زیـاࢪٺ زیبـاسٺ !'
#آیینہهفتم 〔در انتظار نرگس🌻〕 آقای من! دلم گرفته از این روز های تکراری که بی حضور تو ه
#آیینہهشتم
〔در انتظار نرگس🌻〕
آقای من،
رنجورم و با تاب و توانی که ندارم
دلتنگ تو ام ، ای تو همانی که ندارم
مهدی جان! سال هاست که در غم دوری تو
میسوزیم و می سازیم .
کی شود روزی که با هم در مدینهالنبیِ پیامبر،
حرمی بسازیم با پرچم یا ثارالله و ذکر یا زهرا
آرامش این دل بی قرار ! سال هاست قلب گدای
بی سر و پایت به تلاطم افتاده و گریه از دوری
شما شده کار روز و شبش ، کی میشود موعد
دیدار که ترمیم شود زخم های این قلب پر تپش .
گل زهرا!
از پشت ابر ها بیرون بیا
دیگر توانی برایم نماندست اما
فدای یک تار موی سر شما
مولا جان ! کمکم کن از سیم خاردار های نفسم
عبور کنم تا به شما برسم و طعم شیرین وصالت
را با حان و دل بچشم . . .
ایها العزیز !
آقای بی نظیر
در لبه پرتگاه دوری
دستم را بگیر
❲ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت
با درد صبر کن که دوا می فرستمت❤️❳
✍🏻 بھ قلم امانھ
من به آرامش معتقدم؛ من معتقدم خنده، بهترین
کالری سوز است. من به نوازش باور دارم، من در
قوی بودن زمانی که همه چیز به نظر میرسد رو
به اشتباه است، اعتقاد دارم. من معتقدم دختران
شاد زیباترین دختران جهان هستند. من باور دارم
که فردا روز دیگری است؛ و من به معجزه، عجیب
اعتقاد دارم !
「 آدری هیپورن🖇」
پشت پنجره اولین برف زمستانی را نگاه میکنم
خانه گرم گرم است اما بدنم از سرما میلرزد . .
نمیدانم از برف است یا از تنهایی؛
برای خود چای میریزم، پتو را به دورم میپیچم شاید کمی گرم شوم اما بیفایده است؛ دستها
و پاهایم چون تکهای از یخ سردِ سردند .
به تو فکر میکنم تویی که ندارمت . . .
تو را به خانه دعوت کردم
تو، زیباترین دختر جهان!
و آمدی
و با من بودی
و وقت بازگشت
گل و آینه و شانه را با خود بردی،
و برای من شعری زیبا
به جا گذاشت •.• ❥
ــ ـــــــــــ لحظہهارادردودستمجاۍخواهمداد
وبہسویخورشیدیدگرپروازخواهمکرد🕊💖
شکوفہ میدهند رویاهایِ صورتیام
وقتی رقصِ شور انگیز نگاهت،
پروانہی احساسم را مستانہ بہ عشق
دعوت میکند . . .🦋💞 ؛