وسط دعاهام گفتم : "خدایا تو
همیشه واسه همه پناهی ؛ ولی
لطفاً بغل کنندهیِ آدمایی باش
که دوستشون دارم ، یه پناهِ
بغلگیر"( =
به تکرارت تمایل دارم و شوقی به دیدارت ؛
و دیدارت کُنَد افزون بر عشق و میل ِتکرارت ( :
دوستت داشتم ؛ چون در تو
چیزي هست که به من تعلق
دارد ، چیزي که در هیچکس
نیست . .
خلایق در تو حیرانند و جای حیرتست الحق ؛
که مه را بر زمین بینند و مه برآسمان باشد . .