#حسینجان...
سر صبحی
هوس کرببلا کردم
و دل
از سر عادت هر روزه خود
گفت حسین"ع"
#صبحمبهنامشما✨
#اللهم_ارزقنا_کربلا_بحق_الحسین_ع
#سلام_ارباب_خوبم😍✋
@zohoreshgh
♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
#سلام_امام_زمانم😍✋
آنقدر بیخیال آمدن طبیب شدیم ؛
که " فراموشی"
به عمق لحظههایمان سرایت کرد!
و حالا ما ماندهایم و یک دنیا اضطرار ،
پشت درهایی بسته !!!
#العجلمولایغریبم
🌹 #اللَّهُمَّ_عَرِّفْنِےحُجَّتَڪ 🌹
تعجیل در ظهور و سلامتی مولاعج پنج #صلوات
💚اَلَّلهُمـّ؏جِّللِوَلیِڪَالفَرَج💚
"بحق فاطمه(س) "
@zohoreshgh
♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👆من ارزش زن در اسلام را اینگونه شناختم❤️
#حجاب
#عفاف
@zohoreshgh
♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
🚨 ماجرای عجیب رفتن #رهبر_انقلاب به گلزار شهدا بدون محافظ
💠 یکی از مسئولین بنیاد شهید تعریف میکند رهبر انقلاب در یکی از سفرهای استانی شب با خانواده شهدا دیدار داشتند. بعد از ملاقات رفتیم محل اسکان تا ایشان استراحت کنند. رهبر انقلاب بعد از نماز صبح فرمودند من میخواهم به گلزار شهدا بروم ما به ایشان گفتیم ما برای شما رفتن به گلزار شهدا را جزء برنامهها قرار دادهایم فرمودند: نه همین الان میخواهم بروم. بالاخره رفتیم وقتی به گلزار رسیدیم به محافظین خود گفتند کسی همراه من نیاید میخواهم تنها بروم! رفتند سر قبر یک شهید که همسر و دختر شهید آنجا بودند دختر شهید افتاد روی پای آقا و شروع کرد به گریه کردن. بعد از احوالپرسی و چند دقیقه صحبت ایشان برگشتند. برای ما خیلی سوال شد رفتیم و از آن خانمها سوال کردیم قضیه چه بود. همسر شهید گفت دیشب من از طرف بنیاد شهید سهمیه ملاقات با رهبر انقلاب داشتم ولی به دخترم سهمیه نرسید بدون اطلاع او رفتیم به ملاقات و برگشتیم. اما دخترم فهمید که ما با رهبر انقلاب دیدار داشتیم خیلی ناراحت شد رفت داخل اتاق و عکس پدر شهیدش را بغل گرفت خیلی گریه کرد. صبح موقع اذان نمازش را که خواند گفت مادر بلند شو بریم گلزار شهدا! گفتم الان؟ آخه چرا الان؟ مگه چی شده؟ با گریه گفت بابا اومد به خوابم گفت دخترم اگر میخواهی آقای خامنهای را ملاقات کنی بعد از نماز صبح بیا سر قبر من!
@zohoreshgh
♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یک کلاغ پرچم اسرائیل را به زیر کشید😂
@zohoreshgh
♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
تاظهور دولت عشق و تا ابد مولایم عاشقت میمانم♥️
✨﷽✨ #یادت_باشد❤️ ✍#فصلچهارم[ دوا بنما دوای بی دوا را ] ( #ایامنوروزومشهد) #قسمت49 برای من
✨﷽✨
#یادت_باشد❤️
✍ #فصلچهارم
( #ایامنوروزومشهد)
#قسمت50
من و مادرم و عمه رفتیم داخل اتاق که کنار ننه باشیم.وسایل اتاق را مرتب میکردم لباس ها را ازچمدان پایین ریخته بودم.
یک روسری سبز چشمم راگرفت.
به عمه گفتم: عمه جان این روسری رو سرکن،فکر کنم خیلی به شما بیاد.
روسری را سرکرد.حدسم درست بود.
گفتم: عالی شد.ساخته شده برای شما.
عمه قبول نمیکردگفت:
وقتی رفتید زیارت به عنوان سوغات بدین به بقیه.من روسری زیاد دارم.
حمید را صدا کردم.تا عمه را با این روسری ببیند.مادرم آنقدر اصرار کرد تاعمه پذیرفت.
بعداز چند دقیقه باچشم به حمید اشاره کردم که به آشپزخانه برویم.دوست داشتم بدانم مرخصی را جور کرده یانه.
روی صندلی که نشستیم بابت روسری تشکر کرد وگفت:
اگر مادرم این هدیه رو قبول نمیکرد شده کل قزوین رومیگشتم تا یه روسری همرنگ این پیدا کنم وبرای مادرم بخرم.چون خیلی بهش می اومد.
این احترام به مادر برای من خوشایند بود،هیچ وقت من از این همه توجهی که حمید به مادرش داشت #ناراحتنمیشدم.
اتفاقا تشویق میکردم و خوشحالم میشدم.
#اعتقادداشتمآقاییکهاحتراممادرشراداردبهمراتببیشترازآناحترامهمسرشراخواهدداشت.
پرسیدم:حمید مرخصی چیشد؟میتونی بیای جنوب یانه؟
گفت:
دوست داشتم بیام ولی انگار قسمت نیست،ماموریت کاری دارم.نمیشه مرخصی بگیرم.
گفتم:
این دوسال که همش درگیر کنکور و درس بودم،دوست داشتم امسال باهم بریم.اونم که اینطوری شد.
گفت:
اشکال نداره،تو اگه دوست داری برو.ولی بدون دلم برات تنگ میشه.
گفتم:اگه آقامون راضی نباشه نمیرم.
لبخندی زد وگفت:
نه عزیزم این چه حرفیه؟سفر زیارت شهداست؛برو برای جفتمون دعاکن.
با اینکه خیلی برایش سخت بود ولی خودش من را پای اتوبوس رساند وراهی کرد.
هنوز از قزوین بیرون نرفته بودم که پیامک های حمیدشروع شد.از دلتنگی گلایه کرد.
پیام داد: راسته که میگن زن بلاست،خدا این بلا رو ازما نگیره!
#ادامه_دارد...
🌟اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌟
╔═.🌺🍃🌺.═══════╗
👇
@zohoreshgh
♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
╚═══════🌺.🍃🌺.═╝
تاظهور دولت عشق و تا ابد مولایم عاشقت میمانم♥️
✨﷽✨ #یادت_باشد❤️ ✍ #فصلچهارم ( #ایامنوروزومشهد) #قسمت50 من و مادرم و عمه رفتیم داخل اتاق که
✨﷽✨
#یادت_باشد❤
✍ #فصلچهارم ( #ایامنوروزومشهد)
#قسمت51
سفر جنوب تازه فهمیدم چقدر بودن کنار هم احتیاج داریم. کلا ۵ روز بود، ولی انگار روز پنجاه روز گذشته، اصلا فکر نمیکردم این شکلی بشویم. با اینکه شبها کلی به هم پیام میدادیم یا تماس میگرفتیم، ولی کارمان حسابی زار شده بود!
شب آخر که تماس گرفتم صداش گرفته بود پرسیدم
_حمید خوبی؟
_ گفت دوست دارم زودتر برگردی. تیک تاک ساعت برام عذاب آور شده به هیچ غذایی میل ندارم.
گفتم:
_ منم مثل تو خیلی دلتنگتم، کاش حرفتو گوش داده بودم میذاشتم سر فرصت با هم می اومدیم.
گفت:
_ روز آخر منطقه که رفتی یاد من بودی؟
گفتم:
_ آره مناطق که ویژه یادت میکنم، اینجا توی ارودگاه هم عکس قدی شهید همت هست هر بار رد میشم فکر میکنم تویی که اونجا وایستادی
خندید و گفت:
_شهید همت کجا، من کجا، من بیشتر دوست دارم مثل بیسیم چی شهید همت باشم.
حال من هم چندان تعریفی نداشت ولی نمیخواستم پشت تلفن از این حال غریب بگویم چون میدانستم حمید دل تنگتر میشود.
با اینکه مهمان شهدا بودم ولی روزهای سختی بود، هم میخواستم پیش شهدا بمانم هم می خواستم خیلی زود پیش حمید برگردم، شاید چون حس میکردم هر دوی اینها از یک جنس هستند.
در مسیر برگشت که بودم بارها با من تماس گرفت، میخواست بداند چه ساعتی به قزوین میرسم، وقتی از اتوبوس پیاده شدم آن طرف خیابان کنار موتورش ایستاده بود، به گرمی از من استقبال کرد.
ترک موتور که سوار شدم با یک دستکش رانندگی میکرد و با دست دیگرش محکم دستم را گرفته بود، حرفی نمی زد، دوست داشتم یک حرفی بزنم این قُرق را بشکنم، ولی همین محکم گرفتن دستم خودش یک دنیا حرف داشت.
وقتی از جنوب برگشتم چند روزی بیشتر به ایام عید نمانده بود.
به عوض این چند روز مسافرت بیست و چهار ساعته در حال دویدن بودم که کارهای آخر سال را انجام بدهم، از خرید ها گرفته تا کمک برای خانه تکانی.
در حال پاک کردن شیشه های سمت حیاط بودم که حمید پیام داد، از برنامه سال پرسیده بود گفتم:
_ نمی دونم، مزار شهدا خوبه بریم؟
گفت:
_دوست دارم بریم قم!
#ادامه_دارد...
🌟اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌟
╔═.🌺🍃🌺.═══════╗
👇
@zohoreshgh
♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
╚═══════🌺.🍃🌺.═╝
تاظهور دولت عشق و تا ابد مولایم عاشقت میمانم♥️
┄✦۞✦✺🌏✺✦۞✦┄ @zohoreshgh ❣﷽❣ ⚫️ #دانستنیهای_آخرالزمان #آخرا
┄✦۞✦✺🌏✺✦۞✦┄
@zohoreshgh
❣﷽❣
⚫️ #دانستنیهای_آخرالزمان
⭕️ چراغهای فروزان، در سیاهی شب
🔹 پیامبر گرامی اسلام، در فرصت های مناسب، بارها از یاران وفادار خود در آخرالزمان یاد میکردند و همواره ایمان استوار و فداکاری آنها را گرامی میداشتند.
#آخرالزمان
🔸 امام باقر فرمودند: روزی عده ای در حضور پیامبر گرامی نشسته بودند و آن حضرت با شور و شوقی دعا میکردند و میفرمودند: «خداوندا، مشتاق دیدن برادران عزیزم هستم.» و این جمله را تکرار نمودند. اصحاب ایشان پرسیدند: مگر ما برادران تو نیستیم؟ آن حضرت فرمودند: «نه، شما یاران من هستید؛ برادرانم مردمی هستند که در آخرالزمان به من ایمان دارند، در حالی که هیچگاه مرا ندیده اند. ثابت ماندن یکی از آنها بر دین خود، از صاف کردن درخت خاردار (قتاد) با دست در شب ظلمانی، دشوارتر است و همانند کسی هستند که آتش سرخ را در دست گرفته است. آن ها چراغ های فروزان هستند. پروردگار، آنان را از هر فتنه تیره و تاری نجات می دهد.»
📚 بحارالانوار، ج ۵٢، ص ١٢۴
🔺 باید این را بدانیم که بهشت و زندگی جاودانه را به بها میدهند، نه بهانه. هنر حفظ ایمان، و هنر عشق راستین در این زمان و در این شرایط نامناسب، آشکار و ثابت میشود.
#آخرالزمان ١٩
👈 #ادامه_دارد....
🌤اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج🌤
@zohoreshgh
♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
┄✦۞✦✺🌏✺✦۞✦┄
9.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ذکر امام زمان و ظهور اگر مسئلهٔ اصلی کسی شد...
کانال امام زمانی ام (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
@zohoreshgh
♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
مداحی آنلاین - هر کی یوسف میخره بیاد - استاد مومنی.mp3
1.74M
♨️هر کی یوسف میخره بیاد!
👌 #سخنرانی بسیار شنیدنی
🎙حجت الاسلام #مومنی
📡حداقل برای☝️نفر ارسال کنید.
@zohoreshgh
♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
انسان شناسی ۲۳۶.mp3
11.18M
#انسان_شناسی ۲۳۶
#استاد_شجاعی
#حجهالاسلام_ماندگاری
♨️ عملها ممکن است خالص باشند،
قبول هم شوند!
اما ماندگار نباشند!
☜ سه مهارت در وجود انسان، لازم است،
که باعث ماندگاری #عمل او میشود!
بدون این سه مهارت، عملها نمیمانند.
@zohoreshgh
♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
دخترانی بدحجاب به خیابان آمدند؛ دو نفر مزاحم آنان شدند و با سلاح سرد جوانی را شهید کردند... این وسط یک جوان رعنا شهید و فرزندش یتیم شد، دو نفری که مزاحم دختران بودند هم دستگیر و احتمالاً به جرم مشارکت در قتل قصاص خواهند شد؛ پس چند خانواده هم از هم پاشید!
اما اون دخترکان، اگر با بدحجابی و رعایت نکردن احکام الهی زمینهساز این جنایت شدند، اگرچه قانونا محاکمه نمیشوند؛ آیا نزد خدا هم مقصر نخواهند بود؟! هیچ نقشی در ایجاد مزاحمت و منکر علنی نداشتند؟ که به تبع اون جوان ناهی از منکر برای نجات اونها وارد میدان شد؟
خواهرم! اگر خدا پوشش و حجاب را برای تو الزام کرده، برای خودت هست؛ مراقب باش با خودخواهی و گناه و اشتباهات خودت شریک جنایتها نشی...
@zohoreshgh
♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️