کاش یع جمله دیگه برا پرسیدن حال هم همدیگه پیدا کنیم
از جملات کلیشه ایه "خوبی، چته، چیشده، چخبر، مردی،..." خسته شدم
«نگاهی به چهره اش کردمو
گفتم با خود
او از کجا امده است؟
ندیدم تا الان کسی شبیه او
زیبا، مهربون، خوش قلب
بی شک او ماهی است در تاریکی شب من»
خودنوشت
-آیمآه؛
«نگاهی به چهره اش کردمو گفتم با خود او از کجا امده است؟ ندیدم تا الان کسی شبیه او زیبا، مهربون، خوش
قلب من
یادگاری ای پیش تو بماند
و حرف هایت امانت پیش من
بعد صد سال میای
سرد رفتار میکنی
انگار نه انگار یروزی منی ام بوده
بعد ادعای رفاقتو صمیمیت داری...
تو داری کارمای کاری که کردیو پس میدی عزیزم
وقتی تو با اون بدبخت اینجوری رفتار میکنی
خب اون یکیم با تو اینجوری رفتار میکنع...
بازم با اون همیشگیا(زنداییا)