وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ
از آنچه به شما روزی دادهایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!»
المنافقون/10
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
دوش شنیده ام سخن پی شده هستی قلم /عاشق راه مغتنم ای تو همه پاره تنم /صوت صدایت به سری ازتو وانفصال حق/چیست شده برای ما شعر بلند محتشم /خواب که از مشرق دین در شرف مغرب کین /موج زند خود ببرد هستی ما در تو صنم /نیست وهست حق مگر راه به جایی ببرد /گشته میان این زمان حق جدای مغتنم /پرزده از راه دلم سوی مقام مست تو /عطر سخن پراکنی در تو هوای مشعرم / زار کنی یا نکنی پرده ستر عاشقی /باتو حجاب راه حق ای تو تمام حاصلم(م.خ)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
در بی پناه جانم شوق جهان بدارم /هرکس که جان پناهم با او ست هر جهانم /در غرقه ی یَمِ خود ای موسی
نجاتم /پیوسته نیست گشتم هرجا که حق ندانم /کآخر صبای امید با شرق نور خورشید /در این ظلال جوشید اندر خم بیانم /هرجا که عاشقی کرد در زورق نگاهت /در موج رود خواند قوس تودر کمانم /محراب پیچ در پیچ خواند به حرب در هیچ/آهسته تر بگوید بنگر بدین عذابم /یکتای حرف در دل گویدشمیم مشکل /چون زلف باد رفته در طره نگارم (م.خ)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
هرچند مبتلایم اندر خم بلایم /کاندر زبان خاموش زنده تر از بیانم /هر سمت آه بودن در رمز نور امید/با آن تشعشع ناب از خود چه ها بدانم /در کار این زمانه یادش مگر غمی بود/در آن مگر فسانه حادث شده کلامم/بی جاست طعن دشمن خواهد مگر زمانی/پیداست خاطر خود در عمق جان جانم/خسته دلان عاشق سوته دلان معشوق /در هم نواز سازش روشن تر از زمانم(م.خ)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
وقتی که من آرامم در خاک تهی دستی/خود در طلب جانم از جام می ومستی/بی شوق تو از فردا یک ساعت من کم نیست /تا در قفس نفسم ای حاصل در هستی/پیدا شده هر پنهان از فوج نسیم مهر/در خویشتن خود هم یک جرعه به سر مستی/نابود مگر باشد در اوج غبار غم /در تو ز کدامین خواب ای نیست شده هستی/بوی تو واین قسمت از طرف نگارین رو/ای یوسف کنعانی از چاه ظلم رستی/نور شفق مشرق کاهیده دراین محفل/درهر سحر غافل باصد کمی و پستی(م.خ)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
من عاشق و تو شیدا در فکر خود از فردا /یک صحبت غم با هیچ پیداست مگر رویا /از خشکی این ساحل نوری بطلب شاید /آرام میان ماست یک ساعت بی معنا /ای کوه بسان شب با سایه سنگینت /در شهر مگر باشد درد غم او با ما/هر چند که صادق بود عاشق تر از عاشق بود /گوینده لایق بود ای هستی خود درجا/از خستگی امید حرفی بزنی یا نه /از مست نسیم خواب در بستر یک رویا(م.خ)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
من هم هنوز هستم در پیش گاه حاصل/حاشا که کم گذارم در جست و جوی مشکل/بوییدن زمان هست آنی که خود بدانی/جوشیده و خروشید ای هست و بود کامل /این را مگر جهانی در آستان ببیند /در هر نسیم گوید درحق صاحب دل/پیدایش سخن بود هرچند بیش و کم بود/آید به کیش تن بود درخود بسان باطل/پبوسته هر چه گوید مقدار تابش نور /از خود چگونه خورشید درقعر عقل کاهل(م.خ)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
در دام توامشاید آرام کنم خودرا /حادث شده این ممکن در خواب کنمخودرا /بیچاره تر از هرکس در پیرُهن شاهد /بی کس شده از خود هم در کار کنمخود را /بوسیده غمی چندی در جیب نظر بینش /آهسته تر از اینم فریاد کنم خود را /ای صاحب لوح حق با این قلمزرین /بنوشته به سان شوق آوار کنمخود را /هرگاه که عسرت بود در حرج سخن پیما/در باور تنهایی چون یار کنم خود را(م.خ)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi