فقط حیف و صد حیف که مرا نگاه پدرانتان تفسیر نکرد…
شیرین بابا جان صدا نشدم
انگشتر و عبا و قبایی نبود ، راستی دیدید عزیز دلم، کار به قبا نکشید و خیلی هایمان در حسرت همان انگشترهای رنگ و وارنتان ماندیم .
الحمدلله که امروز در قاب دوست داران ایران علیـ-ع- و ایرانی ترین رهبر، قطرهای بودم در دریای خروشان عاشقان .
نه اینکه قلبم آرام گرفته باشد ،
نه اینکه جگرم خنک شده باشد ،
نه اینکه چشمانم از اشک خالی باشد ،
نه اینکه دلتنگیم فرو کش کرده باشد ،
نه اینکه فکرم آرام گرفته باشد ،
نه…
من فقط شمارا دیدم ، این دیدن مرا صد درجه بی قرار تر از قبل کرد ؛ وای بر زندگی ما بدون شما .
دو روز گریه میکنم
یه لحظه هم نمیگذره
دو روز راه میرم و هنوز روی این پُلم
مگه تورو ببینمت…
که بشکفه گل از گلم .