که فکر میکنن تراپی برای روانی‌هاست ندارم و به خداوند میسپرمشون.❤️