28.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام همام جعفر ابن محمد الصادق و رحمت الله و برکاته :لکل شی مفتاح... و مفتاح رزق الصدقه... (هر چیزی کلیدی دارد و کلید رزق صدقه است)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
سه روز مانده تا روز بسیار پر فضیلت دحورالارض...حدود ۶روز مانده تا محاق قمر
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌎 عجايب گنبد قابوس در استان گلستان
▪️برج قابوس یادگار شهر باستانی جرجان است که در دوران زیاریان از مراکز علمی و هنری منطقه بود ولی پس از حمله مغول نابود شد. 🛕
🔺 عقلانیت انسانها بسته به بود و نبود و میزان اثرگذاری شبه عقلها ( آن پذیرفته شده هایی که واقعیت ندارد و به عنوان یک واقعیت مسلم به باور رسیده است به گونه ای که فرد، نادیده گرفتنِ آنها را خلافِ عقل حس میکند) بر خروجی قوای ادراکی به یکی از سه گستره ی زیر تقسیم میشود:
1.عقلانیت خالص و محض
2.عقلانیت نرمال: در این حالت، قوای ادراکی انسان به شبه عقلها آلوده است اما اثرگذاری شبه عقلها صرفا به موضوعات خاصی ( مثل دین یا سیاست یا خانواده یا ...) محدود میشود و نه به همه ی موضوعات.
3. عقلانیت غیرنرمال: در این حالت قوای ادراکی شخص تقریبا به همه ی موضوعات زندگی وی مربوط میشود و شخص غیرنرمال نمیتواند پرسشها را درک کند و پاسخ ها را بیابد و از درک موضوعات مختلف راجع به زندگی اش در جهان واقعی ناتوان است.
🔺 انسانهایی که عقلانیت آنان غیرنرمال است، همانها هستند که در اصطلاح عرفی به عنوان شیرین عقل، کم عقل و یا بی عقل و دیوانه شناخته میشوند.
🔺 اصل در مورد عقلانیت انسانها این است که صاحب عقلانیت نرمال هستند؛ حتی اگر به خیال خودشان واجد عقلانیت محض باشند.
🔺 انحراف عقلانیت نرمال از عقلانیت محض دارای شدت و ضعف است و مهمترین وظیفه ی شناختی انسانها این است که درصدد شناسایی و حذف شبه عقلها از قوای ادراکی خود برآیند و به سمتِ نقطه ی آرمانی و عقلانیت خالص و محض حرکت کنند.
🔺 موضعی بودنِ شبه عقلها در عقلانیت نرمال، ( و گسترده نبودنِ آن در کل پهنه ی زندگی) این امکان را برای شخص فراهم می آورد که با به کارگیری بخش های مختلفِ قوای ادراکی خود بتواند وجود شبه عقلها را در خود کشف کند و آنها را شناسایی و حذف و یا غیرفعال کند و بدین ترتیب قدمی به سمتِ عقلانیت خالص گام بردارد. نقطه ی آرمانی عقلانیت، نقطه ای است که در آن، اثری از هیچ شبه عقلی نباشد.
🔺 یکی دیگر از ویژگیهای ناخالصیها و شبه عقلها، این است که در حالت کلی، شبه عقلهای موجود در قوای ادراکی هر انسانی نسبت به انسانی دیگر میتواند متفاوت باشد ( بسته به اینکه در کجا متولد شده و تحت تربیت دینی کدام کشیش مسیحی و روحانی شیعی و مفتی سنی و رهبر فرقه ای واقع شده و تحت تاثیر رهبران کدام مکتب الحادی و آتئیستی قرار گرفته و کدام کتابها را خوانده و به کدام فیلسوفی دل داده و در برابر کدام دانشمندی دچار وادادگی معرفتی شده باشد) بنابراین نمی توان یک نسخه ی کلی برای فرآیند رهاسازی قوای ادراکی از شبه عقلها در همه انسانها نوشت بلکه هر انسانی باید به نحو خاص در مورد شبه عقلهای مستتر در قوای ادراکی خویشتن به وظیفه ی معرفتی خویش عمل کند.
🔺 فهمیدنِ اینکه انسانها ممکن است به شبه عقلها آلوده باشند؛ چیزی نیست که بر کسی مخفی باشد و هیچ فیلسوفی را نمیتوانیم بیابیم که این حقیقت را انکار کند بنابراین تقریبا در اینکه چنین مشکلی وجود دارد، اتفاق نظر موجود است اما اختلاف نظر شدیدی در نحوه ی موضعگیری فیلسوفان در برابر این مشکل واقعی وجود دارد.
🔺 عده ای از فیلسوفان، چشم را بر مشکل بسته اند و عده ای دیگر، به قدری این مشکل به نظرشان بزرگ آمده است که این توهم به آنان دست داده است که انسانها باید با همین مشکل بسوزند و بسازند و از اینکه به واقعیت نفس الامری برسند، ناامید شوند. افراط و تفریط در این امر مهم، خسارات بزرگی را میتواند بر انسانها تحمیل کند.
🔺 و حال آنکه حیات فکری انسانها در عمل نشان داده است که انسانها چه در مسائل کلان و چه در مسائل خردِ زندگی، توانایی شناسایی و حذف شبه عقلها را داشته و دارند و اگر به #وظیفه_معرفتی خود عمل کنند؛ میتوانند در مسیرِ رهاسازی قوای ادراکی خود از بند شبه عقلها به موفقیت برسند.
🔺 وظیفه ی معرفتی باید برای هر کسی توسط خود او طراحی شود و به درستی به اجرا درآید. وظیفه ی معرفتی دارای یکسری ویژگیهای کلی است که برای همه آدمها یکسان است و البته دارای یکسری ویژگیهای شخصی هم هست.
🔺 مهمترین ویژگی وظیفه ی معرفتی این است که در باورها دچار #وادادگی_معرفتی نشویم.
🔺 اعتماد عقلانی به متخصصان تفاوت دارد با وادادگی معرفتی. کسی که دچار وادادگی معرفتی است، عقلانیت نرمال خودش را غیرفعال میکند در حالی که اعتماد عقلانی به متخصصان همواره تحت اشراف و حکومت عقلانیت نرمال است.
#عقلانیت_نرمال_معیار_حاکم_بر_همه_معیارها
#وادادگی_معرفتی
🔺 در این فیلم، دیوید آلبرت به جدیدترین رهیافت واقعبینانه نسبت به روش علمی اشاره میکند. رهیافتی که برخلاف تصور نادرست رایجی است که درباره ی متدولوژی علمی در ذهن عموم دانش آموزان و دانشجویانِ دورشده از تحقیقات فلسفه علمِ معاصر است.
🔺 تصور نادرست رایج درباره ی روش علمی ریشه اش به اظهارنظرهای فیلسوفانی که در دهه های اولیه ی تولد ساینس درباره ی ساینس و روش علمی نظریه پردازی میکردند برمی گردد.
🔺 این فیلسوفان، با وجود اینکه خودشان دانشمند نبودند، عملا سراغ دانشمندان نظریه پرداز هم نمی رفتند که ببینند آنها واقعا چه میکنند؛ بلکه فارغ از واقعیاتِ نظریه پردازی در علم؛ در گوشه های کتابخانه ها با ذهن صرفا فلسفی شان نشستند و در مورد روش علمی نظر دادند و معمولا قالب نظریه هایشان اینجور بود که علم باید اینطور باشد تا علم باشد.
🔺 اما تحقیقات بعدی در حوزه ی فلسفه علم نشان داد که دانشمندان اعتنایی به دستورات این فیلسوفان نکرده و نمی کنند و کار خودشان را میکنند و کارِ آنان یعنی نظریه سازی در علم شباهت کمی با آن چیزی که فیلسوفان توصیه میکردند، دارد!!
🔺 متاسفانه هنوز هم در کتابهای درسی دبیرستان ، روش علمی بر اساس همان تصور غیرواقعی تولید شده توسط فیلسوفان ارائه میشود.
🔺 غالب دانشجویان و دانش آموزان تصورشان این است که روش علمی، چیزی غیر از به کارگیری عقلانیت نرمال و یا به تعبیر آلبرت، به کارگیری عقل سلیم است و حال آنکه اینطور نیست و قسمتهای خوبِ علم همانهایی است که در آنها، عقلانیت نرمال جمعی به کار گرفته شده است اگرچه در بعضی جاها که دانشمندان ناچار به رعایت ملاحظات دیگری شده اند، تخطیهای جدی هم وجود دارد.
🔺 اعتبار علم به عقلانیت نرمال است و اگر روش علمی دارای اعتباری است به خاطر معیار برتر یعنی عقلانیت نرمال است.
🔺 اگر درک کنیم که معیار برتر عقلانیت نرمال است آنگاه درخواهیم یافت که اگر این معیار برتر، را در زمینه های دیگر ( از جمله باورهای دینی) به کار ببریم؛ به خروجیهای معتبر و واقعی دست خواهیم یافت.
#عقلانیت_نرمال_معیار_حاکم_بر_همه_معیارها
💢
#معرفی_کتاب
فلسفه دین / براساس شرح مقاله دهم شفا، با محوریت تبیین وحی
حسین غفاری
چاپ اول ۱۴۰۲،