eitaa logo
نجوم اصیل ایرانی اسلامی(التفهیم)
5.2هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
2.2هزار ویدیو
89 فایل
تدریس و توضیح و تحلیل نجوم ایرانی اسلامی(نه اختر فیزیک امروز) توسط پژوهشگر و محقق این حوزه محمد خسروی..مدیریت موسسه علم و تمدن پارس (بنده علوم غریبه کار نمیکنم بلد هم نیستم)کمک مالی هر مبلغی هر مقداری جهت گسترش کانال به نام محمد خسروی 6104338905692188
مشاهده در ایتا
دانلود
جالب است برخی هفته که حقیر به قبرستان ها و گلزارها می روم میبینم چه راحت زنان باردار در این مکان حضور دارند ،قدم میزنند و می‌چرخند و چقدر ندانسته خودشان و جنین شان درگیر انواع مشکلات جسمی و روحی و متافیزیکی می‌شوند چقدر دختران بعضا هم مجرد که ساعتها در این مکان قدم میزنند و چگونه بدون حرز و بدون دعا و حصن و حصار هرچه آلودگی را بخود جذب می‌کنند لازمه داشتن یک کامل پاکسازی فردی و منزل که دافع و مانع است قبلا عرض شد به دلیل وجود برخی ارواح اهل ظلمت ،دفن انواع سحر و طلسم در خاک قبرستان، شیون و زاری صاحبان مصاب و نعوذ بالله گفتن برخی سخنان کفرآمیز و به شدت ناشکری و دخالت در امر الهی هوای قبرستان بسیار سنگین و ثقیل است مخصوصا هر چه به زوال آفتاب نزدیک می‌شود حال با این شرایط دختران بی حجاب و بد حجاب ،کم اعتقاد و بعضا بی اعتقاد بدون حصن و بدون ذکر وارد شده و هر چه آلودگی را چون آهن ربا جذب کرده و با خود به بیرون و جامعه و خانواده می‌برند(یکی از علل انواع خودکشی ها) و..... این موارد را جدی بگیرید و یک بار خود و خانواده خود را از این مسایل مصون کنید این موارد هزینه نیست سرمایه گذاری است کانال استاد ایرانی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
معنای زندگی .mp3
زمان: حجم: 11.7M
🔸 چگونه دین میتواند یک زندگی را معنادار کند؟ 🔸 چشم هایی که شسته نشده باشد، زندگی را بی معنا و دنیا را پوچ و کسل کننده و سختیها و رنجها را خسارت و ضرر می بیند و نه یک فرصتی برای نشان دادنِ خود 🔸 هر چقدر بتوانیم چشمها را بهتر شستشو دهیم، به همان اندازه میتوانیم بهتر ببینیم. 🔸 کسی که خدا را اولا مربی و تربیت کننده و دوما کارگردانِ آگاهِ جهان هستی و سوما مهربان ببیند، هیچگاه به افسردگی و پوچی فکر نخواهد کرد. 💢
🔹من یک واقعگرا هستم و این قابلیت را برای قوای ادراکی انسان ( در صورتی که قوای او آسیب ندیده باشد) قائل هستم که بتواند به واقعیتهای مستقل از اذهان دست پیدا کند. 🔸 اما اینکه قوای ادراکی انسان، چگونه و به چه شکلی میتواند این کار مهم و عجیب را انجام دهد، اگرچه مسئله ی خوبی برای فکر کردن می باشد اما مسئله ی مهمتر از آن، این است که آیا انسان اساسا میتواند به این مسئله ی خوب و جذاب، جواب درست و کاملی بدهد؟ و آیا جوابهای غلط و ناقص، منبعی برای تولدِ نیستند؟ 🔹 آیا انسانها میتوانند نحوه ی دستیابی قوای ادراکی انسان به آن واقعیات مستقل از اذهان را به نحو دقیق مورد شناسایی قرار دهند؟ بعضیها پاسخِ مثبت به این سوال داده اند اما عده ای از اندیشمندان، پاسخشان به سوال فوق، منفی است. 🔸 انسانها اگرچه خیلی دوست دارند تا نحوه ی کار کردنِ قوای ادراکی شان برای دستیابی به واقعیتی که خارج از ذهن شان هست و خارج از ذهن همه ی انسانهای دیگر هم هست را بفهمند و بتوانند مو به مو آن را تبیین کنند؛ اما چه بسا دوست داشتنیهایی که به دست نمی آیند و یا به راحتی به دست نمی آیند. 🔹 میخواهم فرض را بر این بگذارم که اساسا انسانها هیچگاه نتوانند به نحو دقیق، نحوه ی کارکرد قوای ادراکی خودشان را درک کنند و رازِ آن را کشف کنند؛ آیا این ناتوانی به معنای آن است که از دست بشوییم؟ 🔸 بر اساس فرض فوق، موضعگیری این دسته از واقعگراها بدین شکل تبیین می شود که: انسانها برغم این که نمیدانند و نمیتوانند هم بدانند که چطوری و چگونه قوای ادراکی شان میتواند آنها را به واقعیت برساند؛ اما میدانند که قوای ادراکی میتواند آنها را به واقعیت مستقل از اذهان برساند. 🔹 مثال عرفی بزنم: یک کودک برغم اینکه نمیداند گوشی همراهِ پدرش چگونه کار میکند اما میداند که فلان کارها را میتواند با اپلیکیشنهایش انجام دهد. 🔸 یک مثال فیزیک کوانتومی هم بزنم: دانشمندان در حال حاضر، میدانند که فیزیک کوانتوم با دقت بسیار خوبی میتواند کار کند اما واقعا نمیدانند که فیزیک کوانتوم چگونه است که میتواند این کار را انجام بدهد؟ 🔹 یک مثال مربوط به فلسفه ریاضیات هم بزنم: مسئله ی کاربردپذیری ریاضیات چیزی نیست که کسی نداند زیرا همه میدانند که ریاضیات در حل مسئله های فیزیک، به خوبی کار میکند اما حقیقتا کسی نمیداند که این ریاضیات چگونه است که میتواند چنین کاری بکند؟ 🔸 در خصوص قوای ادراکی انسانها نیز موضعگیری گروهِ اخیر ( که من هم جزء همین دسته هستم) این است که ما واقعگراهایی که تعهد معرفتی به سپرده ایم، میدانیم قوای ادراکی انسان میتواند به واقعیتهای نفس الامری مستقل از اذهان دست یابد اما اینکه چگونه این کار را انجام میدهد، را نمیدانیم. 🔹 و اما گروهی از فیلسوفان و معرفت شناسان، که باورشان این بوده است که میتوانند نحوه ی دستیابی انسانها به معرفت را بفهمند و کشف کنند؛ دست به کار شده اند و نظریه هایی را مطرح کرده اند. 🔸 اگر نظریه های این فیلسوفان، در همان حدِ نظریه نگه داشته شود، باکی نیست و مشکلی ایجاد نمیکند اما مشکلها زمانی ظهور می یابند که افرادِ طرفدارِ آن فیلسوف، اعتبار قوای ادراکی خود را تقلیل میدهند به آن نظریه ای که پیشفرضهایش را فیلسوفشان گزینش کرده است. 🔹 تقلیل به نظریه های مذکور، به معنای آن است که شخصِ مزبور برای اینکه چیزی را به عنوان معرفتِ واقعی، بپذیرد لزوما باید آن را بتواند در قالب پیشنهاد شده توسط فیلسوفِ مورد علاقه اش بگنجاند و اگر احیانا چیزی به خودِ وی قابل ادراک باشد اما در قالبِ پیشنهادی فیلسوفش گنجانیده نشود؛ آن چیز را غیرقابل دستیابی و یا حتی غیرواقعی!! ارزیابی میکند😳 🔸مثال عرفی بزنم: فرض کنید نظریه پردازی نحوه ی کارکردنِ قوه بینایی در انسان را در قالب یک نظریه به باورِ آدم ها برساند و نیز فرض کنید که بر طبق این قالب و نظریه، انسانها میتوانند همه رنگها را ببینند بجز رنگ آبی را. در این حالت، این آدم حتی اگر با دو چشم خودش، رنگ آبی را ببیند، باورش به آن نظریه او را نسبت به آبی بودنِ آن رنگ مردد و مشکوک میکند و حتی میتواند او را به حد انکار رنگی که دیده است ببرد زیرا به باورِ او رسانیده اند که انسانها نمیتوانند رنگ آبی را ببینند و چنین چیزی محال است. 🔹 ما میتوانیم باشیم، بدون اینکه باشیم و بدونِ اینکه از نحوه ی کار کردنِ قوای ادراکی انسان آگاه باشیم. 🔸تعهدسپاری به برخی نظریات معرفت و ، یکی از راه های افتادن در دامِ و است. قسمت دوم