یجایی از سریالِ شهرزاد ، قباد خطاب به
شهرزاد میگه :
" تورو خدا راست میگی؟
بالاخره فهمیدی چقدر دوسِت دارم ؟ "
این دو خط به اندازهی تمامِ نرسیدنا غم داره ..
هدایت شده از باغ خرمالو؛
لم يكُن هينًا ما عشناه، لكننا قاومنا...
«آنچه زیستیم، آسان نبود، اما مقاومت کردیم...»
برای ژیپسوفیلایِ بوسیدنی🤍
از آدمهایی که برنامتو میپرسن و سعی
میکنن خودشونو جا بدن تو برنامت
خوشم میاد :
میخوای ببرمت بیرون؟
میخوای باهات بیام تنها نباشی؟
میخوای بیام حوصلت سر نره اونجا؟
یه تیکه تو فیلم قورباغه هست که میگه :
من دوست داشتم، اما گذاشتم بری چون
تو آدمِ زندگیه من نبودی و چقدر این
جمله حالِ هممونه.
یکنفر از جنسِ احساسِ تو میخواهد دلم..
یکنفر مثلِ خودت! اصلاً "تو" میخواهد دلم!