eitaa logo
شاخه نبات✨️:)
150 دنبال‌کننده
81 عکس
116 ویدیو
0 فایل
🌱﷽ 《وَالله یَعلَمُ مَا فی قُلُو بِکُم 》 حواسم هست تو دلت چی میگذره...♡ ¹⁴⁰².⁶.³¹
مشاهده در ایتا
دانلود
خاطره‌ای ماندگار نزدیک به ۳٠شب است که کار ترمیم مزار شهدا را آغاز کرده‌ایم، پیش از پرچم گردانی و شروع خیابان، یک شهید از شهدایی که خانواده‌شان در کنارمان در موکب پرچم میگردانند را انتخاب میکنیم و ترمیمش میکنیم. در میان این کار با خانواده‌های شهدای زیادی آشنا شدم، دو خواهر شهیدی که هرشب در کنارمان می‌آیند و شهدا را رنگ میکنند و یا حاج آقا طاهری، راوی گلستان شهدا که می‌آید و خداقوتی می‌گوید و سرتاسرش انرژی مثبت است. در تک تک این شبها خاطرات خوبی رقم خورد، افراد زیادی به جمعمان پیوستند، شهدا یکی یکی برایمان آشنا شدند، گاهی شهید کوچه‌ای که در آن زندگی میکردیم را پیدا میکردیم، گاهی شهیدی که امام به بازوی او بوسه زده بود تا.... اما یکی از شهدا را حاج آقای طاهری به ما معرفی کرد شهید ولی الله نیکبخت، شهیدی که نخبه بود و امام بعد از شهادتش خیلی ناراحت میشوند، شهیدی که اگر میماند ایران را آباد میکرد. سه روزی فقط قبر این شهید زمان برد از ساعت ۶تا۹ شب، در این سه روز در کنار دوستانم می‌نشستیم و قبر مرمر و متفاوت این شهید بزرگ را رنگ می‌کردیم، هرچند بخش عمده کار، ما هیچ کاره بودیم و رفیق خوبم مریم همه کارها را کرد حتی تک تک خرابکاری‌ها و از خط بیرون زدن‌های مارا درست می‌کرد. هیچ گاه فکرش را نمیکردم نگارگری و هنرهای اینچنینی در خصوص قبر و این موارد کارایی پیدا کنند اما شد و چه خوب که چنین دوستان هنرمندی دارم. نتیجه و انتهای کار این شد که در روز چهارم حاج آقا طاهری که هر سه روز به ما لطف داشت و کنارمان می‌آمد و خداقوت می‌گفت خواهر شهید را کنار مزار برادرش خواند تا از هنر دوستانم رونمایی کند. و چه لحظه قشنگی بود وقتی که خواهر شهید از دیدن قبر و نقش و نگارهایش خوشحال شد و برایمان از برادرش گفت... اما زیباتر از اون رفقای همیشه پایه من بودند که قابی به یاد ماندنی ساختند.
قاب ماندگار! عکس یادگاری با خواهر شهید نیکبخت! 📸عکاس: حاج آقا طاهری راوی شهدا عکس قبل و بعد قبر شهید!
اميدوارم پاييز امسال بوى نارنگی و قهوه بده، صبح‌هاش با صداى بارون شروع بشه، زير بارون خيابونا رو قدم بزنيم و کافه های دنج كشف كنيم ،كتاب ها نصفه و نيمه رو تموم كنيم و عكس‌هاى قشنگترى بگيريم وَ كمتر نگران باشيم🍂:))
در میانِ هزار واژه چشم ها بی صدا حرف میزنند...
برایش نوشت: «من عاشق حرف زدن با توام، حتی وقتی چیزی برای گفتن ندارم.»
هر اتفاق دو بار می افته: اول توی ذهنت بعد توی واقعیت حواست به اتفاقایی که تو ذهنت می افته باشه...!!
برای من دوست داشتن یعنی توجه به جزئیاتی که هیچکس متوجهشون نشده.
‏شاید اگه احساساتی نبودم زندگی اسون تر می‌شد...
بعضي فكرا اومدن كه فقط چاییشونو بخورن و برن تو چرا واسه شام نگهشون ميدارى؟!
سهمت از زندگى، چيزى نيست كه سزاوارشى؛ چيزیه كه جرئت مى كنى طلبش كنى.