هدایت شده از بانویِ شرقی
کسانی که روی هر چیز تعصب دارند، اغلب اسیر نادانیاند. تعصب شدید، انسان را کور و کر میکند؛ حتی اگر هزاران دلیل منطقی برای رد باورشان بیاوری، باز هم حقیقت را نمیپذیرند.
در جامعهی ایران، تعصبهای کورکورانه بهویژه دربارهی دین، تاریخ و فرهنگ، بسیار رایج است. چنین ذهنیتی نهتنها مانع رشد فکری میشود، بلکه میتواند خطرناک باشد. وقتی کسی بدون تفکر از باورهای کهنه دفاع میکند، گاهی حتی خشونت را افتخار میداند؛ مثل کسی که قتل مخالفان فکریاش را توجیه میکند.
تعصب، جلوی تفکر را میگیرد و گفتوگو را نابود میکند. راه نجات، اندیشهی آزاد، پذیرش تفاوتها و شجاعت در بازنگری باورهاست.
تو به من خنديدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پی من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان می دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت