هدایت شده از کانال حمید کثیری
غزل تازهی میلاد عرفانپور
«آزمون»
شد فرصتی شگفت، مهیا برای ما
گامی اگر عقب بنشینیم وای ما
باید تهمتَنانه بجنگیم و بعد از این
در شاهنامه ثبت شود ماجرای ما
خالی شویم از خود و موسای حق شویم
باشد که نیل را بشکافد عصای ما
گلهای سرخی از دل مینابِ داغدار
مجلس گرفتهاند برای دعای ما
خط، روشن است و وای اگر با بهانهای
بر صبح فتح، راه ببندد خطای ما
پیداست از چه گردنههایی گذشتهایم
از خون، حنا گرفته اگر ردّپای ما
فریاد میزند که به آن قلّه میرسیم
خونِ به خاک ریختهٔ پیشوای ما
دردا چگونه باورمان شد که ما هنوز
باشیم و جان ما بشود جانفدای ما!
با قاتل امام، تفاهم روا مباد
خونخواه یار باد، سکوت و صدای ما
اینک امانتیست قلم، تا رقم خورَد
فتحی بزرگ، با کلمات رسای ما
در پیشگاه رهبرمان عهد بستهایم
این است آزمون و عیار وفای ما
از خون بیشمار شهید است این قلم
زنهار! دیگری ننویسد بهجای ما
@hamidkasiri_ir