eitaa logo
نجوم اصیل ایرانی اسلامی(التفهیم)
5.2هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
2.2هزار ویدیو
89 فایل
تدریس و توضیح و تحلیل نجوم ایرانی اسلامی(نه اختر فیزیک امروز) توسط پژوهشگر و محقق این حوزه محمد خسروی..مدیریت موسسه علم و تمدن پارس (بنده علوم غریبه کار نمیکنم بلد هم نیستم)کمک مالی هر مبلغی هر مقداری جهت گسترش کانال به نام محمد خسروی 6104338905692188
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚫 انحراف در حوزه؛ ⚠️ حوزوی و تصوّف...! 🎙 آیت‌الله بحرالعلوم میردامادی ➖ صوفیّه اگرچه؛ اسمشون را عوض می کنند به نام عارف این‌ها عاق اهل‌بیت(علیهم‌السلام) هستند...!
🔸️شیخ بهایی و آرزوی دیرینه تحول در حوزه جالب است بدانید که شیخ بهایی نیز به دنبال تحول در حوزه‌های علمیه بود. در روزگار او، جامعیت علمی از حوزه‌ها رخت بربسته بود. نزدیک به سیصد سال از قرن هفتم و هشتم هجری – که اوج شکوفایی تمدن اسلامی محسوب می‌شد – می‌گذشت، و شیخ بهایی کوشید تا دوباره آن جامعیت علمی را به حوزه بازگرداند و تمدن اسلامی را به اوجی تازه برساند. 🔸️او با اینکه شیخ الاسلام صفویه بود و عملاً حکومت، بازار، حوزه و همه ارکان جامعه در اختیار داشت، به خوبی می‌دانست که تحول یک‌شبه ممکن نیست و احیای تمدن، کاری زمان‌بر و تدریجی است. به همین دلیل، او کارش را از جایی شروع کرد که بیشترین تأثیر را دارد: تغییر کتب درسی حوزه‌های علمیه. خودش دست به تألیف زد و آثاری مانند «خلاصه الحساب» در ریاضیات و «تشریح الافلاک» در نجوم را برای جایگزینی با متون پیشین تدوین کرد. 🔸️اما شیخ بهایی خود از آخرین علمای جامع‌الاطراف تمدن اسلامی بود. پس از او، ایران دچار فراز و نشیب‌های فراوانی شد و تحول در حوزه دیگر دغدغه اصلی نبود. تا جایی که در دوره رضاشاه، اصل وجود حوزه‌ها بار دیگر به خطر افتاد، و تنها با درایت آیت‌الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی، بنیان‌گذار حوزه علمیه قم، توانستند موجودیت حوزه را حفظ کنند. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی – متأسفانه – مسیر تغییر دنبال نشد و آن تحول چشمگیر و جامع علمی که شیخ بهایی در اندیشه آن بود، هنوز در انتظار روزهای روشن‌تری است. ✍سید صالح پورمند
﷽ 📚 نکات نحوی و بلاغی ✅ فرق میان حال و مفعول مطلق نوعی 🗂 چنان‌که از تعاریفِ حال و مفعول مطلقِ نوعی مستفاد می‌گردد، حال تبیین‌کنندهٔ یکی از اعراض صاحب‌حال، هم‌زمان با وقوع حدث است. از این رو، حال حکم تصویری را دارد که در آن، حدث، صاحب‌حال و حال می‌باید همگی قابل مشاهده باشند؛ بدین سان، حال هرچند نوعی از انواع اعراضِ صاحب‌حال را بیان می‌کند، اما به گونه‌ای که این عَرَض مستقیماً به خودِ صاحب‌حال نسبت داده می‌شود. در مقابل، مفعول مطلقِ نوعی، نوعی از انواع شیوه‌های تحققِ حدث را تبیین می‌نماید. ✧❁
﷽ 📚 نکات نحوی و بلاغی ✅ وضعیت متفاوت واژه‌های منصوب 🗂 مرحوم رضی در جلد دوم، صفحه ۳۸ اظهار می‌دارد که برخی پنداشته‌اند ذکر مصدر در مقام حال، امری قیاسی است و این امر منوط به موقعیت‌های خاصی می‌باشد از جمله هنگامی که کمالِ اسم اراده شده باشد چنان‌که در مثال «أنت الرجلُ علماً «أنت الرجل علما أی أنت الکامل فی الرجولیة عالما»(تو مردی کامل از حیث دانش هستی)، و «هو زهیر شعرا أی هو یشابه شاعرا الی زهیر» (او در حالی که شاعر است به زهیر شباهت دارد)؛ و حال آنکه برخی از منصوبات نه حال اند و نه مفعول مطلق نوعی بلکه ممکن است نقش‌های دیگری داشته باشند مانند تمییز و مفعول فیه؛ زیرا طبق بیان محقق رضی، حال شدنِ مصادر به هیچ وجه قیاسی نیست، بلکه باید بر سماع اعتماد نمود و از آن تجاوز نکرد، چنان‌که در مثال «قتلته صبراً» مشاهده می‌شود. ✧❁
﷽ 📚 نکات نحوی و بلاغی ✅ وضعیت متفاوت واژه‌های منصوب 🗂 نکاتی چند در تشخیص اسماء منصوب 🔺از حیث عرفی، اوصاف(احداث و ویژگی‌ها) دارای انواعی هستند که لحاظ آنها با مسندٌالیه‌ای که می‌تواند داشته باشند بدین شرح است: 1️⃣ برخی از اوصاف صرفاً ذات را تبیین می‌کنند؛ بدین معنا که مسندٌالیه آن‌ها باید ذات باشد، همچون خندیدن و گریستن، یا اینکه در نسبت با حدث و ذات، بیشتر با ذات هم‌خوانی دارند، مانند «قتلته صبراً»؛ چه آنکه در این مثال، قتلِ صبری از انواع عرفی قتل محسوب نمی‌شود، از این رو، حال انگاشتن «صبراً» اولویت دارد.   2️⃣ برخی از اوصاف صرفاً حدث را توضیح می‌دهند و تنها با حدث رابطهٔ اسنادی برقرار می‌کنند؛ مانند احکام پنج‌گانهٔ شرعی، همچون حرمتِ أکل میته، و مانند «یُحذَف الفاعل جوازا أو وجوبا، أی یحذف الفاعل حذفا جوازیّا أو وجوبیّا»، و نیز مانند واژهٔ «شدید» در مثال «ضربته شدیداً».   3️⃣ برخی از اوصاف میان توضیح ذات و حدث مشترک هستند، ولی در لحاظ هر یک از آن دو، تفاوت چندانی حاصل نمی‌شود؛ مانند «اذکروا الله قیاماً و قعوداً». در این مثال، تفاوتی نمی‌کند که «قیاماً و قعوداً» قیدِ حدث انگاشته شود تا مفعول مطلق نوعی گردد، یا قیدِ ذات تلقّی گردد تا به نقشِ حال منقّش شود؛ زیرا ذکرِ قیامی با ذکرِ ذاکر در حال قیام، تفاوت معنایی چندانی ندارد. از این رو، مفعول مطلق دانستن آن‌ها اولی است، چه آنکه این لحاظ مطابق با اصل است و لحاظ دیگر نیازمند تأویل به مشتق می‌باشد؛ و از طرفی هم مشاهده می‌شود که مُعرِبان قرآن کریم دچار تردید در برخی از واژه‌های منصوب شده و احتمال‌های مختلفی را مطرح می‌نمایند.   4️⃣ برخی دیگر از اوصاف نیز میان ذات و حدث مشترک‌اند، اما حال یا مفعول مطلق انگاشتن آن‌ها موجب پیدایش تفاوت معنایی می‌گردد؛ مانند تفاوت میان «اذکروا الله ذکراً کثیراً» و «اذکروا الله کثیراً». قسم چهارم با اینکه در توضیح دهندگی ذات و حدث مشترکند ولی اگر مقید به قید حدثی نشوند تمایل شدیدی دارند که ذوات را توضیح دهند مانند مُضحکا در عبارت «جاء زید مضحکا»، از این رو نقش آن، حال خواهد بود و اگر مقصود گوینده بر این باشد که آمدن زید به نحوی بود که موجبات خنده حضار را فراهم کرد باید مقید به حدث شود و چنین گفته شود: «جاء زید مجیئا مضحکا». ✧❁
🟣 ● بهترين كارها آن است كه با ناخشنودى در انجام آن بكوشى أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ، مَا أَكْرَهْتَ نَفْسَكَ عَلَيْهِ ● حافظ می‌گفت: بکوش خواجه و از عشق بی‌نصیب مباش که بنده را نخرد کس به عیب بی‌هنری _______
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا