_همیشه به رویام خیلی نزدیک میشم
ولی بعدش
یه اتفاقی میوفته... .
_شما مرشدا جرقه هاتون علایقتون و هدفاتون خیلی ابتداییه!
پ.ن: و این دقیقا مشکل بشریته.
بعد از مدت ها امروز یه حس جالب داشتم
یه حس سبکی، حس لبخندی که حتی اگه روی لب نشینه روی لپام هست و مهم نیست چقدر جلوشو بگیرم.
حس عجیبی بود امروز. از نقطهای که هستم بعد از مدتها راضیم هرچند که میدونم هیچوقت هیچکدوم از حالت ها توی زندگی ثابت نمیمونن و دائما همهچیز #میذگره
قرار نیست اجازه بدم این لحظه ها سرمستم کنه و هوش از سرم بپرونه ولی تا میتونم از تک تک لحظه هاش لذت میبرم چون کسی چه میدونه کدوم لحظه، لحظهی آخره؟.
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
بعد از مدت ها امروز یه حس جالب داشتم یه حس سبکی، حس لبخندی که حتی اگه روی لب نشینه روی لپام هست و مه
گفتم لپ...
...
شمارو جان عزیزتون اینو جا بندازین
بابا حداقل
حدااااااقل
حداااااااااااااااقل وسط خیابون جلو یه گله مرد لپ ادمو نکشیدددددددد
به جان عزیزم زشتهههههههههه
قبیحهههههههههههههه
مستهجنههههههه
نمیدونم حرف اوناییو باورکنم که فکرمیکنن ۱۶ سالمه یا اونایی که فکرمیکنن ۲۴ سالمه...
_کی بهت چک سفید امضا داده که فکرمیکنی قراره اینهمه زنده باشی؟...
کلی حرف داشتم درمورد امروز بزنم ولی اینو میزارم همینجا و درموردش با یه لبخند سکوت میکنم...
... فقط اینو ثبت میکنم که امروز بعد از ۳ سال نقیب رو دیدم :))))✨🤌🏻
لیست ادمینای اهوازی ایتا که میشناختم تموم شد ملون و لاوندر و نقیب حالا هرسه برام ماهیت فیزیکی دارن؛
واین خیلی جالبه.
دیدن آدمایی که مدتها میشناسیشون و توی ذهنت تصورشون کردی و وقتی میبینیشون با یک شگفتزندگی جالب مواجه میشی...
#میذگره
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
سوختی جانم چه میسازی مرا بر سر افتادم چه میتازی مرا
لیک میترسم که هرگز تا ابد
بر نخیزم گر بیندازی مرا
#م_م