╭────────────────
꧷
🔻 لقَد صارَ قلبی قابلاً کلّ صورة
فمرعَی لغزلانٍ و دیرٌ لِرُهبانِ
و بیتٌ لأوثانٍ و کعبةُ طایفٍ
و ألواحُ توراتٍ و مُصحفُ قرآنِ
أدینُ بِدینِ الحُبِّ أنّی توجّهَت
رکایبُهُ فالحُبُّ دینی و إیمانی
قلب من پذیرای همۀ صورتهاست
پس قلب من چراگاهیست برای غزالان وحشی و صومعهای برای راهبان ترسا و معبدی برای بتپرستان و کعبهای برای حاجیان
در قلب من الواح مقدس تورات و کتاب آسمانی قرآن جا دارد
من به کیش و دینِ عشق مؤمن گشتهام و ناقهی عشق، مرا به هر کجا خواهد سوق میدهد
عشق دین و ایمان من است.
📖 ترجمان الاشواق
👤 شیخ اکبر محیالدین #ابن_عربی
╰๛---๛---๛---------------------
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
در ماه شریف جمادی الثانی ماه بانوی دو عالم ... جهت کمک به ساختن منزلی در حاشیه شهر عزیزان هر مبلغی هر مقداری کمک کنند متأسفانه مدتهاست(چندین سالست) که به خاطر مشکلات مالی این بزرگواران گرفتار شدن و مصالح و دستمزدها هم بسیار بالاست در حد ساخت یک اتاق کوچک.. در این فصل سرما خدا خیر تان بدهد...
:دوچیز قضای حتمی را برمیگرداند دعای پدر و مادر و کمک به دیگران ...
ش کارت به نام محمد خسروی/بانک ملت
۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸
ش کارت دوم /بانک ملی
6037997546372302
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ
از آنچه به شما روزی دادهایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!»
المنافقون/10
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
❤️پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :❤️
[روز قيامت] هر كسى در سايه صدقه ی خود است تا آنگاه كه ميان مردم داورى شود .
( كنز العمّال : ۱۶۰۶۸ )
🔻 درآمدی به فلسفه تحلیلی_۱
کانت پرداختن به مباحث کلی وجود و هستی، و سخن گفتن از اموری چون قوه وفعل، حدوث وقدم، مقولات عشر و دیگر مسائلی که در متافیزیک سنتی مطرح میشد را سبب عقب ماندگی فلسفه میدانست. او به دنبال پیشرفت واعتلای مابعد الطبیعه بود و تحقق این امر را به تغییر نگرش و تحول در موضوع ومباحث فلسفه میدانست.
در فلسفه سنتی غیرمدرن سوال از حقیقت موجودات یا هستی ونیستی آنها بود. اما به اعتقاد کانت در فلسفهورزی جدید باید موضوعات را به نحو "استعلایی" مطرح کنیم، یعنی در معرفت شناسی پیشاکانتی این سوال مطرح میشد که: عالم خارج وجود دارد یانه؟؟
اما در معرفت شناسی کانتی بجای این پرسش که خارج وجود دارد یانه، این سوال مطرح میشود که: ما تا چه حد و تحت چه شرایطی توانایی این را داریم که عالم خارج وطبیعت را ادراک کنیم و آنرا بشناسیم؟؟
این سوال، پرسش استعلایی یاهمان انقلاب کپرنیکی کانت بود.بنابراین هر گاه درباره شرایط تحقق چیزی بحث میکنیم در واقع آن را "استعلایی" یا "ترانسندنتال" میکنیم. لذا اگر بگوییم تحت چه شرایطی فلان امر امکان پذیر است؟؟ پرسش فوق یک سوال استعلایی است. بر این اساس کانت یک پایگاه معرفت شناسی برای فیلسوفان درست کرد. در اینپایگاه جدید فلسفه بجای پرداختن به اینکه آیا واقعیت تحقق دارد یانه؟؟ ویا حقیقت امور چیست؟؟ (هستی شناسی امور) باید به این پرداخت که شرایط تحقق امور چیست؟؟ لذا وقتی کانت میگوید "مبانی مابعدالطبیعی اخلاق" یعنی مبانی معرفتی اخلاق یعنی شرایط تحقق و امکان اخلاق را بررسی کنیم. بنابراین اگر به بررسی وجود شناختی امری بپردازیم میشود، مرتبه اول فلسفه ورزی، اما وقتی به نحو استعلایی به مطالعه آن امر بپردازیم و شرایط تحققش را بررسی کنیم، مرتبه دوم فلسفه ورزی محقق میشود، که همان مباحث معرفتشناسی است. هرسوالی که از پایگاه معرفت شناسانه مطرح شود، و در این پایگاه بماند فلسفه تحلیلی است. به عبارتی تمام فلسفه های مرتبه دوم ، تحلیلی میباشند.
╰๛---๛---๛-------------------
⌜
🔻درآمدی به فلسفه تحلیلی_۲
کانت درپی پیشرفت و ارتقای متافیزیک بود، وی تحقق این هدف را منوط به ایجاد تغییراتی چند در حوزه فلسفه میدانست از جمله آنکه فلسفه باید از موضوع هستی شناسی عدول کرده و به معرفت شناسی و امکان شناخت و بررسی شرایط تحقق عینی امور بپردازد. از جمله دیگر تغییرات این بود که دانشمندان علم جدید، در بررسی موضوعات علمی کاملا بیطرف هستند،بدین معنا که در تحقیقات علمی، شئون شخصی مثل احساسات و عواطف و عقاید وفرهنگ خود را به حالت تعلیق درآورده وکنار میگذارند، لذا دانشمند خود را از لحاظ روحی و ذهنی درگیر موضوع و مساله مورد بحث نمیکند، بلکه به عنوان "ناظری بیطرف_impartial observer" در لابراتوآر و یا آزمایشگاه، به تحقیق درباره موضوع خاصی میپردازد.به زعم کانت فیلسوف باید "سوژه بیطرف" باشد و در تحقیقاتش مانند یک دانشمند علوم تجربی بااتخاذ روشی متعین و غیرمبهم موضوع مورد بحث را "آبجکتیفای_objectify" کند. " قابل دسترس کردن برای همگان" در نگاه کانت همان آبجکتیفای شدن موضوع تحقیق است.بدین معنا که فیلسوف موضوع مورد بحثش را باید به صورت (امرِ متحصِلِ قابلِ دسترسی و اندازه گیری) درآورد، لذا وقتی امری آبجکتیفای شود، به "مساله_problem" تبدیل میشود.مساله چیزی است که به نحو روشمند و متدیک قابل حل است ومیتوانیم ابهاماتش رابرطرف کنیم. "مساله" با "question_شک وشبهه" فرق دارد.
"مساله" چیزی است که برایش "راه حل_solution" پیدا میکنیم.
مثلا آب در چند درجه به جوش میآید؟ این سوال میتواند به "مساله" تبدیل شود، یعنی میتوانیم برای پاسخگویی به آن یک راه حل تجربی قابل دسترس برای همگان انتخاب کنیم، پس آتش برپا کرده و آب را روی آن گذاشته وببینیم در چه درجهای به جوش میآید.
اما موضوعی که آبجکتیفای نمیشود و به صورت امر محصِل قابل تحقیق در نمیآید در حالت "ابهام_question" باقی میماند و یا به تعبیر ویتگنشتاین به صورت "راز" درمیآید که در اینحالت مساله تولید نمیشود. پس وقتی مسالهای وجود ندارد، چیزی برای حل کردن نداریم و در دام رازها میافتیم و گمان میکنیم مساله است لذا در دام مبهم گویی و بیان سخنان بیمعنا میافتیم.
براین اساس معرفت شناسی در نگاه کانت واصحاب فلسفه تحلیلی به معنای، "جنبه علمی_Science" دادن به فلسفه میباشد یعنی فیلسوف بایدمانند دانشمندان تجربی عمل کرده، موضوع مورد بحث را به نحو متعین در بیآورد تا مساله تولید شود و بتواند آنرا به نحو متدیک حل کند.
این مساله را "پایگاه معرفتشناسانه سوژه لااقتضاء" میگویند که کانت بنیانگذار اصلی آن میباشد.
️╰๛---๛---๛-----------------