جانِ من بی من نرو،تنها شدن درمان ندارد
عاشقی بی همنفس،در این قفس پایان ندارد
رفتنت را قلبِ من،زیبای من باور ندارد
باورم کن قصهی این عاشقی،آخر ندارد:)!
ژیپسوفیلا؛
جانِ من بی من نرو،تنها شدن درمان ندارد عاشقی بی همنفس،در این قفس پایان ندارد رفتنت را قلبِ من،زیبای
من نگارم میرود،دار و ندارم میرود
وای اگر روزی چو من،تنها بماند
من نگارم میرود،آرامِ جانم میرود
وای اگر تنها رود،دریا بمانم:)!
خواستم از رنجشِ دوری بگویم، یادم آمد
عـشـق با آزار، خویشـاوندیِ دیریـنه دارد
- قیصرامینپور
امتحان عاشقان دوریست، اما قلب من
طاقت دوری ندارد، امتحانش کردهام
- سجادسامانی
رفت و از گریهی طوفانیام اندیشـــه نکرد
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت
- هوشنگابتهاج
ژیپسوفیلا؛
_
میدونی یه وقتایی که به چشمات نگاه میکنم ..
انقدی اروم میشم که با خودم، میگم:
" نکنه قلبم وایسه یهو، لعنتی :)!