اتفاقات جالبی در راه برگشت به خانه از سوی مدرسه برام افتاد
اول به مطی و لردلی میگم بعد به شما
دوستان شاید باورتون نشه،تو راه برگشت از مدرسه میخواستم ماشین بگیرم تو جاده، یه ماشین جلوم بود اومد گفت سوار شو.
سوار شدم حال و احوال پرسی کردیم و از من پرسید که لحجت به این ورا (شهر اهواز) نمیخوره و انگار اینجایی نیستی،
منم بهش گفتم که کرج زندگی میکنم و الان بخاطر شغل پدر اینجام،اونم پرسید شغل پدرت چیه و من خب حقیقتا نمیخواستم شغل واقعی پدرم رو بگم چون اون مرد رو نمیشناختم و رندوم گفتم که پدرم تو شهرداری کار میکنه🙏.
و اون مرده خودش رو معرفی کرد
⌈ 𝙏𝙝𝙚 | 𝙕Ξ𝙓 🐾 ⌋
دوستان شاید باورتون نشه،تو راه برگشت از مدرسه میخواستم ماشین بگیرم تو جاده، یه ماشین جلوم بود اومد گ
گفت که اسمش آرین زمانپور هست و مشاور شهردار اهوازه 😐🥶. و گفتش که پدرم یجورایی زیر دستش حساب میشه (درمورد شغل پدرم دروغ گفته بودم🥳)
و اری اینجاس که من ریدم،بد هم ریدم.
⌈ 𝙏𝙝𝙚 | 𝙕Ξ𝙓 🐾 ⌋
گفت که اسمش آرین زمانپور هست و مشاور شهردار اهوازه 😐🥶. و گفتش که پدرم یجورایی زیر دستش حساب میشه (د
و این آرین زمانپور در ادامه معرفی خودش گفت که
مسئول کشتی استان خوزستانه و مجری صداو سیمای خوزستان هست
بعدش ازم پرسید که ورزش هم میکنی؟ بهش گفتم که اره من صبحا میرم بیرون و دوندگی میکنم و خب دیگه ورزشی نمیکنم و اون هم بهم گفت که میتونی هروقت خواستی بیای اونجا تو ساختمون اصلی کشتی و تو کلاس ها ثبت نام کنی.
نه فقط کشتی،حتی میتونی رشته های دیگه رو هم انتخاب کنی😭🙏.
و من هم در شانش بهش جواب دادم
⌈ 𝙏𝙝𝙚 | 𝙕Ξ𝙓 🐾 ⌋
و این آرین زمانپور در ادامه معرفی خودش گفت که مسئول کشتی استان خوزستانه و مجری صداو سیمای خوزستان
و حتی گفت که هر کار دیگه ای هم داشتی میتونی بهم بگی من انجام میدم و تو جای برادر کوچیک تر منی و اینکه خدا تورو گذاشته جلوی من و ..
⌈ 𝙏𝙝𝙚 | 𝙕Ξ𝙓 🐾 ⌋
و حتی گفت که هر کار دیگه ای هم داشتی میتونی بهم بگی من انجام میدم و تو جای برادر کوچیک تر منی و اینک
و بهش گفتم هروقت انشالله پول کلاسا رو داشتم میرم پیششون .
بهم گفت که نگران پولش نباش میتونی رایگان بیای