توروقران بزارین یروز فقط
یروز اعصاب من اروم باشه
معدم نابود شدع انقد هرروز اعصابمو خورد کردین
من الان اونجاییم که بغض دارع خفم میکنه
مثل این دوروز تو کلاس
مثل کل این چن ماه
ولی نمیزارم بشکنه
حتی اگه خفه شم
من وقتی فهمیدم دیگه هیچی برام مهم نیس
که دربرابر حرفای دیگران فقط خندیدم
یه لبخند خیلی اروم
در کمال ارامش اونجا فهمیدم چقد عوضم کردن
-آیمآه؛
من وقتی فهمیدم دیگه هیچی برام مهم نیس که دربرابر حرفای دیگران فقط خندیدم یه لبخند خیلی اروم در کمال
من فقط خندیدم
ولی کسی ندید چطوری خورد شدم
کسی پایی که دوساعت مداوم تکون میخورد رو ندید
حواستون به حرفاتون باشه ها
ممکنه بد دل بشکنین
بزارین یروز بگذرع حداقل
بعد همه چیو بزارین کف دست بقیه
واقعا نمیدونم دیگه به کی میتونم اعتماد کنم...
من آدم ارومیم
تا وقتی پا رو خط قرمزام بزاری
چن باری به حرمت خیلی چیزا حرفی نمیزنم
بار پنجم شیشم دیگه حرمتی نگه نمیدارم
اون رویی رو میبینی که اصلا برات خوشایند نیست