eitaa logo
ظهور بسیار نزدیک است
15.9هزار دنبال‌کننده
16.7هزار عکس
20.3هزار ویدیو
404 فایل
💓 از غدیر تا ظهور 🙏 با شما حرف خواهیم زد از : 🌹 یاایتها النفس المطمئنة 🌼 ارجعی الی ربک 🌼 راضية مرضية 🌼 فدخلي في عبادي 🌼 وادخلي جنتي 👈 کپی آزاد 🔸 موسسه جنبش پیشوازان دولت کریمه 🔸 تبلیغات تبادلات 🔹 @mahdeyar314 🔸کانال دیگر ما 🔹 @zoh110hor
مشاهده در ایتا
دانلود
8.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ در رگ های کسانی که واکسن زده و فوت کرده اند یافت شده است 😱 وی می گوید این الیاف در بدن رشد می کنند و مردم با این ها زندگی می کنند 🔻 ظهور بسیار نزدیک است 🔹 @zoho313oor
⭕️ داستان ما و لایحه شده داستان قورباغه پخته... هر از چندی می گویند برخورد می شود. نفس راحتی می کشیم و آب گرم‌تر را تحمل می کنیم. تا اینکه پخته شویم و آماده طبخ... و در این وضعیت دیگر اثری از حجاب نیست ... زنان عفیفه در خانه و خیابان جولانگاه بی حیاها... 🔻 ظهور بسیار نزدیک است 🔹 @zoho313oor
15.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💚 امسال هر زائر يك مُبلّغ براى عج 👌 سخنرانی بسیار شنیدنی ببینید و نشر دهید @newsrahemardom_ir 🔻 ظهور بسیار نزدیک است 🔹 @zoho313oor
⭕️ این تروریست رو طلبیدن که تونسته وارد حرم بشه وگرنه خود حضرات همون بیرون حرم پاشو چلاق می‌کردن که اصلا نتونه وارد شه!! 😱 یا رب مرا به آن چشم‌بند سیاه تروریستی که از شدت محبت و علاقه می‌دوید بسمت نمازگزاران حرم حضرت شاهچراغ ، ببخش..!! @bidari313yar ✡☠ خدایا انقلاب خمینی کبیر را به سلامت از توطئه های آنوسی های انقلابی نما و اصلاح طلبان نفوذی عبور بده و به انقلاب متصل کن ✡☠ عجب تفاهمی ، پروژه های مخوف آخرالزمانی یهود را با طعم انقلابی در پاچه ملت و کشور امام زمان چپاندن ✡☠ عجب تفاهمی ، بر سر اجرای پروژه های مخوف آخرالزمانی یهود در کشور امام زمان ، بین انقلابی نما ها و ایلومیناتی جهانی و فراماسون ها و صهیونیست ها و ظالمین جهان وجود داره ✡☠ عجب تفاهمی ، انقلابی نما ها و بایدن و نتانیاهو و .... افتادن دنبال اجرای پروژه های مخوف آخرالزمانی یهود مثل سند توسعه پایدار 2030 🔻 ظهور بسیار نزدیک است 🔹 @zoho313oor
11.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💚 آنانی که از ترس گرما می‌ترسند برن کربلا 👌 خوب گوش کنند 😭😭😭 👤 حجت الاسلام محرابیان 🔻 ظهور بسیار نزدیک است 🔹 @zoho313oor
13.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ پست ویژه 💚 پیش بینی های دقیق مولا علی ع درباره ۵۰ بلاد امارک ( کشور آمریکا با ۵۰ ایالت) 🤲 خدایا های غیبت برطرف کن 🔻 ظهور بسیار نزدیک است 🔹 @zoho313oor
10.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💚 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: 👌 توبه را ( هیچ‌ وقت ) به تأخیر مینداز که لحظه مرگ بی‌خبر و ناگهانی می‌ رسد 📚 ﴿جامع احادیث‌الشیعه، ج ١۴، ص ٣٣٧﴾ 👤 شهید کافی 🔻 ظهور بسیار نزدیک است 🔹 @zoho313oor
⭕️ رسول ترک و توبه واقعی 👌 ثبات قدم او با یک توبه واقعی که او را به امام حسین رساند 🌤 کنار همه خلاف ها و کثافت کاری هایش ، سر سوزنی ارادت به امام حسین(ع) را فراموش نکرده بود. اثر هیأت رفتن های دوران کودکی بود؟ تأثیر اشکهایی بود که مادرش وقتی او را در شکم داشت توی مجالس امام حسین(ع) ریخته بود؟ حس و حال محرم های پر شور هر ساله تبریز و تهران بود و...؟ هرچه بود ، آنقدر قدرت داشت که با شروع ماه محرم «رسول ترک» بد اخلاق ، عرق خور و بزن بهادر را وادار می کرد هر جای شهر هست ، کارش را رها کند و خودش را برساند به مجلس عزای حسین(ع)! لات آن سالهای تهران با سبیل های از بناگوش در رفته ، هیکل درشت و ظاهر ترسناک وقتی پایش می رسید هر کاری که از دستش بر می آمد انجام می داد. با همان سبک شلوغ کاری و قلدری خودش پذیرایی می کرد ، نظم مجلس را به عهده می گرفت و... . هیأتی ها هم جرأت نمی کردند مانعش شوند. می گذاشتند به حال خودش باشد تا وقتی که روضه خوان یا مداح نام حسین (ع) را می بُرد . آنوقت «رسول» مثل بره رام جایی آرام می گرفت و تا آخر مجلس همانطور می ماند. البته کسی جرأت و رغبتی نداشت نزدیکش بشود و ببیند با خودش چه می گوید و چرا اشک می ریزد؟ 🌼 شب آزادی 🌸 با همه ارادتی که داشت «رسول» خودش هم می دانست بدجوری اسیر اسم و رسم و گذشته خودش است. هر ماه محرم انگار کارهایش جلوی چشمش ردیف می شدند و باز همان سرگیجه زجرآور می آمد سراغش و باز به شیشه های الکل ، محفل رفیقان و... پناه می برد. آن شب هم جلوی هیأت که رسید ، دست و دهانش را آب کشید ، مرام جاهلی اش آنقدرها سرش می شد که با دست و دهان ناپاک وارد مجلس عزا نشود. یا حسین(ع) گفتن با دهان ناپاک برایش از همه گناهان کرده و نکرده اش ، کبیره تر بود انگار! آن طرف مجلس ، بزرگان هیأت ، حاج اکبر ناظم را دوره کرده بودند که: «حاجی شما مسؤول هیأتی...بخدا خوبیت نداره این عرق خور ناپاک هرشب بیاد هیأت ما عیش همه رو منقص کنه... حاجی کار خودته فقط... ما که می ترسیم ولی احترام شما رو داره...» و حاج اکبر ناظم هم دل را یکدل کرد . «رسول» پچ پچ هیأتی ها را دیده بود. خیال کرده بود مثل هرشب از دخالتش در برگزاری مراسم شاکی اند. با نیشخند به آنها نگاه کرد ، یعنی : نَمَنه... چی میگین؟ حاج اکبر ترس را کنار گذاشت و حرفش را زد. آن هم خیلی تند و آخرش گفت: از مجلس عزای اباعبدالله (ع) برو بیرون...سکوت ،سنگین شد و افتاد روی مجلس. همه منتظر بودند «رسول» قاطی کند و زمین و زمان را به هم بدوزد...سکوت اما ادامه دار شد...«رسول» صورتش گُر گرفته بود اما نه بیشتر از دلش. اصلاً گُر گرفتگی مال دلش بود که چنگ می زد به صورتش... راه افتاد به طرف در...موقع بیرون رفتن فقط حاج اکبر ناظم جرأت کرد یک لحظه به چشمهای «رسول» نگاه کند...و بعد به خودش لرزید... نه از هیبت نگاه رسول بلکه از اشکی که داشت چشمهای گُنده لات تهران و تبریز را می شست! 🌼 بهانه از راه رسید 🌸 ... در را باز کرد. حاج اکبر ناظم بود! پشیمان...عذرخواه ...اشک ریزان : آقا رسول... دیشب بی ربط گفتم...شما ببخش...از امشب باید بیای هیأت...باید بیای آقا رسول! 💚 و خواب شب قبل را تعریف کرد... کربلا ...خیمه های امام حسین(ع) و سگی که از خیمه ها پاسداری می کرد...آقا رسول من دیدم بدن، بدن سگه اما سرو صورتش ، سر و صورت شماست...آقا رسول ! ابا عبدالله شمارو قبول کرده به غلامی... حاج اکبر ناظم می گفت و رسول را می دید که ذره ذره انگار آب می شود...«بهانه» آمده بود سراغش و رسول همان سر سوزن ارادت را دستمایه کرد برای رهایی...فریاد زد و غرق شد در اشکهایی که از دیشب سرِ بند آمدن نداشت... 🔻 ظهور بسیار نزدیک است 🔹 @zoho313oor