هوالنور
خروج ماه از حالت محاق ....آغاز اعتدال پاییز ی ....خورشید زیبا در صورت فلکی سنبله...حدود ۵ روز مانده تا قمر در عقرب مهر ماه....
🔸 یکی از نمونه های جالبی که میتواند فشار اجتماعیِ ناشی از اظهارنظرِ مخالف با جامعه دانشگاهی را تصویر کند، برخورد بد و متعصبانهای است که دانشگاه با تامس نیگل داشته است.
🔸 نیگل فیلسوفی خداناباور و ملحد است اما خداناباوری او از قسمِ خداناباوری افرادی مثل داوکینز و کراوس که به نحو دگم از طبیعتگرایی هستیشناسانه حمایت میکنند، نیست.
🔸 نیگل بدونِ ترس و واهمه از فشار اجتماعی موجود در محیطهای دانشگاهی انتقادات تند خودش را بر علیه ایدئولوژیِ طبیعتگرایی ( یا به قول خودش بت قبیله ی دانشگاه یا شاید گاو مقدسشان و یا نظریه ای ایدئولوژیک) بیان کرد.
🔸 بخشی از هزینه های مخالفت او با جریان حاکم، به صورت تحقیر و ناسزا در نوشته ها و کتابها و مقالات طبیعتگرایان متعصب موجود است.
🔸 لیست برخی از ناسزاها: از خود راضی و خطرناک برای رشد فکری بچه ها+بی آبرو+دورو+جاهل+ذهن خراب کن+سزاوار سرزنش+احمق+غیرعلمی
🔸 البته او به عنوان یک فیلسوف، قهرا میدانست که مخالفت با جو غالب چه هزینه هایی را میتواند بر او تحمیل کند. وی مینویسد: در جو کنونی که طبیعتگرایی علمی غلبه دارد و به شدت وابسته به گمانه زنی های داروینی است به نظرم آمد که درباره ی جایگزینهای ممکن به گمانه زنی بپردازیم. بیش از هرچیز میخواهم در پرتو این واقعیت که ما در مورد جهان واقعا چقدر کم میدانیم مرزهای آنچه نااندیشیدنی انگاشته میشود را گسترش دهم.
.......
"روزهای همۀ ماههای قمری با هم برابر و دقیقاً 29 روز و 12 ساعت و 44 دقیقه و 3 ثانیه یا 53059028/29 روز است. همچنین ماههای همۀ سالهای قمری با هم برابر و دقیقاً دوازده ماه و برابر با 3670834/354 روز است. اما برای سهولت محاسبات هر سال قمری را 354 روز در نظر میگیرند، بدین جهت در یک سال، 6 ماه سی روزی و 6 ماه 29 روزی وجود دارد.
برای جبران کسری سال، هر سه سال یکبار، یک روز اضافه میشود؛ یعنی سال سوم 355 روز خواهد بود؛ چرا که مقدار کسری در سه سال، 3670834/0× 3 یا برابر 101/1 روز میشود.
نتیجهی مهمی که این محاسبه دارد و نباید از آن غفلت نمود، «قاعده یک در میان» است؛ یعنی در سال قمری، ماهها یک در میان 30 و 29 روز، هستند.
با این همه گاهی اشتباه و یا اختلافی در شروع ماه یا سال جدید پیش میآید که یکی از عوامل مهم بروز این اشتباه و اختلاف، رعایت نکردن «قاعده یک در میان» است.
از آنجا که منجمان مجبورند عدد ایام هر ماه را با عدد صحیح (غیر کسری) بیان کنند و در ثبت تاریخ و وقایع نمیتوان از روز سیام ماه نصفش را متعلق به ماه قبل گرفت و نصفش را به ماه بعد داد، ناچار ماه قمری باید حداقل 29 روز و حداکثر سی روز تمام محاسبه شود. به همین جهت دانشمندان علم نجوم به دو نوع ماه قمری قائل شدهاند:
ماه حسابی،
ماه هلالی رؤیتی،
برای تنظیم ماه حسابی، منجمان جدولهایی ترتیب دادهاند که بر حسب سیر ماه طبق قواعد نجومی و مقدار ماهها و سالها و تعیین اوایل آنها، همه طبق قاعدۀ حرکت وسطای ماه و خورشید و ستارگان تنظیم شده است تا بر یک نظم کلی باشد، نه بر طبق حرکت مدتی ماه و آفتاب. طبق حرکت وسطای ماه و آفتاب گفتهاند: از مدت دور زدن قمر (از آن وقت اجتماع تا اجتماع دیگر) 29 روز و 12 ساعت و 44 دقیقه است و منجمان خود اقرار دارند که در وقت اجتماع ماه با آفتاب، هلال با چشم دیده نمیشود و نتیجه کار آن جدول و محاسبۀ نجومی این میشود که:
چون مدت یک ماه، 12 ساعت و 44 دقیقه، از 29 روز زیادتر است و این مقدار در دو ماه متوالی بیشتر از یک شبانهروز میشود، آنرا یک روز کامل حساب میکنند. و یک ماه را تمام(سی روز) میگیرند و یک ماه را ناقص(29 روز) تا جبران نقص ماه قبل شود؛ یعنی در حقیقت 12 ساعت ماه دوم را به 12 ساعت ماه قبل اضافه میکنند و یک روز کامل به ماه قبل میدهند و سی روز میگیرند. و از آنجا که سال قمری از محرم شروع میشود؛ لذا محرم سی روزه خواهد بود و ذیالحجه 29 روز.
اما منظور از ماه هلالی رؤیتی، ماهی است که به وسیلۀ رؤیت با چشم ثابت میشود. مدار احکام اسلامی بر همین ماه است و فقهای عظام مدت هر ماه هلالی را از رؤیت هلال تا رؤیت هلال ماه بعد میدانند، نه به محاسبه جدول مذکور که 30 روز و 29 روز است.
به همین دلیل گفتهاند در ماه هلالی رؤیتی، در اثر یک حرکت نوسانی خفیف که در ماه است، ممکن است چند ماه متوالی (حداکثر 4 ماه) سی روزه بوده و سه ماه متوالی 29 روز باشد.
فقهای عظام شیعه به دو دلیل ماه حسابی منجمان را معتبر ندانستهاند:
اولا: به جهت اینکه در شرع دلیلی بر حجیت و اعتبار آن جدول نجومی وجود ندارد، بلکه شرعا دلیل بر خلاف آن داریم. مثل روایتی که میفرماید: "صم للرؤیة و افطر للرؤیة"؛[1] (زمانی که هلال رمضان را دیدی، روزه بگیر و زمانی که هلال شعبان را دیدی روزه نگیر و روزهات را افطار کن).
ثانیا: اشکالی است که در محاسبۀ ریاضی منجمان در سالهای کبیسه به وجود میآید؛ چرا که طبق حساب منجمان در هر سی سال، یازده سال را "کبیسه" میگیرند و مجبورند ذیالحجه را که طبق محاسبهشان 29 روزه است، سی روزه بگیرند.
بنابراین، از آنجا که تعداد روزهای ماه و سال یک عدد صحیح نیست و به تبع آن از نظر فقه، ماه حسابی معتبر نیست، فقها ماه هلالی رؤیتی را معتبر دانستهاند و چون امکان رؤیت در همهی مکانها و در همهی ساعات یکسان نیست، طبیعی است که اختلاف نظرهایی در رؤیت هلال ماه و عدم رؤیت پیش آمده و میآید که در این موارد در ماه بعد خود بخود این اختلاف برطرف میشود. و نیز در مواردی با حکم حاکم شرع به حلول ماه نو، این اختلاف نظرها از بین میرود.
[1]. شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، "
@ALTAFHIM