ففرق بها بين قبل و بعد- ليعلم أن لا قبل له و لا بعد
1- قبل وبعد، همان زمان ومکان است، حقیقت زمان قبل وبعد است، همانطور که مکان هم از قبل وبعد انتزاع میشود.
قبل وبعد، اختصاص به زمان ندارد، در مکان هم جاری وساری است، وهر موجودی درون خودش متضمن قبل وبعد است که از او به تجزی ومقداری هم تعبیر میشود، که خداوند اشیاء را درون اجزاء آفرید، وجزء اولش غیر از جزء وسطش وغیر از جزء آخرش میباشد.
ولذا عنوان "قبل وبعد" مساوی تجزی میباشد، وطبق احصائی که کرده ام حدود سی عنوان ملازم با تجزی در روایات وآیات، وارد شده است، که یکی از آن عناوین متعدد، همین عنوان "قبل وبعد" میباشد.
2- تعبیر صمد به معنای چیزی که جوف (وسط) ندارد، در سوره توحید اشاره به همین حقیقت دارد که تنها موجود غیر دارای قبل وبعد، خداوند است.
3- تعبیر تفریق بین قبل وبعد، نهایت لطافت را در بیان عجز مخلوقین دارد، موجودی که قبلش از بعدش خبر ندارد، ودرون اجزاء وجودیش افتراق واختلاف هست، چگونه ممکن است که به خالق نیاز نداشته باشد.
4- امتداد زمانی یا مکانی تلازم عقلی با امکان وجود دارد، زیرا همانطور که قبلا گذشت اگر وحدات ثمانیه نباشد استحاله ذاتی اجتماع نقیضین نخواهد بود، که یکی از وحدات ثمانیه زمان ومکان بود، وقهرا با انتفاء وحدت زمان ومکان امکان انعدام محقق میشود، پس قبل وبعد داشتن هر چیزی به معنای امکان زوال اوست،
5- به تعبیر دیگر امکان زیاده ونقصان با قبل وبعد داشتن ملازم است، وچیزی که امکان زیاده ونقصان دارد نمیتواند مجرد از ماده باشد، زیرا در نظر فلاسفه چنین موجودی باید امکان استعدادی داشته باشد.
متن پیام مختصر وبسیار مفید استاد هندی:
عدم وجود حالت منتظره در مجردات
...اگر برای مجرد حالت منتظرهای باشد یعنی کمالی را با انتظار به دست آورده و به تدریج فراهم کند، در منطقه زمان قرار داشته و با حرکت و ماده آمیخته و جسمانی میباشد و تالی، یعنی مادی و جسمانی بودن موجود مجرد باطل است...( رحیق مختوم ج ۲ ص ۲۴۴)
ماسوی الله به اعتراف فلاسفه محدودند و روشن است که هیچ حدی برای هیچ محدودی ضروری نیست و قطعا حد هر محدودی، مانند اصل وجودش که در حد و قدر تعین مییابد، ممکن و قطعا قابل تبدیل و تغییر و متوهم بالقلة و الكثرة خواهد بود.
بنابراین اگر پذیرفتیم هر محدودی، کمالاتش قابل زیاده و نقصان است بالضروره باید به مادی بودن ماسوی الله اعتراف نماییم.
ملاصدرا در فصل ۴ جلد ۱ اسفار فی ان الواجب لذاته واجب من جمیع جهاته میگوید:
" اذ لو کان للمفارق حالة منتظرة كمالية يمكن حصولها فيه لاستلزم تحقق الامكان الاستعدادي فيه و الانفعال عن عالم الحركة و الاوضاع الجرمانية و ذلك يوجب تجسمه و تكدره مع كونه مجردا نوريا هذا خلف" ( رحيق ج ٢ ص ٢٣٧)
یادم نمیرود در گفتگویی که با یکی از فلاسفه نسبتا معروف داشتم( این گفتگو در کانال نیز موجود است) در عین اینکه میپذیرفت هر محدودی زیاده و نقصان پذیر است، ولی اصرار عجیبی به ثبوت مجردات داشت تا جایی که الکتریسیته و بو را نیز مجرد میدانست.
پایان پیام استاد هندی
6- تنها موجودی که قبل وبعد ندارد، خداوند است، زیرا گذشت که قبل وبعد با تجزی وزیاده ونقصان تلازم دارد، واگر موجودات غیر متجزی را متعدد بدانیم، قهرا دچار تهافت خواهیم شد، زیرا زیاده ونقصان با غیر متجزی قابل جمع نیست، وقبلا مکررا بیان کردیم که بین کل وکلی تلازم برقرار است، وکلی ذو افراد با کل ذو اجزاء تفاوتی ندارد.
7- در روایت از تجزی مخلوقات وقبل وبعد داشتن آنها، بر غیر متجزی بودن خداوند استناد فرموده است، که اشاره به ملاک امکان دارد، وبرهان امکان بدون اشاره به ملاکش، هیچ کارائی ندارد، زیرا وجود بدون توجه به قبل وبعد داشتن ویا نداشتنش، قابل انطباق بر خدا وخلق است، پس تا توجه به موضوع امکان که قبل وبعد داشتن باشد، نکنیم نمیتوان موجودی را ممکن نامید، ویا از او بر وجود خالقش احتجاج کرد.
حکم به امکان بدون توجه به موضوع آن معقول نیست.
8- تمایز این برهان وحیانی از برهان عقیم بشری که برهان امکان مینامند در همین کلمات نورانی نمایان میشود، که اولا همزمان با اثبات خداوند، مایز او از خلق نیز اثبات میشود، وثانیا همانطور که گذشت اساسا بدون توجه به صفت متجزی بودن مخلوقات، خود خداوند هم قابل اثبات نبود، وثالثا وحدت خداوند نیز اثبات گردید، زیرا که غیر متجزی یعنی موجودی که قابل زیاده ونقصان نیست، وقهرا نمیتواند متعدد باشد.
لذا همانطور که مکررا اشاره شده است، تنها راه نفی شریک، استفاده از نفی شبیه (در مقداری وتجزی) برای خداوند است:
أَوَّلُ عِبَادَةِ اللَّهِ مَعْرِفَتُهُ وَ أَصْلُ مَعْرِفَةِ اللَّهِ تَوْحِيدُهُ
9- در این جهت، فرقی بین فقرات قبل وبعد این جمله نورانی نیست، اگر چه تمایز این جمله نورانی در اشاره به دو خصوصیت زمان ومکان در مخلوقات، قابل قیاس با هیچ جمله ای نمیباشد.
بسم الله الرحمن الرحیم
مادی ومجرد
در مکتب معارفی اهل بیت علیهم السلام برای تبیین خالق ومخلوق از واژه های بسیار روشن استفاده میشود، همانند:
مقداری بودن همه مخلوقات.
عددی بودن
متجزی بودن
احتمال زیاده ونقصان
مکان وزمان داشتن
جسم بودن
زندیقی از امام صادق علیه السلام پرسید:
إنّ اللّه تعالی ما هو؟ فقال علیه السلام : هو شيء بخلاف الأشياء؛ إرجع بقولي "شيء" إلی أنّه شيء بحقيقة الشيئيّة، غير أنّه لا جسم، ولا صورة، ولا يحسّ، ولا يجسّ، ولا يدرك بالحواسّ الخمس، لا تدركه الأوهام، ولا تنقصه الدهور، ولا تغيّره الأزمان.
خدای تعالی چیست؟ امام علیه السلام فرمودند: او چیزی است بر خلاف همه چیز، از اینکه مىگویم: "او چیزی است" بر آن شو که او حقیقتا و واقعا چیزی است جز اینکه نه جسم است و نه صورت و نه محسوس است و نه به حواس پنجگانه ادراک مىگردد، اوهام او را در نیابند، و زمانها از او نکاهند، و در او تغییری ایجاد نکنند.
در این حدیث شریف ونظائر آن، به وضوح، نقطه اختلاف خالق ومخلوق را، در عبارت "بخلاف الاشیاء" به جسم بودن ما سوی الله، و نقصان پذیری، تغییرپذیری آنها قرار داد.
ولی فیلسوفان با دخالت نابجا وتمسک به واژگان "مادی ومجرد" سبب تحیر خود ومریدان خویش را فراهم کردند، وبا غفلت از اختلاف حقیقی خالق ومخلوقات که در واژگان وحیانی تبلور یافته بود، همه چیز را در قالب مقداری وعددی دیدند، وخدایشان موجودی بینهایت وسیع وکل الاشیاء، شد، و دقیقا زمانی که در مجردات موهوم خویش دست وپا میزدند، خیال میکردند که به معارف بلند دست یافته اند
🌟بارش شهابی دوپیکری ۱۴۰۴ در یک نگاه
بامداد یکشنبه ۲۳ آذر امسال، بارش شهابی مشهور سالانه دوپیکری (جوزایی) با نرخ بارش ساعتی سرسویی ۱۵۰ شهاب در ساعت، به اوج میرسد.
عامل این بارش شهابی، نه یک دنبالهدار، بلکه سیارک فایتون ۳۲۰۰ میباشد!
اما نام بارشهای شهابی از محل قرارگیری کانون بارش در آسمان، گرفته شده و در بارش دوپیکری، کانون بارش در کنار ستاره سر پیکر پیشین (Castor) صورت دوپیکر قرار دارد.
نور ماه پس از نیمه آخر با ۲۷% درخشندگی در آسمان بامدادی، تا حدودی مزاحم مشاهده شهابهای این بارش است؛ هرچند دور از نور و آلودگی هوای شهرها، اگر به نقاط دور از ماه توجه کنید، شانس شکار شهابهای درخشان این بارش را دارید.
علیرغم اینکه امسال نیز برخی مجموعهها به برگزاری تورهای نجومی حتی در شبهای غیر اوج بارش روی آورده و تبلیغات زیادی برای بارش جوزایی منتشر کردهاند! اما گروه آموزش کاربردی انجمن نجوم آماتوری ایران به دلایل مختلف از جمله: قرار داشتن اوج بارش در بین هفته، حضور نور ماه در آسمان بامدادی، هوای ابری کشور طی این روزها و همچنین شیوع آنفولانزا، امسال برای این بارش برنامه رصدی ندارد.
#رویداد_نجومی_ماه
🌖
چکیده
پارادوکس دروغگو جملهای است که دربارۀ خود میگوید که کاذب است. در این مقاله نخست دو راه حل سنتی و معروف این پارادوکس نقد و رد میشود و سپس به کمک دو پیشفرض مهم راه حل جدیدی برای پارادوکس عرضه میکنیم. نخست اینکه گزارهها حامل اصلی صدقاند و نه جملهها؛ هرچند گاه با مسامحه و آسانگیری، صدق را به جملهها نیز نسبت میدهیم؛ این قبیل مسامحه فقط تا جایی جایز و رواست که دقت بحث قربانی نشود و ساخت پارادوکس نیز دقیقاً یکی از آن موارد است؛ به این ترتیب با کنارنهادن مسامحه و تدقیق بحث، جملة مزبور در پارادوکس دروغگو بازنویسی میشود به جملهای که میگوید گزارهای که خود بیان میکند کاذب است. پیشفرض دوم، که استفاده میشود نظریۀ ساختاری گزارههاست که برمبنای آن هر گزاره مجموعهای مرتب یا یک چندتایی مرتب است (گزارهها از جنس مجموعهها محسوب میشوند). حال به کمک اصل تنظیم در نظریۀ مجموعهها نشان میدهیم که هیچ مجموعهای نمیتواند عضو خود باشد و از آنجا که گزاره نیز مجموعه است نمیتواند خودش عضوی از خود باشد و از کذب خود بگوید؛ به این ترتیب اصلاً چنین گزارهای یافت نمیشود و جملۀ مزبور در پارادوکس دروغگو گزارهای را بیان نمیکند و بیمعنی است. به این ترتیب نشان میدهیم که حامل صدقدانستن گزارهها (بهجای جملهها) و پذیرش نظریۀ ساختاری گزارهها (گزارهها از جنس مجموعهها محسوب میشوند) کمک میکند تا راه حلی پذیرا برای پارادوکس دروغگو بهدست آید، اما به این موضوع میتوان دقیقاً از زاویة مقابل هم نگریست و این دستاورد را دلیلی بر قوت آن مفروضات بهحساب آورد. یعنی یکی از نقاط قوت حامل صدقدانستن گزارهها و نظریۀ ساختاری گزارهها این است که میتوانند راه حل قابل قبولی برای پارادوکس دروغگو در اختیار ما بگذارند.
دکتر احمد بستانیDr Bostani.mp3
زمان:
حجم:
38.9M
🖍 مقام ملاصدرا در تاریخ فلسفهٔ سیاسی اسلامی
✅ سخنران: دکتر احمد بستانی
🗓 ۱۳ خرداد ۱۴۰۴
🏠 ارائهشده در انجمن علمی فلسفه و علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی
دکتر محمود مروارید دکتر_محمود_مروارید_تغییر_در_متافیزیک_تحلیلی_و_نظریه_ی_حرکت_جوهری.mp3
زمان:
حجم:
27.4M
🎙 تغییر در متافیزیک تحلیلی و نظریه حرکت جوهری
👤 ارائهدهنده: دکتر محمود مروارید
🌐 از انجمن علمی فلسفه دانشگاه تهران
۲۲ آذر سالروز درگذشت ابوریحان بیرونی
(زاده ۱۳ شهریور ۳۵۲، سپتامبر ۹۳۷ خوارزم -- درگذشته ۲۲ آذر ۴۲۷، ۱۳ دسامبر ۱۰۴۸ غزنه ) ریاضیدان و ستارهشناس
او زادگاهش روستای كوچك "بیرون" بود و «بيرونی» نامیده شد.
در رياضيات، هيئت "علوم فضايی" فيزيك، زمين شناسي و جغرافيا سرآمد دانشمندان دوران خود بود. دائرةالمعارف علوم چاپ مسكو ابوريحان را دانشمند همه قرون و اعصار خوانده است. در بسياری از كشورها نام او را بر دانشگاهها، دانشكدهها و تالار كتابخانهها نهاده و به او لقب «استاد جاويد» دادهاند.
وی گردش خورشيد، گردش محوری زمين و جهات شمال و جنوب را دقيقا محاسبه و تعريف كرده است. خورشيد گرفتگی هشتم آوريل سال ۱۰۱۹ ميلادی را در كوههای لغمان "افغانستان كنونی" رصد و بررسی كرد و ماه گرفتگی سپتامبر همين سال را در غزنه به زير مطالعه برد.
در زمان وی، سامانيان كه پايتختشان شهر بخارا بود، بر شمالشرقی ايران، شامل خراسان بزرگتر و منطقه خوارزم، زياريان بر گرگان و مازندران و مناطق اطراف آنها، بازماندگان صفاريان بر سيستان بزرگتر، غزنويان بر جنوب ايران خاوری "مناطق مركزی و جنوبی افغانستان امروز" و بوئيان بر ساير مناطق ايران تا بغداد حكومت میكردند و همه آنان مشوّق دانش و ادبيات فارسی بودند و سامانيان بيش از ديگران در اين راه اهتمام داشتند. بيرونی كه در جرجانيه خوارزم نزد ابونصرمنصور تحصيل علم كرده بود، مدتي نيز در گرگان در حمايت مادی و معنوی زياريان كه مرداويز سردودمان آنان بود، به تحقيق پرداخت و پس از آن تا پايان عمر در ايران خاوری آن زمان به پژوهشهای علمیاش ادامه داد. با اينكه محمود غزنوی ميانه خوبی با بيرونی نداشت و وسایل كافی برای تحقيق در اختيار او نبود، ولی اين دانشمند لحظهای از تلاش برای تكميل تحقيقات علمی خود دست نكشيد.
او كه به زبانهای يونانی، هندی و عربی هم تسلط داشت، كتب و رسالات متعددی كه شمار آنها را بیش از ۱۴۶ گفتهاند، نوشت كه جمع سطورشان بالغ بر ۱۳ هزار است.
مهمترين آثار او عبارتند از: «التفهيم» در رياضيات و نجوم، «آثار الباقيه» در تاريخ و جغرافيا، «قانون مسعودی» كه نوعی دائرةالمعارف است و كتاب «هند» درباره اوضاع اين سرزمين از تاريخ و جغرافيا تا عادات و رسوم و طبقات اجتماعی آن.
وی كتاب دائرةالمعارف خود را به نام سلطان مسعود غزنوی حاكم وقت كرد، ولی هديه او را كه سه بار شتر سكه نقره بود نپذيرفت و به او نوشت كه كتاب را به خاطر خدمت بهدانش و گسترش آن نوشته است، نه پول.
بيرونی معاصر بوعلیسينا بود كه در اصفهان مینشست و باهم مكاتبه و تبادل نظر فكری داشتند.
او در جريان لشكركشیهای محمود غزنوی به هند غربی "كه پاكستان امروز قسمتي از آن است" امكان يافت كه به آن سرزمين برود، زبان هندی فراگيرد و درباره اوضاع هند تحقيق كند كه محصول اين تحقيق، كتاب «هند» است.