اَسـکآف | 𝐀𝐒𝐊𝐀𝐅
شده در گوشِ تو گوید که تو را باز تو را نشوم فاشِ کسی تا که شوم رازْ تو را :)
شده آغوش شود تا که همآغوش شوی
گره ات باز کند تا که تو خاموش شوی ؟!
اَسـکآف | 𝐀𝐒𝐊𝐀𝐅
شده آغوش شود تا که همآغوش شوی گره ات باز کند تا که تو خاموش شوی ؟!
شده یک شب برود تا که روی در پی او
که تو فرهاد شوی تا بشوی قصهیِ او ؟!
اَسـکآف | 𝐀𝐒𝐊𝐀𝐅
شده یک شب برود تا که روی در پی او که تو فرهاد شوی تا بشوی قصهیِ او ؟!
به همان حال بگویی که تو مجنونِ منی
به تو بیمار شدم تا که تو درمونِ منی ..
اَسـکآف | 𝐀𝐒𝐊𝐀𝐅
به همان حال بگویی که تو مجنونِ منی به تو بیمار شدم تا که تو درمونِ منی ..
شده دلتنگ شوی غم به جهانت برسد
گرهات کور شود غم به روانت برسد ؟!
اَسـکآف | 𝐀𝐒𝐊𝐀𝐅
شده دلتنگ شوی غم به جهانت برسد گرهات کور شود غم به روانت برسد ؟!
که روی دیدنِ او تا که کمی شاد شوی
بروی در بغلش تا که تو آباد شوی :)
اَسـکآف | 𝐀𝐒𝐊𝐀𝐅
که روی دیدنِ او تا که کمی شاد شوی بروی در بغلش تا که تو آباد شوی :)
که بگوید که تو تعریفِ همان عشقِ منی
بروی یا نروی هر چه شود جانِ منی ♡ "
اَسـکآف | 𝐀𝐒𝐊𝐀𝐅
که بگوید که تو تعریفِ همان عشقِ منی بروی یا نروی هر چه شود جانِ منی ♡ "
گره ات باز کُنَد تا که تو بینا بشوی
که غمت باز شود تا که تو معنا بشوی ..
اَسـکآف | 𝐀𝐒𝐊𝐀𝐅
گره ات باز کُنَد تا که تو بینا بشوی که غمت باز شود تا که تو معنا بشوی ..
شده اما تو نبودی شده اما که چه دیر
گرهای کور شدم تا که شدی یک دلِ پیر
اَسـکآف | 𝐀𝐒𝐊𝐀𝐅
شده اما تو نبودی شده اما که چه دیر گرهای کور شدم تا که شدی یک دلِ پیر
همه در خواب ولی عشقِ تو بیدار بِماند
همه پل های دلم بی تو چو دیوار بِماند
اَسـکآف | 𝐀𝐒𝐊𝐀𝐅
همه در خواب ولی عشقِ تو بیدار بِماند همه پل های دلم بی تو چو دیوار بِماند
من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنی
همه عاشق شدنم رفت تو منظورِ منی !"
اَسـکآف | 𝐀𝐒𝐊𝐀𝐅
من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنی همه عاشق شدنم رفت تو منظورِ منی !"
که تو رفتی و دلم بی تو همان سنگ شدُ
همه این عشق رَوَد تا که دلم جنگ شدُ
اَسـکآف | 𝐀𝐒𝐊𝐀𝐅
که تو رفتی و دلم بی تو همان سنگ شدُ همه این عشق رَوَد تا که دلم جنگ شدُ
نکند بد بشود آخرِ این قِصهی بد ؛
نکند تلخ شود آخرِ این غُصهی بد ..