ماه فرو ماند از جمال محمد ص....بزرگمهرحکیم (بوذرجمهر)رحمت الله فرمودند..دیشب خواب دیدم نوری از صحرای عربستان بلند شد و مشرق و مغرب را فراگرفت ...به گمانم پیامبر آخرین متولد شده است ...به او بگویید من از پیروانش هستم.....
لحظات سرتاسر سعد ونیک و سرشار از معنویت ....میلاد ختمی مرتبت محمد مصطفی ص و امام همام حضرت جعفر ابن محمد صادق و رحمت الله و برکاته
@ALTAFHIM
ماه فروماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمد
وعدهٔ دیدار هر کسی به قیامت
لیلهٔ اسری شب وصال محمد
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
آمده مجموع در ظلال محمد
عرصهٔ گیتی مجال همت او نیست
روز قیامت نگر مجال محمد
وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس
بو که قبولش کند بلال محمد
همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد
شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد
شاید اگر آفتاب و ماه نتابند
پیش دو ابروی چون هلال محمد
چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمیگیرد از خیال محمد
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد
سعدی ....قصیده شماره ۱۶
@ALTAFHIM
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در زمان تولد حضرت محمد صلی الله علیه وآله چه اتفاقاتی در عالم افتاد ؟
@ALTAFHIM
وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ
و در اموال آنها حقّی برای سائل و محروم بود!
الذاريات/19
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
:دوچیز قضای حتمی را برمیگرداند دعای پدر و مادر و صدقه....
در روز میلاد حضرت پیامبر اکرم ص و امام صادق علیه السلام برای صدقات و نذورات و جهت کمک به نیازمندان متدین (خرید مواد غذایی /دارو و لباس وو... )حتی نیم کیلو گوشت که بسیار در مضیقه هستندلطفا هر مبلغی هر مقداری کمک کنید خدا خیر تان بدهد
ش کارت به نام محمد خسروی/بانک ملت
۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
پاییز
فصل درو بودو یورش های داس
فصل ستم خار شدن التماس
فصل تراویدن مورو ملخ
فصل غریبی علف فصل یخ
موسم برخورد درخت و تبر
موسم پایان من در به در
موسم دلتنگی جالیز بود
این همه از برکت پاییز بود
صبح غزلهای مرا کرده شام
حضرت پاییز علیه السلام
هیچ کس آغوش مرا وا نکرد
با منو تنهایی من تا نکرد
گاه که در تنگ غروبی حسود
خواستم افطار کنم نان نبود
چشم تو فهمید مسلمانی ام
وقت سحر علت بی نانی ام
چشم تو تصویر قشنگ خداست
وسعت یک حسرت بی انتهاست
مرتع ناز است و چراگاه بوس
معبد کبک است و مدار خروس
معجزه چشم تو پیغمبریست
بوسه به چشمت نزدن کافریست
کاش در ایام غم چشم تو
گریه کنم در حرم چشم تو
چشم تو کافر شکنی لایق است
قبله یک طائفه عاشق است
ازگله چشم تو اگر پر شو
از من کم حوصله دل خور شود
قبله ای طائفه کج میشود
پای منو عشق فلج می شود
زائرم ودر این گیرو دار
گوشه چشم تو شدم رستگار
چشم تو خوب است و خراب است و مست
چشم تو مستوجب یک بوسه است
هیبت شیر است و غرور پلنگ
طعم عسل داردو ررنگی قشنگ
چشم تو یعنی غم و شمشیرو اشک
تشنگی و اسب و علمدارو مشک
چشم تو سرشار شراب است و تاک
دختر عشق است نه فرزند خاک
چشم تو این سخت ترین دشمنم
خنجر سرخی شده بر گردنم
کاش به هنگام نماز شبت
لب برسانم به ضریح لبت
آن لب و رخ و ابروو دست
پنج تن آل عبای من است
قندو حنا آینه قرآن وعود
این همه در عقد لبان تو بود
بین منوتو گله هرگز مباد
بین منو تو فاصله هرگز مباد
کافری و کافری و کافری
از سر تقصیرم اگر نگذری
شعله گرفته دل ققنوسی ام
ترک مباد عادت موروثی ام
عاشقی آموختنم مال تو
سوخته ام سوختنم مال تو
گوشه بازوی تو چسبیده ام
بس که در آغوش تو خوابیده ام
کاش در این فرصت کوتاه و کم
تنگ بخوابیم در آغوش هم
تنگ بخوابیم که فرصت کم است
پسچ و خم کوچه پر از ملجم است
فرق من این عارف مردم پرست
منتظر بوسه یک خنجر است
ابرهه آن روز که بر فیل شد
فوج نگاه تو ابابیل شد
جنس تو از عشق از ابریشم است
مثل تو اینگونه ظرافت کم است
تا دلم از راه تو کج می شود
پای منو عشق فلج می شود
این منو دل این منو بخت یتیم
کوزه و تسبیح و عصا و گلیم
این منو این غیرت ایلاتی ام
کاش بیایی به ملاقاتی ام
این لب من این لب بدبخت من
بی خبر از زندگی سخت من
بوسه زن مسجد چشم تو بود
حی الی خیرالعمل می سرود
@ALTAFHIM