eitaa logo
~°دنیای آرورو🪞꩜
30 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
(چیزی ندارم بنویسم)
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت دو🪞🪐 لبخندی به پهنای صورت داشت و با نگاهی مرموز تر از گوشه ی چشم به من نگاه میکرد ، از همه عجیب تر و غریب تر اینکه دمش اونقدرررر دراز بود که دور خونه ام یه حصار کشیده بود . طوسی بود و چشمای سبز داشت . یه ده دقیقه ای میشد که به هم زل زده بودیم و اون هنوز همونطوری به من نگاه میکرد . کم‌کم تونستم خودمو آروم کنم و به خطاب به خودم گفتم :«نه بابا چیزی نیست کافیه بری داخل و چشماتو ببندی تا این خواب وحشتناک تموم شه . باشه ؟» بعد برگشتم تا در رو ببندم و برم داخل که گربه با صدای نازک دخترونه گفت «:خودت تنها میخوای بری داخل؟ منو نمیبری؟ یعنی من دوست تو نیستم؟» درجا خشکم زد از شدت ترس و تعجب زبونم بند اومده بود بعد از چند دقیقه آروم برگشتم سمت در دوباره همون گربه رو دیدم ولی اینبار یه دختربچه بود با موهای طوسی و بلند انقدر بلند که درحالی که جمعشون کرده بود اونارو توی بغل خودش گرفته بود و لبخند میزد. تی|درسا
پارت سه🪞 چشمام گرد شده بود که با تته پته گفتم ب... ب... بفرما.. یید... دا. داخل موهاشو محکم تر در آغوش کشیدو با قدم های ناز و آروم توی خونه اومد درحالی که لبخند میزد به در و دیوار خونه ام نگاه میکرد . بعدشم خیلی اروم و بی خیال رفت و نشست روی کاناپه . نمیدونستم باید چیکار کنم . رفتم توی اشپزخونه براش چیزی بیارم تا ازش پذیرایی کنم . یهو به خودم اومدم و دیدم دارم واسه ی دختر یا شایدم یه گربه، چایی درست میکنم . سینی چایی رو بردم توی پذیرایی . ولی از دختر خبری نبود . سینی رو گذاشتم روی میز و دنبال دختر گشتم . یهو با تپه ای از موهای طوسی مواجه شدم . دختر داشت داخل اتاقم رو میگشت . تی|درسا
پارت چهار🪞 عصبانی شدم . پرسیدم : چیکار میکنی؟ چی میخوای ؟ بیا برو بیرون از خونه ی من دختر صورتشو به سمتم برگردوند . لبخندش محو شد . گفت : چایی رو بیار اینجا دیگه نزدیک بود جیغ بزنم . این دختر خیلی پرو بود . چایی رو اوردم و یکی شو دادم دستش . دوباره پرسیدم : دنبال چی میگردی ؟ چیزی نگفت فقط دوباره لبخند زد . هرچی بیشتر میگذشت بیشتر لبخند میزد و لبخندش به خنده تبدیل شد . هر چند لبخند زیبا و نازی داشت ولی بازم اعصاب خردکن بود . پرسیدم : حداقل اسمتو میگی؟ گفت : آلیشیا هستم . +که این طور . جواب سوال قبلیمو نمیدی؟ -(لبخند) +بگو شاید تونستم کمکت کنم تلاشم بی فایده بود . هیچ جوره راضی نمیشد . تی|درسا
پارت پنج🪞 هرچی تکرار کردم انگار نه انگار دیگه داشت اعصابمو بهم میریخت یهو از کوره در رفتم، از جام پریدم و داد زدم یا بگو اینجا چیکار داری یا از خونه من گمشو بیرون دخترککککک _هی آرورااااا اسم من آلیشیا ست نه دخترک یحظه پوکر شدم و درجا خشکم زد اسم منو از کجا میدونست؟ *تکان تکان خوردن دست جلوی صورتم _آرورا.... آروراا کجایی دارم با تو حرف میزنم به خودم اومدم دیدم دست آلیشیاست نشستم روی تخت خوابم +تو..... تو... تو اسم منو از کجا میدونی؟ تو واقعا کی هستی؟ تی|درسا