از دورترین فاصله تو را نگاه میکنم .
نزدیک نمیشوم که نه تو ازرده شوی و نه من !
چشمانم را بوسید ،
طولانیترین و پیچیدهترین اتفاقی بود
که بهعمرم در بدنم رخ داده بود .
هدایت شده از أَبٰاْ أَیْمَنْ | aba aiman
میانرزممیبینیکهتنهامرتضیمیماند
چنانیکدشترممیکردتنهاردّپامیماند
علیآنگونهردمیشدکهازهرکسدوتامیماند
علیآنگونهردمیشدکهعزرائیلجامیماند
.
تقدیم به ؛ عبدالمعید
عَبدالمُعید ؛
بهاذنعالیاعلیبهاحترامعلی ؛
شروعمیکنیماینماهرابهنامعلی !