اتفاقات جالبی در راه برگشت به خانه از سوی مدرسه برام افتاد
اول به مطی و لردلی میگم بعد به شما
دوستان شاید باورتون نشه،تو راه برگشت از مدرسه میخواستم ماشین بگیرم تو جاده، یه ماشین جلوم بود اومد گفت سوار شو.
سوار شدم حال و احوال پرسی کردیم و از من پرسید که لحجت به این ورا (شهر اهواز) نمیخوره و انگار اینجایی نیستی،
منم بهش گفتم که کرج زندگی میکنم و الان بخاطر شغل پدر اینجام،اونم پرسید شغل پدرت چیه و من خب حقیقتا نمیخواستم شغل واقعی پدرم رو بگم چون اون مرد رو نمیشناختم و رندوم گفتم که پدرم تو شهرداری کار میکنه🙏.
و اون مرده خودش رو معرفی کرد
⌈ 𝙏𝙝𝙚 | 𝙕Ξ𝙓 🐾 ⌋
دوستان شاید باورتون نشه،تو راه برگشت از مدرسه میخواستم ماشین بگیرم تو جاده، یه ماشین جلوم بود اومد گ
گفت که اسمش آرین زمانپور هست و مشاور شهردار اهوازه 😐🥶. و گفتش که پدرم یجورایی زیر دستش حساب میشه (درمورد شغل پدرم دروغ گفته بودم🥳)
و اری اینجاس که من ریدم،بد هم ریدم.