متن تقدیمی شما:
تو جاده های خاکی جزیزه ی پرنس ادوارد قدم میزدم...پشت سر هم نفس عمیق میکشیدم و هوای تازه ای که با صدای دریا و زنبور ها قاطی شده بود رو تنفس میکردم...هر طرفی رو نگاه میکردم اثری از مادر طبیعت بود...که دستای سبز و لطیفشو روی زمین میکشید و به زمین خاکی،طراوت میبخشید.داشتم به این فکر میکردم که اگه تو این جزیره،فقط ی جا بود که مال خود خودم...و ی شاید نفر دیگه بود چی میشد...که چند ثانیه بعد از اون تفکراتم رسیدم به یه باغ. روی سردر باغ نوشته شده بود:careless whisper...هیجان و ترس،تمام وجودم رو فرا گرفته بود...از کنجکاوی درب رو باز کردم و با کوردلیا، دختری با موهای مشکیش که بالای سرش گوجه ای جمع شده و با لباس آستین پفی سبزش و صورت فرشته مانندش به من لبخند میزد،ملکه ی برفی،و میزی از پای سیب و تارت گیلاس برخوردم...اونجا خوشبختی و شادی مثل ماری درونم می خزید...اونجا (مکان آرزوهام) بود ؛)
هدایت شده از -آغـــوشْ-
''روزی چارلی چاپلین جوکی را برای تماشگران تعریف کرد همه خندیدند. سپس برای بار دوم آن جوک را تعریف کرد، این بار فقط تعدادی خندیدند. وقتی برای بار سوم آن جوک را تعریف کرد، هیچکس نخندید.
سپس چارلی چاپلین جمله زیبایی گفت:
اگر یک جوک نمیتواند چند بار تو را بخنداند،
چرا یک غم باید چند بار تو را بگریاند؟''
تقدیم به شما🦖🎈
-مطیهستم-
غرق شدن در اقیانوس چشمهایت..
و پرواز به روشنی آسمان،با درخشش نور نگاهت' 🌒 ·
هوا مه آلود بود و آرام آرام در دل جنگل سرسبز از کنار ریل قطار عبور میکرد..
این همان مسیری بود که با نگرانی و ذوق طی کرده و به جزیره ی پرنس ادوارد آمده بود..
چقدر لذت بخش بود..
در حالی که سعی میکرد تعادلش رو روی کناره های ریل حفظ کنه، نم نم بارون و قطره های لطیف باران رو روی گونه هایش احساس میکرد..
ایستاد، سرش رو بالا برد و در آسمون آبی رنگ محو شد..
محو زیبایی اش، محو اون بینهایتِ زیبا..محو اون همه عجایب و راز های نهفته..
چه دنیای وسیعی بود آن بالا بالا ها؛
صدای آشنایی شنید..بوی عشق و محبت به مشامش میرسید..
دست های لطیفش از پشت کشیده شدن و همان لحظه نجات پیدا کرد..
نجات از غرق شدن..نجات از تنهایی..نجات از تاریکی قلبش،
آن آغوش آرامش بخش تمام روح و قلبش را در بر گرفته بود..
ای دوست عزیز من، اکنون تو مانده ای برای قلبم، برای آرامش روحم..
و حالا بمان در قلب من، محافظت میکنم از قلبت، روحت و جسمت..
دورم از تو..اما فاصله بی معنیست وقتی قلب من آنجا در کنار توست..!))