#دنیای_آرورو
پارت سه🪞
چشمام گرد شده بود که با تته پته گفتم ب... ب... بفرما.. یید... دا. داخل
موهاشو محکم تر در آغوش کشیدو با قدم های ناز و آروم توی خونه اومد
درحالی که لبخند میزد به در و دیوار خونه ام نگاه میکرد .
بعدشم خیلی اروم و بی خیال رفت و نشست روی کاناپه .
نمیدونستم باید چیکار کنم .
رفتم توی اشپزخونه براش چیزی بیارم تا ازش پذیرایی کنم .
یهو به خودم اومدم و دیدم دارم واسه ی دختر یا شایدم یه گربه،
چایی درست میکنم .
سینی چایی رو بردم توی پذیرایی
. ولی از دختر خبری نبود .
سینی رو گذاشتم روی میز و دنبال دختر گشتم .
یهو با تپه ای از موهای طوسی مواجه شدم .
دختر داشت داخل اتاقم رو میگشت .
تی|درسا
#دنیای_آرورو
پارت چهار🪞
عصبانی شدم .
پرسیدم : چیکار میکنی؟ چی میخوای ؟ بیا برو بیرون از خونه ی من
دختر صورتشو به سمتم برگردوند . لبخندش محو شد .
گفت : چایی رو بیار اینجا
دیگه نزدیک بود جیغ بزنم .
این دختر خیلی پرو بود .
چایی رو اوردم و یکی شو دادم دستش .
دوباره پرسیدم : دنبال چی میگردی ؟
چیزی نگفت فقط دوباره لبخند زد .
هرچی بیشتر میگذشت بیشتر لبخند میزد و لبخندش به خنده تبدیل شد .
هر چند لبخند زیبا و نازی داشت ولی بازم اعصاب خردکن بود .
پرسیدم : حداقل اسمتو میگی؟
گفت : آلیشیا هستم .
+که این طور . جواب سوال قبلیمو نمیدی؟
-(لبخند)
+بگو شاید تونستم کمکت کنم
تلاشم بی فایده بود .
هیچ جوره راضی نمیشد .
تی|درسا
#دنیای_آرورو
پارت پنج🪞
هرچی تکرار کردم انگار نه انگار
دیگه داشت اعصابمو بهم میریخت یهو از کوره در رفتم،
از جام پریدم و داد زدم
یا بگو اینجا چیکار داری یا از خونه من گمشو بیرون دخترککککک
_هی آرورااااا اسم من آلیشیا ست نه دخترک
یحظه پوکر شدم و درجا خشکم زد اسم منو از کجا میدونست؟
*تکان تکان خوردن دست جلوی صورتم
_آرورا.... آروراا کجایی دارم با تو حرف میزنم
به خودم اومدم دیدم دست آلیشیاست
نشستم روی تخت خوابم
+تو..... تو... تو اسم منو از کجا میدونی؟ تو واقعا کی هستی؟
تی|درسا