± جایت، کنارم خالیست!
مثلِ نبات کنارِ چای ،
مثلِ گلپر رویِ انار ،
مثلِ بویِ نم؛ وقت باریدنِ باران ،
مثلِ برگهایِ طلایی در پاییز
همینقدر ساده،
همینقدر مهم،
همینقدر حیاتی ..🧡!"
میروم گریه کنم باز دمی را در خود،
میروم غرق کنم کوه غمی را در خود.
می روم باز میان همه ی رفتن ها،
باز هم میروم از شهر تو اما؛ تنها
_تو نگاه خیلی از ماها؛
مردم بزرگ تر از خدان!!
خیال می کنیم اونی که می تونه
عزت و ذلت مارو رقم بزنه؛
مردمن ، نه خدا!!
تنها غرور است،
که انسانیت را به باد میدهد
ما از خاکیم و به
خاک باز خواهیم گشت،
مهربان باشید؛