و تـو دوام مـیآوری ،
بـیآنـکه کـسی بفـهمـد ،
چـه آشـوب و دردی را ،
تحمـل کـردهای . . .
دسـت از تـلـاش کـردن برداشـتـهام ؛
چـرا کـه میـانـهی راه متـوجـه شـدم ،
مـن تنـها کـسی هستـم کـه میدوم ،
و بـرای رسیـدنِ بـه تـو تـلـاش میکنـم . . .
امیـرالمـومنیـن [ ع ] :
بـیاعتنـایی ِتو ،
بـه کسـی کـه بـه تـو علـاقـه دارد ،
بـیخـردیسـت . . .