ـ ـٰــــــ ִֶָ𓏲࣪
هنگامی که مسؤولان و فرماندهان
بالاتر وی، از او می خواستند که از
پرواز خودداری ڪند، بابایی که در
مقابل انقلابو خانوادههای شهیدان
و مـردم ڪشـورش، بیش از ایـنها
احساس وظیفه میکرد، در برابر این
توصیهها میگفت: « من نمیتوانم
پرواز نکنم و باید پروازکنم !🤍-»
یڪی از مسئولان نیروی هوایی به
من میگفت: خدا گواه است من که
رفتهبودم حج روزعیدقربان عباس
رو دیدم که بغلدستم ایستاده بود
لباس احرام نداشت و لباس نیروی
هـوایی به تنش بود ؛ من بـا عباس
صحبت کردم. بهش گفتم:« جنـاب
سرهنگ شما اینجا چیکار میکنی؟»
گفت:« اومدیم دیگہ » وقتی که به
تهران برگشتم، فهمیدم عباس همون
روزعید توی عملیات شهید شده . .
< نقل از حسن دوشن ؛
کتاب ِ من و #عباس_بابایی✨
هر چقدر میتوانی درس بخوان
درس بخوان و درس بخوان . .
خوب فکر کن. به مردم کمک کن
همیشه از خـداوند ڪمك بخواه
حتمـا نمـاز بخـوان و حجاب را،
خیلی زیاد رعایت کن ؛
در این دنیـا فقط پاکی، صداقت،
محبت به مردم، جاندادن در راه
وطن و عبادتخدا باقی میماند.
راه خدا را هرگز فراموش نکن . .
- عباس بابایۍ ؛ 1361/4/22
[؛] ┈────────┈
فرازۍ از وصیتنامہ شھیدبابایی
خطاب بھ همسر و فرزندانش🌱.
رادیو زیارت ؛شهید،بابایی ..mp3
زمان:
حجم:
5.4M
- وقتے ڪابین عقب را دید،
دو دستۍ بہ سرش زد و . .
[کلیک^^]
- روایتازخلباننادرۍ☁️
و با نوای اربابقلم🎙•<
⊱⸾• و قلم بهانها؎ شد تا ذهنمان
را از قید کلماٺ بی شمار رها کردھ
و جسورانھ در بیکرانِ دنیا؎ِ خبࢪ
خلاصھ شویم🌱.
خبرنگاری حرفھ نامآورے و نانآورے
نیست ؛ هنرِ کشف و درک حقیقت
و بیان دلیرانھ آن است🌿 .