ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
بعد از مدت ها امروز یه حس جالب داشتم یه حس سبکی، حس لبخندی که حتی اگه روی لب نشینه روی لپام هست و مه
گفتم لپ...
...
شمارو جان عزیزتون اینو جا بندازین
بابا حداقل
حدااااااقل
حداااااااااااااااقل وسط خیابون جلو یه گله مرد لپ ادمو نکشیدددددددد
به جان عزیزم زشتهههههههههه
قبیحهههههههههههههه
مستهجنههههههه
نمیدونم حرف اوناییو باورکنم که فکرمیکنن ۱۶ سالمه یا اونایی که فکرمیکنن ۲۴ سالمه...
_کی بهت چک سفید امضا داده که فکرمیکنی قراره اینهمه زنده باشی؟...
کلی حرف داشتم درمورد امروز بزنم ولی اینو میزارم همینجا و درموردش با یه لبخند سکوت میکنم...
... فقط اینو ثبت میکنم که امروز بعد از ۳ سال نقیب رو دیدم :))))✨🤌🏻
لیست ادمینای اهوازی ایتا که میشناختم تموم شد ملون و لاوندر و نقیب حالا هرسه برام ماهیت فیزیکی دارن؛
واین خیلی جالبه.
دیدن آدمایی که مدتها میشناسیشون و توی ذهنت تصورشون کردی و وقتی میبینیشون با یک شگفتزندگی جالب مواجه میشی...
#میذگره
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
سوختی جانم چه میسازی مرا بر سر افتادم چه میتازی مرا
لیک میترسم که هرگز تا ابد
بر نخیزم گر بیندازی مرا
#م_م
بعضیا توی این دنیا مثل اونی عمل میکنن که وسط امتحان شروع میکنه به پرت کردن حواس بقیه
صرفا چون خودش نمیخواد امتحان بده.
*ساقی به یاد یار بده ساغری ز می
از آن گنه چه باک که باشد به یاد وی
*من ژنده پوشِ یارم و دارم به جان او
ننگ از قبای قیصر و عار از کلاه کِی
*تا کی دلا به مدرسه طامات طُرَّهات
بشنو حدیث یار دو روزی ز نایِ نی
*واعظ مگو حدیث بهشت و قصور و حور
ما توسن هوا و هوس کردهایم پِی
*ما عندلیبِ گلشن قدسیم و باغِ ما
ایمن بود ز باد خزان و هوای دی
*زاهد برو چه طعنه مستی زنی که هست
مست از خیال دوست «صفایی» نه مست مِی
~ملا احمد نراقی
#م_م