زنده.
روز پنجمᥫ᭡ :تنها،غم.
روز ششمᥫ᭡ :بوی نو،امید،تاریک،نور،سالاد سزار،گرم،دفترِ همیشگی،زیتونهای دوستنداشتنی ولی دوستداشتنی،برگشت،تلاش،دوباره و دوباره.
دلم میخواد ستاره بشم؛دلم میخواد نور بشم.مامان میخواست اسمم رو ستاره بذاره.فکر میکرد ستاره میشم؛نور میشم.اسمم ستاره نشد...خودمم ستاره نشدم.خودمم نتابیدم.همیشه تاریک،گوشه،دور.کاشکی منم ستاره بشم.کاشکی مامان خوشحال بشه.کاشکی یه روز بفهمه که میشه ستاره نبود و "ستاره" شد.