eitaa logo
~°دنیای آرورو🪞꩜
32 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت دو درحال نوشتنه(زارت)
~°دنیای آرورو🪞꩜
پارت دو درحال نوشتنه(زارت)
تو رو جدت پارت سه رو هم بزار این جا خیلی خلوته
الو؟ طی زنده ای ؟
هعی
پارت دو🪞🪐 لبخندی به پهنای صورت داشت و با نگاهی مرموز تر از گوشه ی چشم به من نگاه میکرد ، از همه عجیب تر و غریب تر اینکه دمش اونقدرررر دراز بود که دور خونه ام یه حصار کشیده بود . طوسی بود و چشمای سبز داشت . یه ده دقیقه ای میشد که به هم زل زده بودیم و اون هنوز همونطوری به من نگاه میکرد . کم‌کم تونستم خودمو آروم کنم و به خطاب به خودم گفتم :«نه بابا چیزی نیست کافیه بری داخل و چشماتو ببندی تا این خواب وحشتناک تموم شه . باشه ؟» بعد برگشتم تا در رو ببندم و برم داخل که گربه با صدای نازک دخترونه گفت «:خودت تنها میخوای بری داخل؟ منو نمیبری؟ یعنی من دوست تو نیستم؟» درجا خشکم زد از شدت ترس و تعجب زبونم بند اومده بود بعد از چند دقیقه آروم برگشتم سمت در دوباره همون گربه رو دیدم ولی اینبار یه دختربچه بود با موهای طوسی و بلند انقدر بلند که درحالی که جمعشون کرده بود اونارو توی بغل خودش گرفته بود و لبخند میزد. تی|درسا