شاعر میگه که :
تو محالی و من به ممکن شدنت درگیرم
من همانم که تو غمگین بشوی میمیرم
میگه که :
تو چه میدانی؟ که من برای یکبار
برخاستن، چند هزار بار فرو ریختهام...
«همهی شهر به دلدادگیام میخندند،
که فلانی شده از چشم کسی مست، که نیست!»
- فریدونمشیری