دربخشی از پیام تبریک سال نو میلادی نیل گیمن در وبلاگ خود اینطور نوشت:
«امیدوارم سال پیشِ روی شما، سرشار از جادو، رؤیاها و دیوانگیهای قشنگ باشد.
*امیدوارم کتابهای خوبی بخوانی و
کسی را ببوسی که باور دارد تو فوقالعادهای؛
و فراموش نکن که کمی هم در زمینه هنر کار کنی؛* بنویسی یا طراحی کنی یا بسازی یا
بخوانی و یا جوری زندگی کنی که فقط تو میتوانی... و امیدوارم در جایی از سال آینده، خودت را شگفتزده کنی.»
_https://zhinarstudio.ir/_
اگر از من بپرسید به چه کسی نباید اعتماد کرد؟ میگویم:
آدمی که با همه دوست است.
دوست بودن با همه نیازمند هزاران نقاب،
هزاران دروغ و هزاران تزویر است...
اگراین تابلوی زیبا رو برای اتاق خوابتون میخواهید باهر تم رنگی میتونید در سایز دلخواهتون سفارش بدین🎨
آدمی گاهی به بنبست احساس میرسد!
میدانید چه میخواهم بگویم ...؟!
آنقدر در دوستداشتن معلق میماند
که نه طاقت برگرداندن قدمهایش را دارد
و نه توان دست و پا زدن برای رسیدن !
در همان نقطهی بلاتکلیفی مینشیند و
تا چشم کار میکند به احساس خود سیلی میزند
خاطرات خاک خوردهی خود را مرور میکند
و روزی چندبار میمیرد !
نازیلا_زارع
@pinbartari
18.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مهدی محمدی صاحب دیوان
شاعر خوش ذوقی که برای ایران زیادسروده
با یه صدای مناسب(هوش مصنوعی)سروده هاشو به اشتراک میزاره
(من لذت بردم،امیدوارم شماهم لذت ببرین برای هرایرانی که باهرچه درتوانشه پای وطن ایستاده)
https://eitaa.com/zhinarstudio
هدایت شده از محمدرضا حدادپور جهرمی
#ارسالی_مخاطبین
ما یک همسایه داریم که سدهیِ اولِ زندگی را تقریبا رد کرده و افتاده تویِ سراشیبیِ سدهیِ دوم. یک خانهء دو نبشِ آفتابگیرِ بزرگ دارد با یک ماشینِ اسپرتِ سیاه که قیمتش با قیمتِ خانهء من برابر است. پشتِ ماشینش یک برچسب زده و نوشته که:
" اِ گود دِی ویل کام ".
دقیقا همان جملهای که من معادل فارسیاش را قاب کردهام و زدهام به دیوار اتاق کارم:
"یک روزِ خوب میآید".
من تازه امروز صبح برچسب پشتِ ماشین مرد همسایه را دیدم. بابت همین، وقتی رسیدم سر کار تابلوی خودم را پائین آوردم، نوشته را کشیدم بیرون و پارهاش کردم و انداختم توی سطل و به جای آن عکسِ یک زرافه دراز را گذاشتم که مشغول خوردن برگهای بلندترین درخت آفریقا است. حالا هم نشستهام روی صندلی و به عکس زرافه نگاه میکنم.
گمان کنم امروز بزرگترین درس زندگیام را گرفتهام. دیدنِ برچسبِ مشترک من و آقای همسایه، فقط یک نتیجهی منطقی به من میدهد. اینکه یک روزِ خوب هیچوقت قرار نیست بیاید. "بلکه خوبترین روزِ ممکن همین امروز است."
سال اول دانشگاه که بودیم، یک استاد داشتیم که ریاضیات پایه درس میداد. دکتر شجاعی. سبیل داشت و همیشه از بالای عینک آدم را طوری نگاه میکرد که آدم شلوارش را خیس میکرد. هر جلسه هم دو سه نفر قربانی مجبور بودند بروند پایِ تخته و مساله حل کنند. آنجا هم شلوارمان را خیس میکردیم. یک بار هم من قربانی شدم. یک مساله نوشت که صورتِ آن به تنهایی چهار آدم را میتوانست به بلوغِ کامل برساند! شروع کردم به حل کردن. در واقع شروع کردم به ادای حل کردن را درآوردن. یک جایی وسطِ کار انتگرالها و مشتقها گره خورد به هم. خودم و شجاعی با هم گیج شدیم. وسطِ گیجی، گفت هر وقت گیج شدی، دو قدم از تخته فاصله بگیر و کل صورت مساله را از دور نگاه کن.
هر چی خواستم پاراگراف اول و دوم را وصل کنم به هم و یک نتیجهی سازنده برای خودم بگیرم نشد. به جهنم که نشد.
امروز من با دیدنِ برچسب پشتِ ماشینِ مردِ همسایه یادِ شجاعی افتادم و مجبور شدم دو قدم از دیواری که قاب عکس روی آن بود فاصله بگیرم و از دور آن را نگاه کنم. "یک روزِ خوب میآید".
هر چه بیشتر نگاهش کردم بیشتر به نظرم بیمعنی میآمد. در کدام مقطعِ تاریخ پنج هزار سال گذشته بوده که یک روز خوب آمده است؟ اصلا تعریفِ روزِ خوب چی است؟
مثلا یک روز بیدار میشویم و میبینیم دیگر رهبرانِ جهان به هم دندان نشان نمیدهند؟
یا همهی بیماریها ریشهکن شدهاند.
یا کسانی که رفتهاند برمیگردند؟
یا انسان، انسان میشود؟
یا یکی از بالا داد میزند که "کات، بچهها خسته نباشید"؟
نه. هیچ کدام.
وقتی تویِ پنج هزار سال گذشته هیچ روزِ خوبی نیامده است، حالا هم قرار نیست بیاید. در واقع درستش این است روزِ خوب همین است که دارم. چه دوستش داشته باشم و چه از آن بدم بیاید.
گمان کنم امروز جهانبینی من کنفیکون شده است. وقتی همسایهی من بعد از صد سال روزِ خوب را ندیده است، من هم چیزی با آن تعریف نخواهم دید.
اینها را بنویسم تا بماند برای خودم. باید عادت کنم به اینکه همین روزها را دوست داشته باشم. باور کنم که تعریفِ زندگی همین است. رنج است. شادی است. غم است. گریه است. خنده است. قاتی مثلِ صورت مسالههای شجاعی. هیچ اتفاقِ بزرگی قرار نیست بیفتد و هیچ نوری از آسمان قرار نیست من را دگرگون کند.
روز خوب همین امروز است. با همهی سیاهیها و سفیدیهایش. انتخابی جز این وجود ندارد. پس زنده باد خیام و همین امروز و همین دم و لحظه..
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چاووشی🎼
دست من و بلبل...
*کﺎئنات ﻫـﺮﮔـﺰ ﺑﻪ ﺍﮔــﺮ ﻭ ﺍﻣـﺎﻫــﺎ ﭘـﺎﺳﺦ ﻧـﻤﯽ ﺩﻫــﺪ!
ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺑـﺎﯾــﺪ ﻫـﺎ ﺑـﺎﺷﯿـﺪ ،
ﻧـﻪ ﺑﻨـﺪﻩ ﺷﺎﯾــﺪﻫـا*
https://eitaa.com/zhinarstudio
Mohsen Chavoshi40 Rooz - Mohsen Chavoshi.mp3
زمان:
حجم:
8.2M
*🎙 چهل روزه که خواب راحت ندارم...*
🔹قطعه جدید محسن چاوشی به مناسبت اربعین حسینی
https://eitaa.com/zhinarstudio