eitaa logo
نجوم اصیل ایرانی اسلامی(التفهیم)
5.1هزار دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
2.1هزار ویدیو
86 فایل
تدریس و توضیح و تحلیل نجوم ایرانی اسلامی(نه اختر فیزیک امروز) توسط پژوهشگر و محقق این حوزه محمد خسروی..مدیریت موسسه علم و تمدن پارس (بنده علوم غریبه کار نمیکنم بلد هم نیستم)کمک مالی هر مبلغی هر مقداری جهت گسترش کانال به نام محمد خسروی 6104338905692188
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸 چرا رنگ شهرهای قدیمی ایران اغلب خاکی و قهوه ای روشن هست؟ .
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 این دانشمند ایرانی ۵۰۰ سال جلوتر از متفکرین غربی بود! 📣 به مناسبت بزرگداشت ریاضیدان و ستاره‌شناس،
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. 🎙 "عالم زمان‌شناس" ، به شبهه عبائیه نائینی نمی‌پردازد. به شبهه کانت و هگل می‌پردازد که دانشجویان ما را بی‌نماز می کند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
◾️رسول اکرم صلی الله علیه و آله: "پاره اى از پيكر من درخراسان دفن خواهد شد،هر گرفتارى كه او را زيارت كند خدا ناراحتى او را برطرف سازد" 📚عيون اخبارالرضا ج۲،ص۲۵۷ امالى صدوق
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️این چوب درخت چنار در طول ۴ هزار سال پوسیده نشده! بخاطر محل و نحوه نگهداریش! 🔹این تندیس بسیار زیبا از یک کاهن مصری که از درخت چنار تراشیده شده؛ یکی از قدیمی‌ترین و سالم‌ترین مجسمه‌های چوبی جهانه که که از سلسله پنجم فراعنه باقی مونده.
🔘 انّک لعلی خُلُقٍ عظیم 🔹 «من پسر زنی هستم که با دستهایش از بزها شیر می دوشید.» 🔹 این را به عرب بیابانی گفت. عرب بیابانی از هیبت پیامبری که به او ایمان آورده بودند، لکنت گرفته بود. آمده بود، جمله ای بگوید و نتوانسته بود و کلماتش بریده بریده شده بودند. رسول الله (ص) از جایش بلند شده بود. نزدیک آمده و ناگهان او را در آغوش گرفته بود؛ تنگ تنگ. آن طور که تنشان تن هم را لمس کرد. در گوشش گفته بود: «من برادر توام؛ انا اخوک.» 🔹 گفته بود: «فکر می کنی من کی ام؟ فکر می کنی پادشاهم؟ نه! من از آن سلطانها که خیال می کنی نیستم.» «من اصلاً پادشاه نیستم. لیس بمَلِک» 🔹 «من محمدم؛ پسر همان بیابان هایی هستم که تو از آن آمده ای. من پسر زنی هستم که با دستهایش از بزها شیر می دوشید. حتی نگفته بود که پسر عبدالله و آمنه است. 🔹 حرف دایه ی صحرانشینش را پیش کشیده بود که مرد راحت باشد. آخرش هم دست گذاشته بود روی شانه ی او و گفته بود: «هونٌ علیک؛ آسان بگیر، من برادرتم.» 🔹 مرد بیابانی خندید و صورت او را بوسید. «عجب برادری دارم!» 📚 موعود نوجوان، شماره 28، بازنویسی: صلوات الله علیه و آله
روستای چوپانان منظم‌ترین روستای خشتی جهان