💢 دوباره کتاب را درس گرفتم!
🔰 علّامه حسنزاده آملی:
✍ در محضر انورِ آیت الله العظمی حاج میرزا ابوالحسن شعرانی، از جمله علومی که فرا میگرفتم، رشتههای ریاضی بود.
...تدریس زیج بهادری، دو سال تمام، به طول انجامید و چون تدریس آن به پایان رسید، فرمود:
"آقا! حالا نوبت تدریس مجسطی بطلمیوس به تحریر خواجه طوسی است."
این کمترین، پیش از آنکه درس مجسطی را شروع کند، به این فکر افتاد که چند هلال و خسوف و کسوف با براهین هندسی آنها استخراج کند، اگر از عهده آنها برآمد، شروع به فراگرفتن مجسطی کند.
چون آغاز به کار کردم، در چند مورد برای اقامه براهین هندسی و هیوی هلال و خسوف و کسوف، سخت وامانده و نتوانستم مسائل هیوی را مطابق اشکال هندسی پیاده کنم.
لذا چون محضر استاد برای درس مجسطی تشرف یافتم، هم مجسطی را با خود بردم و هم زیج بهادری را و عرض کردم:
"آقاجان! من خواستم برای اطمینان خاطرم، چند هلال و خسوف و کسوف را به وفق براهین هیوی و هندسی از زیج بهادری استخراج کنم، در اثنای عمل ماندهام و نتوانستم از عهده آن برآیم. آیا از خواندن مجسطی، این مشکل حل میشود؟!"
آن جناب، بدون کمترین انقباض و کوچکترین اعتراض فرمود:
"آقا! چاره اینست که باید زیج بهادری را از سر شروع کنیم."
دو سال دیگر به تعلم زیج بهادری از آن بزرگوار، اشتغال داشتم.
📚 هزار و یک کلمه ج۶ ص۳۱۹
بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر....
صبر و ظفر هر دو دوستانِ قديمند / بر اثر صبر، نوبتِ ظفر آيد
بگذرد اين روزگار تلختر از زهر / بار دگر روزگار چون شكر آيد
بسياری میپندارند كه اين دو بيت زيبا و مشهور از حافظ است. در بعضی چاپهای ديوان حافظ (مثل چاپ قدسی، انجوی و نيز حاشيهٔ چاپ پژمان) هم در جزء غزل حافظ (بر سر آنم كهگر ز دست برآيد)، كه با همين وزن و رديف و قافيه سروده، آمده است. در اوايل انقلاب نيز سرودی با اين شعر ساخته شد (شعر و آهنگ محمدعلی ابرآويز) كه مصراعِ مشهور حافظ «ديو چو بيرون رود، فرشته درآيد» نيز در آن تضمين شده بود، ولی این شعر در هيچيك از چاپهای معتبر و نُسَخ قديم ديوان حافظ نيامده است.
اين دو بيتِ زيبا از «حكيم تبيان» است. تا جايی كه جستوجو كردم، نخستينبار مرحوم احمد گلچين معانی در جُنگ معانی (چاپ مركز پژوهشی ميراث مكتوب، ص١١) به اين انتساب اشاره كرده است. بعدها در عرفات العاشقين (چاپ مركز پژوهشی ميراث مكتوب، ص ٨٥٢ جلد دوم)، در بخش «متقدمين»، نيز ديدم كه اين دو بيت به همين شاعر نسبت داده شده است (منبعِ گلچين نيز عرفات بوده). در آنجا، مصراع چهارم به صورت «باز يكی روزگار چون شكر آيد» ضبط شده است.
هوالحکیم
ماه شریف شعبان المعظم 1446هجری درحال خروج از برج و صورت فلکی حوت است حدود 2روز دیگر مانده تا شرف قمر بهمن ماه.... شرف قمر عکس قمر در عقرب است
خورشید در برج و صورت فلکی جدی.... هوا سردتر میشود
@ALTAFHIM
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
در ماه شریف شعبان و اعیاد نورانی آن هستیم ... جهت کمک به ساختن منزلی در حاشیه شهر عزیزان هر مبلغی هر مقداری کمک کنند متأسفانه مدتهاست(چندین سالست) که به خاطر مشکلات مالی این بزرگواران گرفتار شدن و مصالح و دستمزدها هم بسیار بالاست در حد ساخت یک اتاق کوچک.. در این فصل سرما خدا خیر تان بدهد...
:دوچیز قضای حتمی را برمیگرداند دعای پدر و مادر و کمک به دیگران ...
ش کارت به نام محمد خسروی/بانک ملت
۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸
ش کارت دوم /بانک ملی
6037997546372302
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
❤️پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :❤️
[روز قيامت] هر كسى در سايه صدقه ی خود است تا آنگاه كه ميان مردم داورى شود .
( كنز العمّال : ۱۶۰۶۸ )
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
19.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻در آدمی عشقی و دردی و خارخاری و تقاضایی هست که اگر صدهزار عالم مُلک او شود، نیاساید و آرام نیابد. این خلق به تفصیل در هر پیشهای و حِرفَتی، صنعتی و مَنصبی و تحصیلِ نجوم و طب و غیر ذلک میکنند و هیچ آرام نمیگیرند. زیرا آنچه مقصود است به دست نیامده است. آخر معشوق را دلآرام میگویند، یعنی که دل به وِی آرام گیرد. پس به غیر، چون آرام و قرار گیرد؟!
📚 فیه ما فیه
👤 مولوی
╰๛---๛---๛-------------------
🔻 [حضرت مولانا جامی] میفرمودند که: حصول این حالت و تَحَقُقِ این نِسبَت آنی است؛ زیرا که از مقولهیِ ادراک و انفعال است، حقیقتِ کار اِعراض و اِقبال است؛ اِعراض از ماسِوی و اِقبال به حضرت حق تعالی و این، در یک آن ممکن است. نفسِ آدمی به منزله مرآتی است که روی به جانب دیگر دارد، وی را میباید گردانید که رویش به جانب حق اُفتد. عزیزی در صحبت یکی از مشایخ زَعقهای بزد و بیفتاد. چون برخاست، صوفی برخاست.
📚 تکلمهیِ نفحاتالانس، ص ۷۸
╰๛---๛---๛---------------------
آزمایش فکری فلسفی
💠 آیا درختی که هیچکس آن را نمیبیند، وجود دارد؟
تصور کنید هنگام قدم زدن در پارک به درختی نگاه میکنید. حالا چشمانتان را ببندید. آیا درخت هنوز آنجاست؟ احتمالاً میگویید: «بله، چون وقتی چشمانم را باز کنم، دوباره آن را میبینم.» اما حالا فرض کنید که هیچ انسانی در جهان نیست. هیچکس این درخت را نمیبیند، به آن فکر نمیکند و از آن آگاه نیست. آیا درخت همچنان وجود دارد؟ اگر بگویید که درخت وجود دارد، چگونه میتوانید وجود چیزی را که هیچکس آن را ادراک نمیکند، ثابت کنید؟ آیا واقعاً میتوانید یک «درخت ادراکنشده» را تصور کنید؟
جرج برکلی، فیلسوف ایرلندی، از این آزمایش فکری نتیجه میگیرد که اشیای مادی وجود مستقل از ذهن ندارند. وقتی ما چیزی را میبینیم یا لمس میکنیم، در واقع مستقیماً با خود آن شیء مواجه نیستیم، بلکه فقط ادراکات و احساسات خودمان را تجربه میکنیم. برای مثال، گیلاس چیزی جز مجموعهای از ادراکات و احساسات ما نسبت به آن نیست: رنگ قرمز، طعم ترش، نرمی و رطوبت، همه اینها ادراکات ما هستند. اگر این ادراکات را حذف کنیم، دیگر چیزی به نام «گیلاس» باقی نمیماند! به همین دلیل، برکلی نتیجه میگیرد که: «وجود» مساوی با «ادراک» است. اگر چیزی ادراک نشود پس وجود ندارد.
💬 نظر شما چیست؟ آیا چیزی که هیچکس آن را ادراک نکند، میتواند وجود داشته باشد؟
دکتر محمدمهدی اردبیلی4-2.mp3
زمان:
حجم:
67.8M
🔺درسگفتار کامل متنخوانی پدیدارشناسی روح هگل