انقدر صبح تا حالا با بهونه و بی بهونه صدای شکستن بغض وامونده چند ماهم تو این اتاق پیچیده که دیگه نایی نمونده اما،
جبران نمیشوی، حتی به گریه های بسیار .
اصلا دیدنت در آن تابوت در حد طاقت من نیست
تو دقیقا وصف همان بلند مرتبه شاهی…
برای من ، دختر که خمیدگی پدر را دید گواهی مرگش را صادر کنید .
تمام دنیای یک دختر بابای عزیز خودش است و شما بابای عزیز ایران بودی ؛
یتیم شدم .
شدم رقیهای که قرار است بعد از اینهمه بی قراری از پدر دردانه اش سری تحویلش دهند
- صدات زدم با سر اومدی بابا جان؟
+از خدا دیدارت را طلب میکردم و دیدن تابوت نصیبم شد؟! .
و امروز وظیفه عقلانی و شرعی هر انسان فرهیخته آزاده حضور در مراسم وداع با امام امت است ، از همان بچگی به ما یاد دادهاند اگر کسی برای ما کاری کرد تشکر کنیم
او برای ما جانش را داد و کمترین کار ما این حضور است .
خنده هایت زیبایی ثانیه هایم بود
قامتت ستون خانه ام بود
کلامت نور قلبم بود
رویت روشنایی چشمانم بود ؛
زین پس مرا مثل قبل نخواهید دید
زندگیم بر سرم آوار شده .