یک نفر از جنس ِاحساس ِتو میخواهد دلم ؛
یک نفر مثل ِخودت ، اصلا تو میخواهد دلم ( =
در سمت ِچپ ِسینهام شهر
کوچکيست ، که تو براي آن
نور و روشنایي هستی . .
اگه دوباره قرار باشه از اول زندگی کنم باز هم
قدمهامو به سمتِتو برمیدارم ، نه برای اینکه
قصهی ما بینقص بود ، فقط چون کنار ِتو ،
دنیا آرومتره و من ، خود ِواقعی ِخودمم . .