معنای زندگی .mp3
زمان:
حجم:
11.7M
🔸 چگونه دین میتواند یک زندگی را معنادار کند؟
🔸 چشم هایی که شسته نشده باشد، زندگی را بی معنا و دنیا را پوچ و کسل کننده و سختیها و رنجها را خسارت و ضرر می بیند و نه یک فرصتی برای نشان دادنِ خود
🔸 هر چقدر بتوانیم چشمها را بهتر شستشو دهیم، به همان اندازه میتوانیم بهتر ببینیم.
🔸 کسی که خدا را اولا مربی و تربیت کننده و دوما کارگردانِ آگاهِ جهان هستی و سوما مهربان ببیند، هیچگاه به افسردگی و پوچی فکر نخواهد کرد.
#معنای_زندگی
💢
🔹من یک واقعگرا هستم و این قابلیت را برای قوای ادراکی انسان ( در صورتی که قوای او آسیب ندیده باشد) قائل هستم که بتواند به واقعیتهای مستقل از اذهان دست پیدا کند.
🔸 اما اینکه قوای ادراکی انسان، چگونه و به چه شکلی میتواند این کار مهم و عجیب را انجام دهد، اگرچه مسئله ی خوبی برای فکر کردن می باشد اما مسئله ی مهمتر از آن، این است که آیا انسان اساسا میتواند به این مسئله ی خوب و جذاب، جواب درست و کاملی بدهد؟ و آیا جوابهای غلط و ناقص، منبعی برای تولدِ #شبه_عقلها نیستند؟
🔹 آیا انسانها میتوانند نحوه ی دستیابی قوای ادراکی انسان به آن واقعیات مستقل از اذهان را به نحو دقیق مورد شناسایی قرار دهند؟ بعضیها پاسخِ مثبت به این سوال داده اند اما عده ای از اندیشمندان، پاسخشان به سوال فوق، منفی است.
🔸 انسانها اگرچه خیلی دوست دارند تا نحوه ی کار کردنِ قوای ادراکی شان برای دستیابی به واقعیتی که خارج از ذهن شان هست و خارج از ذهن همه ی انسانهای دیگر هم هست را بفهمند و بتوانند مو به مو آن را تبیین کنند؛ اما چه بسا دوست داشتنیهایی که به دست نمی آیند و یا به راحتی به دست نمی آیند.
🔹 میخواهم فرض را بر این بگذارم که اساسا انسانها هیچگاه نتوانند به نحو دقیق، نحوه ی کارکرد قوای ادراکی خودشان را درک کنند و رازِ آن را کشف کنند؛ آیا این ناتوانی به معنای آن است که از #واقعگرایی دست بشوییم؟
🔸 بر اساس فرض فوق، موضعگیری این دسته از واقعگراها بدین شکل تبیین می شود که: انسانها برغم این که نمیدانند و نمیتوانند هم بدانند که چطوری و چگونه قوای ادراکی شان میتواند آنها را به واقعیت برساند؛ اما میدانند که قوای ادراکی میتواند آنها را به واقعیت مستقل از اذهان برساند.
🔹 مثال عرفی بزنم: یک کودک برغم اینکه نمیداند گوشی همراهِ پدرش چگونه کار میکند اما میداند که فلان کارها را میتواند با اپلیکیشنهایش انجام دهد.
🔸 یک مثال فیزیک کوانتومی هم بزنم: دانشمندان در حال حاضر، میدانند که فیزیک کوانتوم با دقت بسیار خوبی میتواند کار کند اما واقعا نمیدانند که فیزیک کوانتوم چگونه است که میتواند این کار را انجام بدهد؟
🔹 یک مثال مربوط به فلسفه ریاضیات هم بزنم: مسئله ی کاربردپذیری ریاضیات چیزی نیست که کسی نداند زیرا همه میدانند که ریاضیات در حل مسئله های فیزیک، به خوبی کار میکند اما حقیقتا کسی نمیداند که این ریاضیات چگونه است که میتواند چنین کاری بکند؟
🔸 در خصوص قوای ادراکی انسانها نیز موضعگیری گروهِ اخیر ( که من هم جزء همین دسته هستم) این است که ما واقعگراهایی که تعهد معرفتی به #واقعگرایی سپرده ایم، میدانیم قوای ادراکی انسان میتواند به واقعیتهای نفس الامری مستقل از اذهان دست یابد اما اینکه چگونه این کار را انجام میدهد، را نمیدانیم.
🔹 و اما گروهی از فیلسوفان و معرفت شناسان، که باورشان این بوده است که میتوانند نحوه ی دستیابی انسانها به معرفت را بفهمند و کشف کنند؛ دست به کار شده اند و نظریه هایی را مطرح کرده اند.
🔸 اگر نظریه های این فیلسوفان، در همان حدِ نظریه نگه داشته شود، باکی نیست و مشکلی ایجاد نمیکند اما مشکلها زمانی ظهور می یابند که افرادِ طرفدارِ آن فیلسوف، اعتبار قوای ادراکی خود را تقلیل میدهند به آن نظریه ای که پیشفرضهایش را فیلسوفشان گزینش کرده است.
🔹 تقلیل به نظریه های مذکور، به معنای آن است که شخصِ مزبور برای اینکه چیزی را به عنوان معرفتِ واقعی، بپذیرد لزوما باید آن را بتواند در قالب پیشنهاد شده توسط فیلسوفِ مورد علاقه اش بگنجاند و اگر احیانا چیزی به #عقلانیت_نرمال خودِ وی قابل ادراک باشد اما در قالبِ پیشنهادی فیلسوفش گنجانیده نشود؛ آن چیز را غیرقابل دستیابی و یا حتی غیرواقعی!! ارزیابی میکند😳
🔸مثال عرفی بزنم: فرض کنید نظریه پردازی نحوه ی کارکردنِ قوه بینایی در انسان را در قالب یک نظریه به باورِ آدم ها برساند و نیز فرض کنید که بر طبق این قالب و نظریه، انسانها میتوانند همه رنگها را ببینند بجز رنگ آبی را. در این حالت، این آدم حتی اگر با دو چشم خودش، رنگ آبی را ببیند، باورش به آن نظریه او را نسبت به آبی بودنِ آن رنگ مردد و مشکوک میکند و حتی میتواند او را به حد انکار رنگی که دیده است ببرد زیرا به باورِ او رسانیده اند که انسانها نمیتوانند رنگ آبی را ببینند و چنین چیزی محال است.
🔹 ما میتوانیم #واقعگرا باشیم، بدون اینکه #تقلیلگرا باشیم و بدونِ اینکه از نحوه ی کار کردنِ قوای ادراکی انسان آگاه باشیم.
🔸تعهدسپاری به برخی نظریات معرفت و #تقلیلگرایی، یکی از راه های افتادن در دامِ #شکاکیت و #ضدواقعگرایی است.
#عقلانیت_نرمال
#فرآیند_دستیابی_به_یقین قسمت دوم
👇سلام علیکم و رحمت الله
در ماه شریف محرم و ایام شهادت امام حسین علیه السلام..کمک به نیازمندان آبرومند
انشالله اگر گشایشی شد و باب رزقی باز شود هر مبلغی هر مقداری کمکی کنید خدا خیر تان بدهد هیچ کس از فردای خود خبر ندارد 🙏
....صدقات..نذورات..رد مظالم..برای اموات...جهت جلوگیری از چشم زخم...مرگناگهانی .آغاز مسافرت..باقیات الصالحات
:دوچیز قضای حتمی را برمیگرداند دعای پدر و مادر و کمک به دیگران ...
ش کارت به نام محمد خسروی/بانک ملت
۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸
ش کارت دوم /بانک ملی
6037997546372302
در صورت نیاز شماره کارت سوم👇6274121206409112
بانک اقتصاد نوین /محمد خسروی
https://eitaa.com/Ostadkhosravi/34750
❤️پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :❤️
[روز قيامت] هر كسى در سايه صدقه ی خود است تا آنگاه كه ميان مردم داورى شود .
( كنز العمّال : ۱۶۰۶۸ )
وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ
از آنچه به شما روزی دادهایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!»
المنافقون/10
https://eitaa.com/Ostadkhosravi