سلام میدهم و دلخوشم که فرمودید
هر آنکه در دل خود یاد ماست، زائر ماست
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللّهِ،
وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ،
عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللّهِ اَبَدًا ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ،
وَ لا جَعَلَهُ اللّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ.
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ
وَ عَلى عَلىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلى اَصْحابِ الْحسین
آتام
قسم به چشمهای سُرخت اسماعیل عزیزم، که آفتاب، روزی، بهتر از آن روزی که تو مُردی خواهد تابید قسم به
قسم به چشم های سرخت اسماعیل عزیزم،
که آفتاب روزی که آفتاب روزی که آفتاب روزی بهتر از آن روزی که تو مردی خواهد تابید
اشک ها را سپرده ام دستِ
ابرهایی که رهسپار تو اند
بغض هایم هنوز جان دارند
چشمهایم در انتظار تواند
اشکهایی که پای ندبه ی تو
باز از شوق پر درآوردند
اشک هایی که در دعای سمات
بی هوا از تو سر در آوردند
اشکهایی که جمکران رفتند
در دعای فرج تو را خواندند
با توسل به پایت افتادند
با وصی الحسن تو را خواندند
جاده هایی که گرچه تاریکند
چشم دارند بر بلندی روز
ساکهایی که مانده اند غریب
پای عهدت چهل سه شنبه هنوز
گریه هایی که دور گرد شدند
آب دادند دست عابرها
بغضهایی که نیمه شعبان
گریه کردند با مسافرها
دست هایی که ظهر عاشورا
هم نوا با هزارها طبلند
دستهایی که با امید فرج
با همه مهربان تر از قبلند
دستهایی که نیمه شعبان
گل و لبخند پخش میکردند
با همان حال آخر روضه
چایی و قند پخش میکردند
دستهایی که سینه زن رفتند
هم نوا با صدای سنج شدند
به امید ظهور برگشتند
ساکن گوشه های دنج شدند
پای عهد تو مانده اند هنوز
بغض هایی که اشک و ابر شدند
گریه هایی که هق هق آمده اند
خسته از انتظار و صبر شدند
بغض ها قطره قطره آمده اند
در مسیر مشایه بود شوند
رد شوند از میان موکب ها
با دعای تو بلکه رود شوند
#مهدیه_اکبری