هدایت شده از رسانه هنرستان
🔎 #قمپز
📢دعوتید به:
شصت و سومین محفل طنز قمپز
🔺️با حضور:
مهدی فرج اللهی
عباس احمدی
و طنزپردازان استان قم
📅 چهارشنبه ۲۳ اسفند ساعت ۱۶:۳۰ تا افطار به صرف افطاری ساده
🏫 قم، خیابان ساحلی، کتابخانه آیتالله خامنهای
🟥 ورود برای عموم آزاد و رایگان است
🔰 با #هنرستان از برنامههای فرهنگی هنری استان #قم باخبر باشید 👇👇👇
🆔 @honarestan_net
یهو یه جایی که داری له میشی زیر بار زندگی و فک میکنی هیشکی صداتو نمیشنوه یه رفیق میاد و میگه هنوز به یادتم
یه رفیق
یه رفیق که یادت رفته بود داریش...
فرزانه اون روزها تازه نوار کاست مریم حیدرزاده رو خریده بود و هر روز به یکی از ما امانت میداد
سال ۷۶ خیلیا با شعرای مریم حیدرزاده شاعر شدن ...عاشق شدن
دیشب دلم یه جوری هوای شعراشو کرده بود....
سلام بهونه ی قشنگ من واسه ی زندگی آره بازم منم همون دیونه همیشگی
فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت؟!
دلم واست تنگ شده بود این نامه رو برات نوشت!
حال من و اگه بخوای رنگ گلای قالیه
جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه
ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه
از غصه هام هرچی بگم جون خودت بازم کمه
دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون
فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خسته ات نکنه
غم غریبی عزیزم سرد و شکسته ات نکنه
اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون
منم تو رو سپردمت دست خدای مهربون
راستی دیروز بارون اومد منو خیالت تر شدیم
رفتیم تا اوج آسمون با ابرا هم سفر شدیم
از وقتی رفتی آسمون پر کبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتره
فدای تو نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم !
حقیقتو واست بگم به آخر خط رسیدم
رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی
قسمت تو سفر شدو قسمت من آوارگی
به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته
یه قلب تنها و کبود هلاک یک نگاهته
من میدونم همین روزاعشق من ازیادت میره
بعدش خبر میدن بیا که داره عشقت میمیره
عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه
یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دلیل زندگی! با یه غمی دوست دارم
داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم
وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر
مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچ وقت نگیر
حرف منو به دل نگیر همش غم غریبیه
تو رفتی من غریب شدم چه دنیای عجیبیه!
میگم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن
نورشون بدرقه پاکی لحظه هات کنن
تنها دلیل زندگیم!
با یه غمی دوستت دارم.
عاقا
یکی بیاد به من بگه اون بیرون چه خبره؟؟؟
گرمه سرده شلوغه خلوته
دنیا تو ۱۴۰۳ چه رنگیه؟
از شعر چه خبر ...الان چجوری شعر بگی رو مدی؟
امسالم دعوا سر کی بیت رهبری بره کی نره هست یا نه؟
تو را زنانه میخواهم
زیرا تمدن زنانه است
شعر زنانه است
ساقهی گندم،
شیشهی عطر،
حتی پاریس زنانه است
و بیروت – با تمامی زخمهایش – زنانه است
نزار قبانی
آدمی است دیگر ...یکهو یک روز بلند میشود و توی آینه خودش را میبیند و حس میکند چقد دارد حالش از خودش بهم میخورد
بعضی آدم ها اینطوری هستن دیگر اینطوری مثل من اینطوری که وقتی،یک غمی روی دلشان خیلی سنگینی میکند به جای اینکه دادی...فریادی ..گریه ای،راه بیندازند بدتر لالمانی میگیرند و مات و مبهوت به در و دیوار خیره میشوند
هر روز،با کشتار غزه میمیرم و دریغ از کاری ..سخنی ...بیتی..