6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عرضه لوازم یدکی ایساکو و سایپا
موتوری گیربکسی جلوبندی بدنه و قطعات نادر دفتر مرکزی شیراز بلوار رحمت قبل از کوزه گر ی . بعد از بانک ملت/با ضمانت فروش/ارسال به سرتاسر کشور
مهندس تکبیری
09172523931
07137500435
https://eitaa.com/arisun_yadakshz
⚡️همنشینی (مقارنه) در نجوم:
مقارنه زمانی است که دو جرم سماوی در طی مدار خود از دید ناظر زمینی نزدیک هم شوند و در کنار هم قرار گیرند. مقارنه ممکن است بین دو سیاره یا بین ماه و سیاره یا بین سیاره و ستاره یا هر جسم سماوی دیگری باشد.
🌈به تمامی علاقمندان مژده میدهیم که طی چند روز آینده شاهد پدیده جذاب "هم نشینی بهرام (مریخ) و هرمز (مشتری)" خواهیم بود🤩🤩
-----------------------------------------
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
در ماه شریف صفر
عزیزان خیر برای خانم مسن بیماری احتیاج به یک عدد یخچال کار کرده با هر شرایطی که باشد داریم بزرگوارانی که میتوانند یا به صورت مالی یا خود یخچال رواگر دارند متشکر میشیم...... (حدود مبلغ 5ملیونی لازم است)
ایشون تنها زندگی میکنند و در حاشیه شهرهم هستند
جهت کمک مالی کارت زیر
ش کارت به نام محمد خسروی/بانک ملت
۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸
لطفا در شخصی ایتا پیام دهند خدا خیر تان بدهد
جهت کمک خود یخچال هم
09375350643
رِواقی گری (به انگلیسی: Stoicism)، و به فارسی، «سُتاوندی»، مکتبی فلسفی است که ۳۰۱ سال قبل از میلاد در شهر آتن بهوسیلهٔ زنون رواقی (کیتیونی) پایهریزی شد. رواقیگری شاخهای از فلسفه اخلاق شخصی است مبتنی بر سیستم منطق و مشاهده ادراکات جهان طبیعی. براساس آموزههای این فلسفه انسانها به عنوان موجودات اجتماعی میبایست راه رسیدن به خوشروانی (خوشبختی، یا نعمت) را پیدا کنند و به حالت رهایی از رنج (یا ἀταραξία در یونانی گویشِ Attic) برسند - با این پیش فرض که میل به لذت یا ترس از درد باعث افراط و تفریط در زندگی آنها نگردد. در این فلسفه انسان با درک جهان، میبایست هماهنگ با طبیعت و با همکاری و رعایت انصاف و رفتاری عادلانه با دیگران در تعامل باشد. نام این فلسفه در زبانهای اروپایی و نیز عنوان رواقی برای آن، از این رو است که انجمن ایشان در یکی از رواقهای آتن برگزار میشد. واژه stoa در یونان باستان به ایوانی گفته میشد که با کاربری از ستونها استوار و ایستانده شده بود. استوار، استوانه، ایستادن و راست (قائم) همه همریشه با این واژه هستند. ستاوندیان از این رو چنین نامیده شدند که پایهگذار آنها زنون در سُتاوند میانی آتن آموزههای خود را به شاگردان و پیروانش میآموخت. این فلسفه به دنبال کامیابی رفتاردرمانی شناختی دوباره پیش کشیده شد. این روش رواندرمانی، همچون فلسفهٔ رواقیگری، با دگرگونی شیوهٔ فکر کردن و دیدگاه هر کس دربارهٔ خود و جهان اطراف به یاری مردم میآید.
@ALTAFHIM
مکتب رواقی در قرن دوم میلادی، در روم، نفوذ یافت و حکمایی مانند سنکا، اپیکتتوس و مارکوس آئورلیوس (امپراتور روم) به آن گرویدند. پیروان این فلسفه رواقیون یا سُتاوندیان خوانده میشوند. زنون فلسفه را منقسم به طبیعیات، منطق و اخلاق میدانست. منطق وی مبتنی بر اُرغنون ارسطو بود، اما میگفت که هر معرفتی بالمآل به ادراکات حواس بازمیگردد.
نظریهٔ رِواقیون در طبیعیات، اساساً مادی بود. در نظر آنها هرچه حقیقت دارد مادی است. توده و ماده، یا جسم و جان، حقیقت واحد و با یکدیگر مزج کلی دارند. وجود یکی در تمامی وجود دیگری ساری است.
در اخلاق، سُتاوندیان، فضیلت را مقصود بِالذات میدانستند، و معتقد بودند که زندگی باید سازگار با طبیعت و قوانین آن باشد، و میگفتند که آزادی واقعی وقتی حاصل میشود که انسان، شهوات و افکار ناحق را به یکسو نهد و در وارستگی و آزادگی اهتمام ورزد. لذت باید معنوی باشد نه مادی، و بههمین جهت از مال و جاه باید چشم پوشید و بر نفس تسلط یافت و بهقناعت و درویشی زیست تا آسایشخاطر فراهم گردد. البته جمعی از عوام، که نسبتبه فلسفهی رواقی اطلاعی نداشتند، رواقیان را، برخلاف حقیقت، عیاش و خوشگذران خواندند و آنان را بدین اوصاف مشهور ساختند.
فلسفهٔ اخلاقی سُتاوندی تأثیرگذارترین جریان اخلاقی-فلسفی در طول تاریخ است، که پانصد سال به درازا انجامید و از دوره فروپاشی امپراتوری اسکندر مقدونی ۳۰۰ (پیش از میلاد) تا ۲۰۰ (میلادی) ادامه داشت. مکتب رواقی به سه دوره تقسیم میشود:
دورهٔ ابتدایی با حضور چهرههایی همچون زنون کیتیونی که مؤسس این مکتب بود.
دورهٔ میانی و اشخاصی چون پانائتیوس و پوسیدونیوس.
دورهٔ جدید و افرادی مانند سنکا، اپیکتت و مارکوس آئورلیوس.
رواقیون اگرچه خدا را فاعل میدانستند، اما فاعل و منفعل را از یکدیگر جدا نمیدانستند و پیش از عالمان اسلامی، انسان را عالم صغیر و جهان را عالم کبیر معرفی کردهاند. رواقیون جهان را حکومتی جهانی در نظر میگرفتند که انسان میتواند در آن با احترام گذاشتن به قوانین اجتماعی، شهروند محسوب شود.
فضایل اخلاقی رفتارهایی عاقلانه محسوب میشوند که همراه و همگام با طبیعت قانونمند هستند و این همراهی با قوانین طبیعت دقیقاً شرط خوشبختی انسان است. بدبختی زمانی است که انسان تسلیم هوای نفس، شهوت و خودمداری شود. در واقع ایدئال اخلاقی رواقیون را میتوان در سردی و بیشهوتی مشاهده کرد. این در عین حال به هیچ وجه به معنی انفعال و بی تحرکی نیست، بلکه نشانهٔ روحی آرام، داشتن کنترل هوای نفس و توانایی رفع نیازهای عقلانی است.
رواقیون انسان را به انجام وظیفهٔ طبیعی عاقلانه دعوت میکنند، و هدف را رسیدن به نظم درونی، تکامل فردی در سایه زندگی اجتماعی و رفتار خوب با دیگر افراد میدانند.
تمام فلسفههای باستانی معتقد بودند که هدف نهایی زندگی رضایت خاطر است. به عقیدهٔ رواقیون این رضایت خاطر از زندگی موافق طبیعت (Living in agreement with nature) به دست میآید که گاه با شعار «از طبیعت پیروی کن» مطرح میشود؛ اما در اینجا این سؤال مطرح میشود که طبیعت انسان و طبیعت جهان چیستند که باید موافق آنها زیست؟ به عقیدهٔ رواقیون، بخشی از موافق طبیعت زیستن استفاده از قوهٔ تعقل برای دستیابی به فضیلت است؛ فضیلت در این معنا به معنی دستیابی به تعالی (excellence) انسانی است. «برای موجود منطقی یک عمل واحد همزمان مطابق طبیعت و مطابق عقل است.» به عبارتی انسان باید کاری که توسط طبیعت ناتمام ماندهاست، یعنی کمال خود را، از طریق استفاده از برترین قوهٔ خود، عقل، به دست آورد. از این رو رواقیگری فلسفهای است که به ما میآموزد که چگونه به فضیلت و برتری دست یافته و بهترین خود شویم. یکی از اساسیترین محورهای رواقیگری که توسط اپیکتتوس مطرح میشود فرق گذاشتن بین آنچه در کنترل ماست و آنچه در کنترل ما نیست است. به عقیدهٔ رواقیون عمدهٔ خوبیها در زندگی مانند احساسات، اعمال و افکار، در حوزهٔ کنترل ما قرار دارند و سایر چیزها معیار زندگی خوب نیستند و به عبارتی «بیتفاوت» اند. با داشتن چنین رویکردی کسی نمیتواند بهانهای برای نیک نزیستن بیاورد زیرا هر شخص میتواند زندگی خوب را به دست بیاورد و محقق شدن چنین چیزی برخورد صحیح با اموری است که در کنترل خود شخص است. رواقیگران سعی میکنند با دنبال کردن طبیعت انسانی خود و بهدست آوردن فضائلی همچون خرد، عدل و کنترل بر خویشتن به زندگی خوب دست یابند.
علاوه بر این، رواقیان تأکید کردند که همه فرایندهای طبیعی، مانند بیماری و سلامتی، تابع قوانین ناگسستنی طبیعت هستند؛ بنابراین انسان باید یاد بگیرد که سرنوشت خود را بپذیرد. هیچ چیز بهطور تصادفی اتفاق نمیافتد. همه چیز از روی ضرورت اتفاق میافتد؛ بنابراین زمانی که سرنوشت در زد، شکایت کردن دیگر فایدهای ندارد. آنها فکر میکنند که انسان باید رویدادهای خوب زندگی را بدون نگرانی بپذیرد.
از این جهت با کلبیان نسبت نزدیکی دارند، که مدعی بودند که همه وقایع بیرونی بیاهمیت هستند. حتی امروزه هم، اصطلاح «آرامش رواقی» در مورد کسی که اجازه نمیدهد احساساتش بر او غلبه کند به کار میرود
رواقی گری چهار فضیلت اصلی دارد که هر کدام به بخشهای بیشتر تقسیم میشوند: حکمت، عدالت، شجاعت و میانهروی. هدفِ فلسفهی رواقی، چون دیگر مکاتبِ فلسفیِ عصر هِلنی، عطای حیاتی شکوفا به شاگرد بود، حیاتی رها از انواع رنج و شکستهای اخلاقی که رواقیون در جامعهشان فراگیر میدانستند. راه رسیدن به این حیات هم از فضیلتها میگذشت که از منظر رواقیون خیرترینِ خیرها بودند. رواقیون، بر خلاف برخی مکاتب رقیب، برای فهمِ جهان و بههمپیوستگیهایش، بر تحقیق در همهی اجزای نظامِ سهگانهشان _ منطق، طبیعیات، اخلاق _ تأکید داشتند. بنابر طبیعیاتِ رواقی، جهان کلیتیست با نظمی عقلانی و هر آنچه در آن روی میدهد خیرترینِ دلایل را دارد.
رواقیون با ردِ آیینِ انسانانگارانهی سنتی، آن اصلِ عقلانی و مشیتی را که به جهان در هیئت یک کیلیت جان میبخشید زئوس نام نهادند. آنان حتی در ناچیزترین یا غمافزاترین رویدادها (مثلاً زمینلرزه و آذرخش) میتوانستند نشانی دال بر خیربودنِ نظمِ کلیِ جهان بیابند. رواقیون باور داشتند که همهی انسانها ارزشی برابر دارند، زیرا همه از این ظرفیتِ گرانبها برخوردارند که زندگیشان را خودشان انتخاب و هدایت کنند و برخی اهداف را ارجحتر از بقیه بدانند.
رواقیون میگفتند که وجه تمایزِ انسان و حیوان این است: این قدرتِ انتخابکردن و رد کردن. نخستین رواقیون به مدعایی باور داشتند که در عرصهی سیاست اهمیت بسیاری دارد: ظرفیتِ اخلاقی تنها چیزیست که ارزشِ ذاتی دارد. ثروت، نیکنامی، قدرت، سلامتِ جسمی، و حتی عشقِ دوستان، کودکان و همسر، همهی اینها را چیزهایی میدانند که رواست آدمی، اگر مانعی بر سرِ راه نباشد، عاقلانه در پِیشان برود و آنها را «علیالسَویههای مطلوب» میخوانند، یعنی چیزهایی که فاقدِ ارزشِ ذاتیِ حقیقیاند و آنگاه که طبقِ خواستهی آدمی حاصل نمیگردند نباید ناراحت شد.
رواقیون باور دارند که رویدادهای تصادفی، که بسیاری از رویدادها را دربر میگیرد، فراسوی ضبط و مهار ما قرار دارند، یعنی ما بر آنها هیچ کنترلی نداریم و به همین خاطر نگرانشدن دربارهی آنها فایده که ندارد هیچ، آسیب هم میرساند. بنابر فلسفه رواقی، عمده نگرانیهای آدمیان در ذهن و خیالشان است، چرا که بسیاری از اینها هرگز رخ نمیدهند. به همین خاطر، نباید به پیشباز درد و غم و اندوه یا حتی سختی و مشقت رفت. باید تنها وقتی به آنها پرداخت که در زمان حال رخ بدهند.
رواقی گری و سنت فکری-فرهنگی غرب
نمیتوان تأثیر فلسفه رواقی بر رشد و تحول و کلِ سنتِ فکریِ غرب را دست کم گرفت. اندیشهی مسیحی بسی وامدارِ آن است. کلمنتِ اسکندریه تنها یک نمونه از اندیشمندان مسیحیِ غرقه در مکتبِ رواقیست. حتی اندیشمندی بهسانِ آگوستین، که بسیاری از نظریههای رواقی را به چالش میکشد، طبیعی میداند که کارش را از مواضع رواقی آغاز کند. حتی جالبتر اینکه بسیاری از فیلسوفانِ عصرِ مدرنِ اولیه به رهنمونهای مکتب رواقی روی میآورند، بسی بیشتر از دفعاتی که به ارسطو یا افلاطون رجوع میکنند.
ایدههای اخلاقیِ دکارت بهطور عمده بر مبنای الگوهای رواقی شکل گرفتهاند. اسپینوزا از هر منظر غرقه در مکتب رواقیست. غایتشناسیِ لایبنیتس اساساً رواقیست. هوگو گروتیوس سرمشقهای رواقی را مبنای ایدههای خودش در باب اخلاق و حقوقِ بینالملل قرار میدهد. آدام اسمیت از رواقیون بیشتر از سایرِ مکتبهای فکریِ باستانی بهره برده است. ایدههای روسو در باب آموزش و پرورش اساساً بر مبنای الگوهای رواقیاند. کانت از ایدههای شأن انسانی و جامعهی جهانیِ آشتیجویِ رواقی الهام میگیرد. و بنیانگذارانِ آمریکا غرقه در ایدههای رواقیاند، از جمله ایدههای شأن برابر و جهانشهروندی که بر امرسون و ثورو، استعلاباورانِ آمریکایی، نیز تأثیر ژرفی گذاشتهاند. از آنجایی که آثارِ اصلی رواقی گری یونانی از دست رفته است، همهی این اندیشمندان آثار رواقیونِ رومی را مطالعه کردهاند و از آنجایی که بسیاری از آنان تواناییِ اندکی در خواندنِ یونانی داشتهاند، به طور عمده سیسرون و سنکا را خواندهاند.
@ALTAFHIM
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روستا نایبند، ماسولهای در دل کویر - خراسان جنوبی
.
روستای نایبند یکی از نمونههای معماری پلکانی را داراست که عنوان ماسوله کویر را به خود اختصاص داده است.
با توجه به اینکه در شعاع حدود ۲۰۰ کیلومتری روستا، آبادی دیگری وجود ندارد، درختان نخل موجود در روستا همچون جزیرهای سبز در میان کویر به نظر میرسد.
روستایی در دل کویر که وقتی به آن وارد میشوید باورتان نمیشود، اینجا کویر باشد، کشتزارهای گندم و جو، نخلستانهای زیبا و باغهای مرکبات جلوهگری زیبایی دارد و مناظری بکر آفریده است. روستای نایبند در طبس جز روستاهای پلکانی کشورمان قرار گرفته و عنوان ماسوله کویری را به خود اختصاص داده است. این روستا همچون جزیرهای سبز در میان کویر به نظر میرسد و جلوهای شگفتانگیز دارد. قدمت روستای نایبند در طبس به قرون اولیه تاریخ اسلام بر میگردد البته این منطق را بر اساس وجود حفرهها و غارهایی که در دل کوهها وجود دارد میگوییم.