اي نیمهٔ زخمي من، یادت باشد که درد در رگ هاي این سیاره جریان دارد، هیچکس فریادِ کمکت را نمي شنود، آدمي طبیب دیگري نمي شود، همه به عنوان ترمیمِ زخم، ایجاد زخم مي کنند، اما اي نیمهٔ زخمي من، بدان که من اینجا هستم تا وقتي درد داري بند بند وجودت را ببوسم، محبت دردي را درمان نمي کند، اما آن را به حداقل مي رساند، این را بدان که من در پي شاد کردن تو، به حد و مرز نیازي ندارم، اگر به آغوشِ ماه نیاز داري، تو را به ماه مي فرستم تا در آغوشت بگیرد، اگر به بوسهٔ آسمان نیاز داري، آنقدر آسمان را مي خندانم تا اشک شوق بریزد و بر گونه هاي سرخ تو بؤسه زند، اگر به لمس باد نیاز داري، با برگ ها همصحبت مي شوم تا باد را برایت به وزش در آورند، من طبیب نیستم و چه زشت است طبیب خطاب شدن در دنیایي که همه در پي مرگ عزیزان هستند ، من تنها بسیار عاشق تمامِ هستي ات هستم و ستایش کردن تو دلیل متمایز بودن من از سایر است .
◞ ۲۲ فوریه ۲۰۲٤◜