و او ، مرا طوری نگاه میکند که انگار آخرین
گلی هستم که در جهان باقی مانده است ؛
و این ، نجاتدهندهی ما از غمهاست ( :
میکشم هردم نفس من در هوایت بیشتر ؛
دوستتدارم کمی ، از بینهایت بیشتر . . ( :
گاه میتوان کسی را در کمالِ غم
دوست داشت ، و من ، تو را این
چُنین دوستدارمت که با حضورت
کنارم ، غمگین ِجهانم . .